روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

پیامد اختلاف های کوچک و تاثیرات سؤ آن بر جامعه

اختلاف های سلیقه یی در خانواده های کشور مان ، به یک موضوع تکراری، همیشگی و تا حد زیادی عادی و ملال آور تبدیل گردیده است.

بچه ها با والدین، برادر با خواهر، برادر با برادر،  زن با شوهر، همسایه با همسایه، شهروند با شهروند؛ این موضوع برای بسیاری از ماملموس وعادی است. اما راستی این اختلافات برای چیست، از کجا ناشی می شود، نماد ها و نمود های آن در چیست؟

چرا خانواده ها با چنین موضوعاتی درگیر استند و بررسی این موضوع از چه زاویه‌ی امکان دارد؟

هنگام پاسخ به چنین پرسش هایی، ذهن آدمی به درون خانواده کشیده میشود، آنجا که پدر ، مادر و فرزندان در کنار هم و رو به روی هم قرار گرفته اند.

برخی ها هنگام بررسی نخستین این موضوع ، درون نهاد خانواده اختلاف سلیقه را در متن زنده گی به عنوان یک امر طبیعی ، تناوب سلیقه را در گرایش آدم ها به دنیای اطراف و جلوه های آن می دانند.

به تعبیر اینها، آنچه در درون خانواده به عنوان اختلاف سلیقه مطرح میگردد ، نوعی تفاوت در نگاه آدم ها به دنیای اطراف ونیاز های آنهاست این تفاوت درنگاه و نیاز، به زبان عامه اختلاف سلیقه معنا یافته و کش پیدا می کند.

امیرمحمد محصل سال دوم پوهنتون کابل ، دراین مورد به تجربه‌ی خود در زندگی اشاره کرده و می گوید: « پدر ومادر من با هم اختلاف سلیقه دارند، این اختلاف آنها برای من که فرزند شان استم به یک موضوع عادی تبدیل گردیده، چرا که هیچ وقت کار شان به دعوا نمی کشد و بیشتر در مورد موضوعات جزیی با هم درگیر می شوند. البته این درگیری بیشتر یک بحث دوطرفه است، به همین خاطر، من از این لحاظ با مشکل روبه رو نمی گردم و تاحد ممکن سعی میکنم در صحبت ها و کار های شان دخالت نکنم، گرچه این بگو و مگو ها را دوست ندارم چون فضای خانه را ملتهب می سازد».

ماجرای اختلاف سلیقه در همه موارد به چنین نتایجی منتهی نمی گردد، زمانی که موضوع بیخ پیدا می کند و اختلاف اوج می گیرد، این خطر نیز وجود دارد که کار به دعوا و حتا درگیری هم منجر گردد. اینجاست که دیگر نمیتوان با خاطر آرام به نظارۀ درگیری ها نشست و آن را تحمل کرد، با این بهانه که موضوع یک اختلاف ساده و جزیی است.

غلام فاروق هروی که خود در یکی از مکاتب معلم است چنین نظر دارد: « من هم با این نظر موافق و معتقدم ، که اعضای یک خانواده نباید به هیچ اختلاف کوچکی حتا اگر اختلاف در حد رنگ لباس ها باشد، بی توجهی نشان دهند. من خود در میان اطرافیانم با مواردی برخورده ام که به خاطر مسایل بعضاً ساده، کار یک زن و شوهر خانواده حتا به پای میز طلاق هم کشیده شده است. بناً من به حیث یک مربی کوشش می کنم به شاگردانم تلقین نمایم که نسبت به چنین اختلافاتی هیچگاه بی توجه نباشند».

بحث اختلاف سلیقه در خانواده فقط به اختلاف میان پدر و مادر محدود نمی شود، گاه میان برادر با برادر، خواهر با خواهر و نیز خواهر با برادر و یا حتا فرزندان و والدین نیز این اتفاق رخ میدهد. به عنوان مثال هر چه سن فرزندان بالا تر می رود ، میزان در گیری های احتمالی آنها با والدین در موضوعاتی که در مورد آن اختلاف دارند افزایش پیدا می کند. درحال حاضر نیز بسیاری از اختلافات سلیقه در خانواده ها میان فرزندان با والدین است.

خلیل الله حبیب یکتن از شهروندان شهر کابل که درمسایل اجتماعی مطالعه دارد، ریشۀ این اختلافات را مرتبط به جهانبینی آدم ها میداند .

وی می گوید: این که دو انسان با هم تفاوت داشته باشند، امر کاملاً طبیعی است، به هر حال ریشۀ جهانبینی آنها با همدیگر کاملاً تفاوت دارد.

سرمحقق خلیل الله عبقری  روانشناس  بخش اجتماعی در مورد، چنین توضیح می دهد : ” نکتۀ مهم اینست که برای بسیاری از اعضای جامعه این تفاوت ها و پذیرش درست آن مورد قبول واقع نشده است به همین خاطر مرد از زن، والدین از فرزندان انتظار دارند همانگونه به دنیا بنگرند که آنها مینگرند، به عنوان مثال یکی می خواهد همسرش به همان رنگی علاقه داشته باشد که او دارد یا همان غذایی را دوست داشته باشد که او می پسندد.

در اینجا محیط زندگی به یک محیط پر آشوب و کشمکش تبدیل می شود که هیچ یک از اعضا در درون آن از زندگی لذت نمی برد.

اختلاف سلیقه در خانواده و در میان اعضای آن موضوع دیرپا ودراز است، چه این اختلاف میان زن و مرد باشد چه میان فرزندان با والدین که امروزه پر رنگ تر هم شده است، پیوسته موضوعاتی وجود داشته و یا موضوعات تازۀ به میان می آیند که باعث این اختلاف می گردند.

بناً درکاهش این چنین اختلافات یا از میان بردن آن راه هایی را در پیش بگیریم که نه خود مان، نه جانب مقابل و نه اطرافیان با اندک چیزی خدای نخواسته از ما آزرده ودلگیر گردند.

این اختلافات جزیی لاجرم شاخ و پنجۀ شان را از فضای مناسبات شخصی ودرون خانواده گی به بیرون از آن (جامعه) خواهد دوانید که با بزرگ شدن آن، محیط پیرامون واجتماعی ما که در آن زندگی می نماییم متأثر خواهد گردید.

موضوعی که گسترۀ باور و اعتماد را بیشتر از پیش وسعت میدهد، همدیگر پذیری، تفاهم واحترام به سلیقه ونظر دیگران است، خواه از اعضای خانواده باشد، همسایه یا شهروندی که در کنار و همسایگی ما زندگی می کند.

احترام قایل شدن به آرای دیگران در واقع پایه مناسبات باهمی را در جامعه تحکیم کردن است، وقتی ما به این نکته پی بردیم که بدون یکدیگر نمیتوانیم بر مشکلات فایق بیاییم و ناهنجاری ها را از میان برداریم، معتقد به آن می گردیم  که برای ساختار یک جامعۀ قوی و عاری از دغدغه ها تنها و تنها هم نظر بودن و دست یکدیگر را گرفتن است. “

با اینکار میشود همۀ نا برابری ها و جنجال ها را از میان جامعه به دور بیندازیم ؛ جامعۀ آیده ال را که همه‌ی ما به آن نیاز داریم، برای خود و دیگران میسر بسازیم .

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید