روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

وقوع زلزله در پغمان، خطر در کمین کابل است؟

دوشنبه شب ۱۶ سرطان، زلزله‌ای با بزرگی ۴.۶ در مقیاس امواج درونی ریشتر با عمق حدود هفت و نیم کیلومتر در دامنه کوه‌های پغمان در شمال غرب شهر کابل رخ‌داد. کم بودن عمق زلزله و نزدیکی محراق (مرکز سطحی) آن به محدوده شهری باعث شد که همزمان با احساس لرزش زمین، شهریان کابل صدای ناشی از امواج زلزله را نیز بشنوند.

افغانستان کشوری است که پهنای قابل توجهی از آن پوشیده از کوهستان‌های مرتفع است. این کوه‌ها اکثرا به دلیل وجود شکستگی‌های (گسلهای) متعدد و ساز و کار جابجایی متنوع آنها در پهنه این سرزمین به وجود آمده‌اند. مهمترین آنها که از بلوچستان پاکستان شروع شده و با گذشت از حاشیه غربی شهر کابل تا منطقه جبل السراج امتداد می‌یابد شکستگی (گسل) چمن است.

البته در بعضی منابع قسمت شمالی این شکستگی (گسل) که باعث ایجاد سلسله کوه‌های پغمان در غرب کابل شده را نیز به همین نام (گسل پغمان) یاد می‌کنند. این شکستگی (گسل) که ساز و کار حرکتی امتداد لغز چپ گرد دارد به عنوان حاشیه غربی صفحه قاره‌ای هندوستان که به صفحه قاره‌ای اوراسیا برخورد کرده تلقی می‌شود و باعث به وجود آمدن سلسله جبال همالیا گردیده است. بر این اساس یکی از شکستگی‌های عمده موجود در پوسته زمین در منطقه محسوب می‌گردد.

چرا زلزله پغمان مهم است؟

زلزله پغمان از چند لحاظ قابل توجه بود. اول این که با توجه به عمق کم و بزرگی کافی باعث ایجاد وحشت برای شهروندان کابل شد و باز هم زنگ هشدار را در خصوص احتمال وقوع زلزله مخرب در این شهر به صدا در آورد. فعالیت این گسل یا شکستگی یادآور زلزله‌های تاریخی مطالعه شده در منطقه است که در حدود بیش از پنج صد سال پیش وقوع یک زلزله در حدود ۷.۳ در مقیاس ریشتر را در منطقه مشابه تثبیت کرده است. طبق این مطالعات زلزله‌هایی از این دست هر چند قرن یک بار در بازه تاریخی مورد مطالعه برای شهر کابل در نظر گرفته شده است.

دوم این که افغانستان یک دوره بیست ساله از ثبات نسبی و رشد اقتصادی را با حضور و حمایت جامعه جهانی تجربه کرده است. در طول این مدت توسعه شهر کابل با شدت سرسام آور و البته بدون هیچ گونه برنامه ریزی مدون و نظارت جدی بر ساخت و سازها جریان داشته است.

تراکم جمعیت در این دوره زمانی در محدوده شهری کابل حدود ده برابرشده و البته از لحاظ سیاسی و اقتصادی تمامی نهادها در این شهر گردآمده‌اند. ظاهرا حکومتداران در افغانستان در سیاست گذاری‌های خود توجه کافی را نسبت به این خطر بزرگ که در کمین شهر کابل نشسته، نداشته‌اند. در نتیجه آسیب پذیری شهر کابل و به دنبال آن نظام فعلی افغانستان در برابر وقوع زلزله احتمالی بسیار بالا است.

با ترکیب خطر بالای وقوع زلزله از یک سو و آسیب پذیری بالای شهر کابل از سوی دیگر؛ ریسک وقوع فاجعه بعد از وقوع چنین رخ‌دادی بسیار بالا خواهد بود. سیستم پاسخگویی به بحران و همچنین نهادهای امدادرسان موجود به طور قطع برای پاسخگویی به چنین فاجعه‌ای آمادگی ندارند. تصور کنید زلزله‌ای با بزرگی بالای هفت ریشتر در یکی از شب‌های سرد زمستان در کابل به وقوع بپیوندد. امکان تخریب تعداد زیادی از ساختمان‌ها وجود دارد.

راه‌های دسترسی به محلات به دلیل آوار بلند منزل‌های کنار خیابان‌ها مسدود می‌شوند. حکومت برای چنین حالتی هیچ مکانیزم جایگزین مدیریتی را نسنجیده است. سرما و قحطی و قطع خدمات عمومی و صحی و … باعث تداوم تلفات ناشی از این حادثه در روزهای بعدی را غیر اجتناب ناپذیر خواهد کرد.

از سوی دیگر حکومت از عامل دیگر که ممکن به کاهش تلفات و خسارات کمک کند، که همان افزایش آگاهی عامه است، نیز غفلت ورزیده است. در کشورهایی که با چنین خطرات طبیعی مواجه هستند ساختار و نظام آموزشی و رسانه‌ها به شکل نظام‌مندی آموزش‌های لازم برای مواجهه با این حوادث و خطرات را در سطوح مختلف به مردم منتقل می‌کنند.

یکی از دلایل عمده کم بودن تلفات در کشورهایی مانند جاپان در کنار کیفیت و نظام مندی شهرها و اماکن، همین سطح بالای آگاهی مردم است. می‌شود به خاطر آورد که در زلزله عمیق و بزرگ چند سال پیش با مرکزیت بدخشان که به دلیل عمق زیاد خسارات زیادی به همراه نداشت تعداد زیاد تلفات در افغانستان به خاطر عکس العمل نادرست مردم در هنگام وحشت از تکان زلزله بود. تعداد زیادی از دانش آموزان مکاتب در هنگام خروج زیر دست و پا تلف شدند.

وقوع زلزله‌ای به قدرت ۷.۵ درجه در سال ۱۳۹۴ در بدخسان باعث شد که در ولایت تخار در همسایگی بدخشان ۱۲ دانش آموز یک مکتب دخترانه، هنگام فرار از ساختمان این مدرسه زیر دست و پا مانده و جان خود را از دست دادند و ۲۵ نفر زخمی شدند.

به هر صورت حوادث و خطرات طبیعی اموری هستند که به تنهایی فاجعه آفرین نیست. فاجعه وقتی رخ می‌دهد که بشر در برابر وقوع حتمی این حوادث آمادگی لازم را نداشته باشد. غفلت و بی‌برنامگی موجود در شهر؛ در میان شهروندان، شهربانان و شهریاران کابل متاسفانه نمونه بارزی از این دست است.

ابراهیم جعفری

ممکن است شما دوست داشته باشید