روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

فقه معاملات بیع و شراء

بخش آخر / ترجمه و نگارش:عبدالرقیب جهید

المنابذه: آنست که متعاقدین برای یک دیگر لباس خود را بدون دیدن و فکر کردن بیندازد و بر آن بیع را لازم بگرداند.

آن شروط که بیع را فاسد میگرداند: فروختن غلام با این شرط که مشتری آزادش میکند، یا مدبر، ام ولد و مکاتب میکند یا تا مدتی خدمت بایع را میکند. این همه شرائط اند که بیع را فاسد میکنند. فروختن خانه بشرط سکونت، قرض یا تحفه نیز از شرائطی است که بیع را فاسد میگرداند.

تأخیر نمودن عوض به وقت نامعلوم: دو تن در میان خود داد وگرفت نمودند، مشتری برای پرداختن قیمت روز اول حمل مهرجان روز اول خزان یا وقت درَو یا وقت جمع کردن فصل را تعیین نمود، اگر متعاقدین از این اوقات آگاه بود، پس بیع درست است و اگر متعاقدین آگاه نبود، پس بیع فاسد است.

تاریخ مقرر نمودن تا وقت درَو، چیدن میوه، وآمدن حاجیان نیز بیع را فاسد میگرداند، زیرا این تاریخ های ثابت نیستند، و تغییر در آنها می‌آید در نتیجه نزاع وجنجال به میان می‌آید اگر قبل از فرا رسیدن اوقات مقرره این وقتها را لغو کردند بیع درست است.

حکم بیع فاسد و مکروه: چون مشتری در بیع فاسد به اجازه بایع، مبیعه را قبض نمود و هر دو طرف عوض بیع، مال باشد، مشتری مالک مال میگردد، وپرداختن قیمت بر او لازم میگردد، هر دو طرف عقد این گونه بیع را فسخ گردانیده میتوانند، اگر مشتری مال نام برده را فروخت بیع نافذ است.

کسیکه انسان آزاد یا غلام و گوسفند حلال شده و مردار هر دو را در یک عقد فروخت بیع هر دو جانب باطل است، اگر غلام و مدبر یا غلام خود و غلام غیر را به یک عقد فروخت پس بیع تنها در غلام فروشنده در عوض ثمنش درست است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  از بیع (نجش) از بیع کردن بر بیع غیر از تلقی الجلب (رفتن پیش روی قافله) دلالی نمودن شهری برای بادیه نشین و از خرید و فروخت هنگام آذان جمعه منع کرده است. این بیع ها مکروه است وفاسد نیست.

شرح

گرفتن مال به بیع فاسد: اگر مشتری به بیع فاسد مال بخرد بطور مثال با دو صد افغانی بشرط این پارچه بخرد که فروشنده از آن چادر میدوزد، در اینجا هر دو بدلین است، در این صورت گیرنده هنگامی‌مالک مبیعه میگردد که مبیعه را قبض نماید، دور نمودن شرط (دوختن چادر) بر وی لازم است، تا آنکه فساد از بین برود، زیرا این شرط درست نیست و از بین بردن آن واجب است.

یکجا نمودن جائز و حرام: اگر کسی غلام خود و انسان آزاد را یکجا کند و هر دو را با یک بیع به کسی دیگر بفروشد، این بیع در غلام و انسان در هر دو باطل است که یک قسمت مبیعه (انسان آزاد) اصلاً قابل فروخت نیست، و بیع از اساس باطل است، اما با مطلق غلام، غلام مدبر را یکجا کند و با یک بیع بفروشد یعنی قیمت هر یک را معلوم نکند پس مطلق غلام در قسمت ثمن خود فروخته می‌شود.

تعریف بیع مکروه: مکروه در لغت نا خوش وناپسند را میگویند و در اصطلاح بیع مکروه بیعی را میگویندکه غیر از بدلین از جهت سبب خارجی بر آن منع  وارد شده باشد، مثلاً خرید و فروخت هنگام آذان نماز جمعه. روز جمعه خرید و فروخت کار نا روا نیست، اما بعد از آذان نماز خرید و فروخت بخاطر این روا نیست که انسان را از نماز باز میدارد یعنی مصروف شدن در بیع از نماز، عامل خارجی است و به بدلین تعلق ندارد.

بیع نجش: نجش با فتحه نون وجیم کوشش بدام گرفتن پرندگان را میگویند و در اصطلاح آن را میگویند که کسی نه برای خرید بلکه برای تیز نمودن و وادار نمودن مردم به صورت مشتری مال را بیع کند ومردم را  وادار نماید یا مال را به اوصاف دروغ صفت نماید تا آنکه برای مال بازار پیدا کند.

بیع السوم: بیع کردن بر بیع دیگر را میگویند که در حدیث از آن منع آمده است. پیامبر «لایستام الرجل علی سوم اخیه ولایخطب علی خطبه اخیه» ترجمه: یک مسلمان بر بیع دیگر مسلمان بیع نکند ونه بر خطبه (خواستگاری) برادر مسلمان خود خواستگاری نماید، زیرا با این کار دیگر مسلمانان زیان مند می‌شوند، البته این در صورتی است که هر دو جانب برای یک دیگر جواب منفی نداده باشد، اگر هر دو جانب به عقد موافقه و رغبت نداشتند در آن صورت بیع کردن جائز است.

تلقی الجلب: در صحیحین از ابن عباس « نهی رسول الله صلی الله علیه وسلم ان تتلقی الرکبان وأن یبیع حاضر لباد » ترجمه: پیامبرصلی الله علیه وسلم منع کرده است از رفتن پیش روی قافله و از دلالی مردم شهری برای مردم بادیه نشین. (معنای لغوی (تلقی الرکبان) (رفتن پیش روی قافله است) در این حدیث صورت تفصیل منع شده این است که شخص شهری پیش روی کسانی که از بادیه می‌آیند وبا خود مواد غذایی می‌آورند برود، و در شهر نیز به آن مواد ضرورت زیاد باشد،  شخص شهری میخواهد که آن مواد را به قیمت ارزان بخرد، سپس به مردم شهر به قیمت گران بفروشد.

بیع الحاضر للبادی: مقصد از بیع شهری برای بادیه نشین این است که بادیه نشین به شهر مواد بیارد اما شهری بر آن دلالی میکند نمی‌گذارد که خودش بفروشد بلکه میخواهد که بیع را بدست خود بگیرد تا آنکه برای شهریان به قیمت بلند بفروشد. در این صورت دلال کوشش بلند نمودن قیمت بر شهریان را میکند پس این گونه بیع مکروه است.

ممکن است شما دوست داشته باشید