روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

فقه معاملات بیع و شراء

بخش ششم: ترجمه و نگارش:عبدالرقیب جهید

بیع فاسد: در اسلام معاملات بنابر اساس تأمین منافع و ازاله ضررها و منازعات تنظیم شده است، بنابر همین وجه اگر در بیع کدام ضرر یا نزاع بوجودآید، آن بیع روا نیست، فاسد پنداشته می‌شود، وباید فسخ شود، اگر یک عوض یا هر دو عوض (ثمن و مبیعه) حرام باشد پس بیع باطل است، مثلاً در فروختن چیز مردار، شراب، خون، خوگ وغیره. همچنان اگر مبیعه مملوکه نباشد مانند بیع انسان آزاد، ام ولد، مدبر و مکاتب باطل است.

ماهی را در آب فروختن قبل از شکار و فروختن پرنده در هوا جائز نیست. و همچنان بیع حمل، نتاج، فروختن شیر در پستان و پشم در پشت مال فاسد است.

فروختن یک گز از لباس، فروختن تیر از سطح و فروختن ضربت القانص (شکار را یکبار بدام انداختن و گرفتن شکار) روا نیست، ونه مزابنه (فروختن خرما در درخت بطور تخمین درعوض خرمای چیده شده) بیع با پرتاب کردن سنگ،  ملامسه، منابذه و فروختن یک جوره لباس از دو جوره لباس بدون مشخص کردن آن روا نیست.

کسی غلامی‌را با این شرط فروخت که مشتری آزادش میکند، یا مدبر میکند، یا مکاتب میکند، یاکنیز را به این شرط فروخت که مشتری از او اولاد می‌آورد، بیع فاسد است، همچنان اگر با این شرط غلامی‌را فروخت که یک ماه خدمت بایع را میکند یا خانه را به این شرط فروخت که مشتری در آن تا یک مدت معلوم زندگی میکند، یا با این شرط فروخت که مشتری تا یک مدت معلوم سکونت میکند، یا اینکه مشتری برای بایع یک درهم قرض میدهد یا برای او تحفه میدهد پس بیع فاسد است.

کسی با این شرط مال فروخت تا برآمدن ماه برای مشتری می‌سپارد بیع فاسد است. 

کسی حیوان را غیر از حمل آن فروخت بیع فاسد است.

کسی لباس را با این شرط گرفت که بایع از آن برای مشتری لباس یا چپن میدوزد، یا کفش را با این شرط گرفت که بایع آن را درست و برابر میکند یا تسمه می‌اندازد بیع فاسد است.

تعیین کردن وقت به روز های نوروز، مهرجان و عید یهود و تا روزه نصاری، در آن صورت بیع فاسد است که برای مشتری و بایع وقت معلوم نباشد.

بیع با ضرب الأجل وقت درو، خرمن، چیدن میوه وتا آمدن حاجیان روا نیست. اگر تاریخ بیع قبل از وقت فرا رسیدن درو، خرمن، چیدن میوه و آمدن حجاج از هر دو طرف بایع و مشتری لغو گردید، بیع روا می شود.

شرح  

اقسام بیع: بیع بر چهار قسم است: بیع صحیحه، بیع فاسده، بیع باطله، و بیع موقوفه.

بیع صحیحه فوراً ملکیت را انتقال میدهدکه در آن خیار نباشد. بیع فاسده در صورت قبض نمودن مبیعه از بایع به مشتری ملکیت را انتقال میدهد. بیع باطله هر گز ملکیت را انتقال نمی‌دهد و بیع موقوفه مثلاً (کسی مال کسی را بفروشد) به اجازه مالک موقوف می‌باشد وقتی که مالک اجازه بدهد صحیح میگردد. امام قدوری بیع صحیحه را قبلاً بیان کرد. بیع باطل و فاسد را این متن بیان نمود.

تعریف بیع فاسد و باطل: بیع فاسده آنست که به اعتبار اصل روا و به اعتبار وصف نا رواست، یعنی عقد از شخص دارای اهلیت (انسان عاقل و بالغ) صادر و مضاف بسوی محل (مال) شده باشد، اما به یک وصف نا قابل مربوط و وابستگی پیدا کره باشد مانند شرط فاسد.

بیع باطل: بیع باطل آن است که عاقدش اهلیت نداشته باشد، مانند بیع دیوانه، یا این که محل بیع (مبیعه) مال نباشد مثلاً فروختن چیزی مردار.

حکم بیع فاسد و باطل: در بیع فاسد در صورت قبض، مشتری مالک مبیعه میگردد. در بیع باطل مشتری به هیچ صورت مالک مال نمی‌گردد.

ام الولد: هرکنیزکه نسب اولادش از مالک ثابت شود، ام ولد گفته می‌شود.

مدبر: غلامی‌را گفته می‌شود که مالکش به او بگوید تو بعد از وفات من آزاد هستی.

مکاتب: غلامی‌را میگویند که با مالکش معاهده نماید که او را بعد از پرداخت پول تعین شده آزاد میکند.

فروختن ام ولد، مدبر و مکاتب ناجائز و بیع آن فاسد است.

فروختن چیز نامعلوم: مراد از این فروختن آن اشیاء است که معدوم یا نامعلوم باشد. مثلاً فروختن ماهی شکار ناشده، فروختن پرنده ها در هوا، فروختن شیر در پستان، فروختن پشم در پشت مال، فروختن حمل در شکم کنیز یا حیوان، در تمام این صورت‌ها بیع فاسد است.

ضربه القانص: اگر کسی برای شکار دام یا جال اندازد و به کسی دیگر بگوید که اگر در این دام هر قدر شکار بدام افتاد، به عوض صد افغانی برای تو باشد. این را میگویند ضربت القانص و این بیع فاسد است بخاطر اینکه مبیعه نامعلوم است.

مزابنه: آن را میگویند که خرمای موجود در شاخه های خرما را در عوض خرمای چیده شده بطور تخمین فروخته شود. این بیع فاسد است بخاطر اینکه احتمال سود در آن موجود است.

البیع بإلقاء الحجر: بیعی است که در جایی چند جوره لباس جدا افتاده باشد، مشتری بطرف آن سنگ اندازد وسنگ بر هر جوره که افتاد گرفتنش بدون دیدن آن لازم گردد، ومشتری خیار نداشته باشد. در این بیع قبل از وقت آن لباس تعیین شده باشد، جواز ندارد.

الملامسه: آن را میگویند که از یک طرف بیع بر جانب دیگر با لمس نمودن لباس بدون فکر کردن بیع لازم بگردد وخیار رؤیت از بین برود.

ممکن است شما دوست داشته باشید