روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

فقر و بیکاری ؛ عامل بزرگ فساد در جامعه است

سلامت اندیشه و عقل مسیر زنده گی سعادتمند را به انسان میسر می گرداند و در جهت فراهم ساختن نیاز ها و احتیاجات ، او را یاری می رساند.

اما ، حوادث ، شرایط ناسازگار ؛  خارج از قدرت و توان انسان ها ، گاهی سبب می گردند تا راه رسیدن به پیروزی ها را به کندی بپیمایند و یا اصلاً از سیر و حرکت باز مانند.

این حالت، حالت ضعف و ناتوانی اوست ؛ حالتی است که تنها کمک و همکاری انسان های بادرد و عاطفه دردش را دوا می کند و وی را از رنج ها ، مصایب و زیانباری ها می رهاند.

این کار در واقع از نظر اسلام که عنوان احسان بر آن گذاشته شده، از لحاظ اخلاق یک وجیبۀ است که بر عهدۀ انسان های توانا و صاحب توانایی اقتصادی گذاشته شده که حق تخلف از آن را ندارند و بایستی هر طوری که است آنرا انجام دهند.

مصایب و رنج ها اگر انفرادی است و متناسب با تأثیر و موفقیت آن در خور اهمیت و ارزش می باشد ، اما مصایب گروهی بدون گمان اهمیت خودش را دارد که به ایثار و خود گذری می ارزد.

یعنی این گونه مصایب ایجاب آنرا می نماید که انسان های صاحب عاطفه و از لحاظ مالی غنی نه تنها مازاد احتیاج خود را برای بر طرف ساختن نیاز ها تخصیص میدهند، بل بایستی ازضروریات خود نیز  بکاهند تا درد و مصیبت یک گروه و جمعیت رنج دیده و مصیبت رسیده تا حدی جبران گردد.

دارایی، مال و مکنت نعمت خداوند است مشروط بر آنکه از طریق حلال بدست آید و در راه خیر، خوبی و رفاه عامه  صرف شود، در غیر آن جز عصیان و گناه نتیجۀ در قبال نخواهد داشت

آنهایی که مال را از راه های غیر مشروع و ناجایز بدست می آورند و در راه غیر مشروع به مصرف میرسانند از هر دو لحاظ هم کسب مال و هم صرف آن به پیشگاه خداوند مقصر و گناه کار اند. اما آنهایی که از طریق کسب مشروع، جایز و عرق ریزی خودشان صاحب چیزی می گردند او هم نباید به این فکر باشد که در دارایی و مکنت خود صاحب صلاحیت است و می تواند آنرا در هر راهی که خواسته باشد به مصرف رساند ؛ زیرا حکم خداوند (ج) چنین نیست ، مال اگر حلال هم باشد نباید انسان در تعیین موارد صرف آن خود را کاملاً آزاد پندارد.

یک هدایت عالی و ارزشمند اسلامی مبین این  است که

 (( کسانیکه طلا و نقره را ذخیره می کنند و آنرا در راه خدا صرف نمی کنند ، ایشان را به عذاب درد ناک مژده رسان.))

این هدایت ارزنده تجمع مال و ذخیره نمودن آن را اگر حلال باشد یا حرام با قاطعیت تقبیح می کند که اساسأ کار باطل و در بردارنده گناه است.

مال و دارایی بایستی در راه خیر، فلاح و آسایش دیگران که نیاز به آن دارند صرف شود، راهی که سبب رضای خداوند متعال می گردد و آن ذات یکتا را خوشنود می سازد.

بهترین راه برای دریافت رضای خداوند دستگیری مردم ناتوان، فقر زده و مصیبت دیده است که نمونه های بسیاری از آنها را در شهر و بازار می بینیم که از فرط ناتوانی اقتصادی دست تگدی به سوی مردم دراز می کنند و از آنها می خواهند  ۵ افغانی یا ۱۰ افغانی به ایشان کمک شوند.

در واقع صاحب همه مکنت و ثروت خداوند است، به حکم قرآن، انسان دراین زمینه تنها نایب خداوند شمرده می شود، پس بایستی مال و دارایی خود را مطابق به هدایات صاحب اصلی آن که خداوند(ج) است به مصرف برساند، نه حسب خواست و ارادۀ خودش که تنها به صفت نایب شناخته شده است.

افزون بر امر خداوند و پیامبرش ، عاطفۀ انسان بهترین سایق انسان به سوی خیر و احسان است، آن گونه احسان که ، در رفع مصیبت ها به ویژه مصایب اجتماعی مفید و اثرمند باشد.

خداوند منان (ج) می فرماید: (( به خدا و پیامبر ایمان  آورید واز آنچه شما را در آن نایب خود قرار داده نفقه کنید)) .

وجیبۀ انسان در مصرف کردن مال به حیث نایب خداوند ، از این فرمودۀ عالی به صراحت واضح میگردد که علاقه به ثروت و مکنت نباید در حدی برسد که سبب انحراف انسان از راه راست شود، بخل، ذخیره کردن مال و امتناع از مصرف  آن در راه رفع نیاز واحتیاج محتاجان روشن ترین مشکل انحراف انسان از راه راست وتخطی صریح از حکم و ارشاد قرآن محسوب می گردد.

انسان های واقعبین ، صاحب عاطفه به این گونه انحراف تن نمی دهند ، آنها میدانند با کسب منفعت جویی ازاین راه ، منافع بزرگ جاودانی را در بدل آن از دست میدهند؛ زیرا میدانند که درد فقر، ناتوانی وافلاس درد استخوان سوز است، حیثیت انسان را به پایین تقرب میدهد، شیرازه صمیمیت ها و دوستی ها را از هم می گسلد، بنیاد خانواده ها را متزلزل می گرداند وفضای جامعه را، آکنده از تیره گی و بدبختی می سازد .

بنأ به خاطر از میان بردن عامل های یاد شده ،  مکلفیت مان را به حیث یک انسان واقعی در برابر انسان های محتاج و نیازمند انجام بدهیم تا جامعۀ ما عاری از فقر و بدبختی باشد و انسان کشور ما در جهت رفاه، آسایش، فلاح و بهزیستی قدم بگذارد.

ایجاب می کند که مسوولان با اتخاذ تدابیر کارآ، مشکل فقر و بیکاری شهروندان جامعه را پس از امنیت در اولویت کاری شان قرار بدهند ، اجازه ندهند شهروندان کشورما به مثابه ی گروه بیکار و فقیر درجامعه چهره نمایی کند.

از مکلفیت های هر حاکمیت است تا به خاطر آرامی اتباع خود  زمینه های کار ، اشتغال و پرداخت حقوق را فراهم  بسازند تا شهروندان کشور با استمداد از زنده گی مرفه و فارغ از نگرانی، در ساختن و آباد نمودن کشور تلاش نمایند و بدون تشویش به زنده گی شان بپردازند.

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید