روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

فروگذاشت در باره‌ی محیط زیست ، سلامت ما و‌جامعه‌ی مارا برهم می‌زند

وطن و‌جامعه ی خوشبختی را تجربه خواهد کرد که ، یک یک از شهروندانش نسبت به همه مسایل خود و جامعه ی خود از جمله محیط زیست که با زندگی شخصی و گروهی شان رابطه ی مستقیم دارد حساس باشند واحساس مسوولیت نمایند .

کشور زنده و دین محور شهروند بی مسوولیت و بی تفاوت ندارد، بل رفتار مدنی ، در شأن  یک انسان مومن و خدا جو از آن جامعه ی مومن ، خدا دوست ، زنده ، پویا، اثر بخش و خوشبخت است.

خوشبختانه امروزه با یاری خداوند«ج» و توسعه ی تکنالوژی و فناوری های مدرن هر شهروند، یک نهاد و یا یک سازمان شده است ، چرا که با امکان دسترسی به فضا و شبکه های مجازی رفتار درست یا خدا ناکرده نا درستش را به طیف وسیعی از انسان ها در سرتاسر جهان اطلاع دهد، به آنها نکته ی بیاموزد ویا از آنها مطلبی فراگیرد.

درهیچ دوره ی از تاریخ دسترسی به مراجع آموزش ویادگیری اینقدر وسیع نبوده است. در جهان جدید هر حرکتی در مجموع در سطح زمین دارای تأثیر و باز خورد است. همه ی ما برای کاهش آلودگی محیط زیست، جامعه و ماحول خود مهم استیم. دراینجا در نظر است از هزاران حرف گفتنی بگذریم و تنها چند پرسش را مطرح نماییم که ، راستی چرا هوا از چند سال به اینسو گرم شده است؟ چرا فصل ها یکی شده اند؟ چرا دیگر از برف و یخ سراغی نیست؟ چرا آب چشمه ها خشک شده اند؟ چرا حتا روستا های پر آب نیز کم آب شده اند؟ چرا امروزه به هیچ آبی نمیتوان اعتماد کرد؟ چرا حیات وحش و آن همه گونه های زیستی و جانوری در دور و بر ما کمیاب شده اند؟ چرا همه از ما رمیده اند؟

چه تغییری در خلق و خوی ما ایجاد شده است؟ چرا این همه بیماری های جدید به سبد بیماری های انسان معاصر سر ریز شده است؟ چرا تحمل نسل امروزی پایین آمده است؟ چرا استفاده از وسایل یکبار مصرف زیاد شده است؟ چرا طبیعت و محیط با انبوهی از وسایل یکبار مصرف آلوده شده است؟

چرا میان ما و سنت های خوب ما فاصله افتاده است؟ مثلاً در سنت ما آب احترام وقدسیت داشت، آلوده کردن جوی، چشمه ، رود خانه و … گناه محسوب میشد، برسر دسترخوان پارچه های دعا و نیایش مرسوم بود، اما امروزه به بهانۀ صرفه جویی در وقت با ترویج ومسایل یکبار مصرف همه سنت های خوب را محو و نابود می کنیم.

چشم و گوش ما را انواع واقسام کانال های ماهواره یی، تبلیغات رنگ به رنگ موجی وتصویری پر نموده است، رقابت های کاذب مصرف گرایی جدید در همه زمینه ها جای قناعت نجیبانه‌ی سنتی ما را گرفته است، راستی آیا با استفاده حریصانه از ماشین وتولیدات ماشینی خواهیم توانست به سوی خوشبختی گام برداریم یا آنکه استفاده افراطی از ماشین وتولیدات اش خوشبختی را از ما خواهد گرفت؟ ما با دست خود چه کار کردیم که این همه چرا ها بر ما می بارد؟ در پاسخ به همه ی این چرا ها باید بگوییم که : دوستان من، شهروندان گرامی، شاگردان، محصلان، کارگر، کارمند، خانه دار، تحصیل کرده ویا هر مسوولی که وقت گران بهایت را صرف این چند سطری که اینجا نوشته شده می نمایید، به مثابه هوشدار، زنگ خطر و هوشیار باش است.

استفاده افراطی از ماشین وتولیدات اش سعادت، سلامتی و آرامش را از ما گرفته است. زندگی ماشینی را باید کمی عاقلانه ترکنیم، تمامی این دشواری های ما محصول استفاده افراطی از ماشین است، تا دیر نشده همه باید قدمی برداریم.

هیچ کس خود را غیر مسوول ونقشش را بی تأثیر نداند، همه مقصریم و مسوول در عین حال همه مهم استیم واثر گذار ؛ همه مسوول سلامتی خود و حفظ نسل آینده استیم، هر کس به سهم خویش بایستی گام عملی بردارد ودر غیر آن همه به گونه ی دسته جمعی در پرتگاه بدبختی خواهیم افتاد؛ هیچ کس بدون دیگری خوشبخت نخواهد بود.

خوشبختی همه ی ما به یکدیگر پیوند خورده است. من بدون شما خوشبخت نیستم، شما هم بدون خوشبختی من خوشبخت نخواهید بود، همه از همدیگر تاثیر می پذیریم یک حرکت به نفع جامعه و ماحول در تمام جریان های اجتماعی تأثیرات و تبعات مثبت می گذارند. پس بیاییم همه با هم، گام های عملی برداریم.

از وسایل یکبار مصرف بسیار به ندرت وتنها در مواقع خیلی ضروری استفاده نماییم، چون هم حجم زباله ها را افزایش میدهد، هم انواع آلوده گی را به محیط زیست تحمیل می کند و هم انواع بیماری را در چرخش طبیعی زنده گی به وجود می آورد.

استفاده از بایسکل باید برای سلامتی یک ، یک ما و جامعۀ ما یک ضرورت همگانی تلقی گردد، زیرا با استفاده از بایسکل سوخت صرفه جویی میشود، ترافیک کم می گردد، آلودگی های صوتی هوا و … کاهش می یابد.

وسایط شخصی (موتر) همه ی ما؛ مسوولان دولتی در درجه اول و مردم در مرحله دوم به جز روز های رخصتی متوقف شده، همه از وسایط نقلیه عمومی استفاده کنیم.

حرکت در زندگی روزمره کم شده است برای همین، سکته ها افزایش یافته است، به هر نحو ممکن پیاده روی را هر روز بیشتر کنیم.

همه ی  ما نظافت را جز مهم ایمان ودین داری خویش دانسته، هر کس مسوول زباله تولید شده ی خودش باشد، نسبت به آلودگی جامعه به وسیله هر شخص چه حقیقی و چه حقوقی بسیار حساس باشیم. در هر جمعی در این باره صحبت کنیم، راهکار های کم کردن تولید زباله، شیوۀ تفکیک آن و روش دفع درست آن را یاد بگیریم ودر جمع های خصوصی وعمومی اطلاع رسانی کنیم.

آلودگی صدا، آلودگی هوا، آلودگی جاده، ترافیک و هزاران اضطراب دلواپسی ناشی از آن تصادفات و کشته و زخمی شدن در جاده ها ، غم وغصه ها و هزاران معضلات وتبعات سؤ آن محصول ولع و حرص، به موتر های شخصی است.

پس همه با هم اصل صرفه جویی را در مصرف همه چیز به ویژه در استفاده از وسایط نقلیه شخصی و به طور کلی، زندگی ماشینی مدنظر داشته باشیم به طبیعت و زندگی اجتماعی و بدون اضطراب بیشتر علاقه نشان دهیم تا آرامش از دست رفته ی خود و جامعۀ خود را دوباره برگردانیم.

جامعه وقتی سالم می شود که شهروندان جامعه مسوولانه به حیث یک شهروند متعهد مکلفیت و وجیبه اش را در برابر دیگر شهروندان و جامعه انجام بدهد، نه اینکه خدای نا خواسته با فروگذاشت ها و سهل انگاری ها از یک جامعۀ سالم، جامعۀ غیر سالم بسازیم.

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید