روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

سود محوری و مدرک گرایی در نهادهای تحصیلات خصوصی

اسفندیار

در دو دهه گذشته آنچه بیشتر به عنوان یک دست‌آورد محسوب می‌شد افزایش روز افزون نهادهای تحصیلات عالی و نیمه عالی در محوریت  نظام تحصیلی کشور بود. اما کیفیت تدریس و فاصلۀ نظام تحصیلی افغانستان از معیارهای علمی بین المللی، بزرگترین معضل در سیستم تحصیلی شمرده می‌شود. باوجود اینکه در بیست سال گذشته هزاران جوان دانشجو از موسسات تحصیلات عالی دولتی و خصوصی فارغ گردیده اند،  اما افغانستان در عرصه های مختلف نیاز به کادرهای مسلکی دارد. از سوی هم طی سالیان دراز هزاران فارغ التحصیل بخش های انجینیری ساختمانی، طب، کمپیوتر ساینس، تجارت و اقتصاد در بازار کار افغانستان، بیکار بودند و برعکس علاقمندی برای جذب اتباع خارجی در این بخش ها بیشتر حس می‌گردید. به گونۀ مثال بخش‌های مهم  پرسونل مسلکی سیستم تکنالوژی معلوماتی شرکت های مخابراتی و بانک های خصوصی افغانستان را سال‌های سال شهروندان هندی و پاکستانی مدریت می‌کردند و این اتباع خارجی با معاش های خیلی هنگفت در این شرکت ها استخدام گردیده بودند؛ اما جوانان افغان که در این بخش ها مدارک لیسانس و حتا ماستری داشتند، به کار های شاقه و خلاف رشته رو می‌آوردند و یا هم راهی کشورهای بیرونی می‌شدند. در کنار سایر عوامل یک دلیل بارز این است که اکثر فارغ التحصیلان توانای لازم در تخصص خویش را ندارند و پیش از ظرفیت محوری، مدرک گرایی  ترویج شده است.

در طی این بیست سال پوهنتون های خصوصی در هر سرک و کوچه کابل ایجاد گردیده بود و با تبلیغات گسترده و وسوسه برانگیز سالانه هزاران دانشجو جذب میکردند و در یک فرایند دور از نظارت و کنترول فارغ می‌دادند. این نهادها در یک دوره چهار ساله و یاهم دوساله مصارف هنگفتی را بر دانشجویان و خانواده های آنان تحمیل میکردن و تحت نام های مختلف از دانشجویان پول می‌گرفتند و به نحوی به مراکز توزیع اسناد مبدل شده بودند که گاها اسناد و مدارک تحصیلی شان نیز از اعتبار آنچنانی برخوردار نبود.  دانشجویان این پوهنتون ها با وجود اینکه در یک دورۀ تحصیلی لیسانس پول هنگفتی را به مصرف می رسانند، ولی متأسفانه پس از فراغت با چالشهای متعدد روبرو می‌شوند.

سالانه با برگزاری آزمون کانکور از سوی وزارت تحصیلات عالی و عدم جذب وسیع از داوطلبان به نهادهای تحصیلی دولتی فرصتی بزرگی  برای استفاده جویی پوهنتون های تحصیلات عالی و نیمه عالی خصوصی مهیا می‌گردد. وقتی نتایج کانکور اعلام می‌شود و هزاران اشتراک کننده کانکور بی نتیجه می مانند، در این موقع تبلیغات پوهنتون های خصوصی نیز دو برابر می گردد تا به هر نوع ممکن جوانان بی نتیجه و مایوس را که اشتیاق زیادی برای ادامه تحصیل دارند جذب کرده و برای مدتی سرگرم شان نگهدارند. حتا پوهنتون هایی که ظرفیت  تدریس صد دانشجو را نداشتند و ندارند، بیش از هزار نفر را جذب می کنند و دانشجویان وقتی پول داخله و فیس یک سمستر را می پردازند با پایان یک سمستر به دلیل نبود ظرفیت و امکانات تحصیلی و همچنین اضافه ستانی در این پوهنتونها، از ادامه تحصیل صرف نظر می کنند و مالکین پوهنتونها بازهم در انتظار امتحان کانکور دیگر می مانند. و این امر به یک بزنس و تجارت فصلی به مالکان این پوهنتون ها مبدل گردیده است.

با این حال به صورت عموم میتوان پوهنتون‌ها و موسسات تحصیلات عالی خصوصی را به دو کتگوری تقسیم بندی کرد: نخست پوهنتون های انگشت شماری که تاجایی با نام و نشان اند و صاحب یک مقدار شهرت نیز شده اند. این پوهنتون ها با وجود اینکه ظرفیت تحصیلی شان تا اندازه‌ای قناعت بخش خوانده می شود، ولی فیس بسیار بلند و هنگفتی از دانشجویان اخذ می کنند و به نام ها و شیوه های گوناگون پول می گیرند. این مراکز تحصیلی برای افراد و اشخاص عادی و کم درآمد نیست، بل کسانی باید در این پوهنتون ها تحصیل کنند که  درآمدهای بالایی دارند. کتگوری دوم شامل پوهنتون هایی می شود که همه ساله پس از اعلان نتایج کانکور فعالتر می شوند و برای جذب بی نتیجه های امتحان کانکور وزارت تحصیلات عالی تبلیغ می کنند و سپس تبلیغات و فعالیت های شان افت کرده و کم‌رنگ می‌شو.  از آنجاییکه جذب و استخدام کادرهای مسلکی به عنوان استاد در این پوهنتون‌ها هزینه بر می‌دارد، بناً کسانی در این مراکز تدریس می کنند که تازه کار اند و برای کسب تجربه تدریس، به گونۀ رایگان آموزش می دهند و پس از یک مدتی از این پوهنتون ها خداحافظی می کنند.

صفی الله باشنده کابل و فارغ التصیل یکی از پوهنتون‌های خصوصی می‌گوید که اکثرا و قریب به کل پوهنتون‌های خصوصی بر اساس منفعت های پولی ایجاد شده و هدفی فراتر از جمع آوری پول ندارند. به باور او این پوهنتون‌ها  پیش از اینکه در رستای آموزش و پرورش فرزندان این سر زمین تلاش کنند، سعی دارند چگونه بیشتر پول جمع کنند و صرف نظر از اقتصاد خراب خانواده‌ها از شاگردان به طریق مختلف پول بگیرند. او اضافه نمود که پوهنتون‌ها حد اقل بهتر است به همان میزان که پول می‌گیرند عرضه خدمات هم کنند و تعدادی از متخصصین را تقدیم جامعه نمایند.

وی گفت: « در گذشته با توجه به فساد گسترده و زد و بند‌ها، برخی از پوهنتون‌ها در عدم حضوری شاگرد در کلاس‌های درسی در بدل پول اسناد غیابی می‌داند.»

صفی الله می‌گوید که با توجه به تغییر نظام و ارداه جدی مبارزه با فساد از سوی حکومت امارت اسلامی باید نظارت از عملکرد این پوهنتون‌های خصوصی بیشتر شود و اسناد آنها در حد امکان دوباره بررسی گردد. و از اضافه ستانی‌ها نیز جلوگیر شود.

از جانب دیگر پوهنتون های دولتی نیز وضعیت بهتر از موسسات تحصیلات عالی خصوصی ندارد. پوهنتون های دولتی متأسفانه هنوز با سیستم تحصیلی جهان و حتا همین کشورهای منطقه که پاسخگوی نیازهای علمی امروز است، کاملاً نا آشنا و بیگانه اند. در بسیاری از فاکولته های پوهنتون کابل هنوز سیستم تحصیلی چهل یا پنجاه سال پیش حاکم است و وضعیت پوهنتون های ولایات بدتر از آن است. یگانه عاملی که سبب شده نظام تحصیلی کشور عقیم باقی بماند و تولید فکر، اندیشه، مسلک و شغل نکند، موجودیت سیستم درسی کهنه و کلاسیک است که هنوزهم به شیوه چهل سال قبل به پیش برده می شود. جزوه ها و موادی که هم اکنون در پوهنتون ها تدریس می گردد، یا از مواد درسی سی سال پیش شوروی سابق ترجمه شده اند و یا هم از تولیدات و زایش های فکری و علمی ایران کاپی برداری شده است. بناً این وضعیت از یکسو نمی تواند نویدی به آیندۀ تحصیلی و علمی افغانستان باشد و از سوی دیگر آیندۀ دانشجویان را به سرنوشت نامعلوم سوق می دهد. در گذشته بارها مقامات وزارت تحصیلات عالی وعده میکردند که برای معیاری سازی و به روز سازی سیستم تحصیلات عالی کشور اقدام میکنند. ولی با گذشت چندین سال تغییری در این وضعیت رونما نگردیده است.  اگاهان همواره تاکید می‌کنند که موسسات تحصیلات عالی دولتی و خصوصی از لحاظ کمیت مشکل ندارند، اما باید روی کیفیت تمرکز شود.  بنا حالا که فرصت مناسبی مساعد گردیده  برنامۀ ظرفیت سازی در موسسات تحصیلات عالی افغانستان باید به عنوان یک برنامۀ ملی و حیاتی در اولویت های کاری حکومت قرار گیرد.

متأسفانه در دو دهه گذشته حکومت افغانستان در این زمینه بی توجهی کرد و از کمک های جهانی برای بهبود سکتور آموزش و تحصیلات استفاده نبرد و فساد افسارگسیخته تمام ابعاد زندگی مردم را متاثر ساخته بود. حکومت گذشته حداقل می‌توانست از همکاران منطقه‌یی و جهانی افغانستان تقاضا می‌نمود تا در عرصه تحصیلات و آموزش های عالی کمک و یاهم سرمایه گزاری کنند.

همین اکنون نیز هزاران محصل افغان در بخش های مختلف  خارج از افغانستان تحصیل می کنند. نیاز است وزارت تحصیلات عالی با حکومت‌ها و مراکز تحصیلی کشورهای منطقه و جهان روابط برقرار نماید تا حداقل بتواند از تجارب آنها در بهبود وضعیت سکتور تحصیلات عالی افغانستان استفاده نماید.  اما در کوتاه مدت باید هرج و مرج و بی بندوباری های پوهنتون های خصوصی پایان داده شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید