روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

روز مادر  وآلام بی‌پایان مادران در افغانستان

از بیست و چهارم ماه جوزا، روز مادر در حالی بزرگداشت کردیم که مادران کشور ما با هزاران مشکل مواجه بوده و با هزاران درد و رنج مبتلا می باشند و بدون شک نیاز است تا در راستای رفع مشکلات آن ها تلاش صورت بگیرد و برای درمان درد های که می کشند مرهمی پیدا شده و به رنج های شان پایان داده شود. در این نوشته سعی می کنیم که برخی از این مشکلات و درد و رنج ها را برجسته سازیم.

جنگ و نا امنی؛

چهار دهه است که کشور ما در آتش جنگ می سوزد و هنوز که هنوز است پایانی برای آن متصور نیست و افقی برای پایان آن دیده نمی شود. همین اکنون هم آتش جنگ از هر گوشه و کنار کشور زبانه می کشد و از مردم ما قربانی می گیرد. هیچ روزی نیست که در کشور ما خونی بر زمین ریخته نشود و یا عزیزی جان خود را از دست ندهد. زنان در کل و مادران کشور به گونه ی خاص اگر بیش از هر شهروند دیگر درد این وضعیت را نکشند به هیچ وجه رنج کمتری را نمی بینند. اگر شهیدی بر زمین می افتد این مادر است که بیش از دیگران درد می کشد؛ اگر طفل و یا اطفالی یتیم می شوند باز این مادر است که رنج می کشد؛ اگر  عضو و یا اعضای خانواده به اسارت می رود این مادر است که در فراق آن ها درد می بیند و شب و روزش تاریک می شود و سر انجام اگر خانواده ای از اثر جنگ و نا امنی آواره می گردد، باز هم این مادر است که یکسان با دیگر اعضای خانواده رنج وفلاکت می بیند. مادران درد  فقر و ناداری برخاسته از جنگ و نا امنی را با دیگر اعضای خانواده ها یکسان تحمل می کنند.

بگذریم از اینکه مادران خود قربانیان این جنگ اند و سالانه صد ها تن از مادران کشور قربانی جنگ می شوند و جان های شیرین خود را از دست می دهند و یا جراحت می بینند و قطع عضو می گردند و معلول می شوند. قرار گزارش هایی که در اخیر سال گذشته ی میلادی از میزان قربانیان جنگ در آن سال به نشر رسید، بیش از یازده هزار تن از افراد ملکی در جریان خشونت ها در آن سال قربانی شده و به شهادت رسیده ویا زخمی شده بوده اند. که بخش بزرگی از آن قربانیان را زنان تشکیل می داده است و مادرانی بوده اند که قربانی خشونت ها شده و در اثر پیامد های ناشی از جنگ جان های خود را از دست داده و یا جراحت برداشته بوده اند. در رویداد های تروریستی انتحار و انفجار از اول سال روان خورشیدی در کشور صد ها تن از مادران جان خود را از دست داده و یا زخمی شده اند، تنها در رویداد تروریستی حمله بر یک شفاخانه در شهر کابل در جریان ماه مبارک رمضان ده ها تن شهید و زخمی شدند که تعدادی از مادران در زمره ی این قربانیان بوده اند.

خشونت در ابعاد مختلف؛

پدیده ی خشونت در ابعاد مختلف از دیگر مسایلی است که برای مادران در کشور ما رنج و مصیبت به بار می آورد. اینکه می گوییم خشونت در ابعاد مختلف اشاره ی ما به آن است که خشونت در برابر مادران دارای نوع واحدی نمی باشد و پدیده ی کثیر الابعاد است.  یکی از آن ابعاد، خشونت ساختاری است. ساختار های مربوط به جامعه ی افغانی ساختار های خشونت زا است. زنان و از جمله مادران در این جامعه نمی توانند پا از دایره ی خشونت هایی که جزو ساختار های مربوط به جامعه شده است به بیرون بگذارند و از آن نجات یابند. ما با آنکه یک جامعه ی دینی و مردم شدیدا مذهبی استیم و اما ساختار جامعه ی ما به گونه ای است که سنت های کهن و دیرین سال اجتماعی بیش از دستورات دینی و تعالیم مذهبی روش و منش های ما را سامان می بخشد. این سنت ها خشونت زا می باشد و یکی از منابع تولید خشونت در برابر زنان و مادران است. محکمه های صحرایی، قتل های ناموسی، قطع عضو و شکنجه و بد رفتاری و …، از نماد های برجسته ای است که بیشترینه ریشه در خشونت ساختاری در میان جامعه دارد.

تحمیل محرومیت از حقوق بالای زنان و مادران از زمره ی دیگر ابعاد خشونت در برابر آنان می باشد. زنان در مجموع و مادران نیز در بسیاری حالات از حقوق حقه ی خود که در نظام حقوقی کشور ونیز در نظام حقوق شرعی زنان مسجل است محروم می گردند. مانند حق انتخاب شوهر، حق میراث، حق کسب و کار و تجارت، حق مهر، حق حضانت بر طفل و یا حقوق سیاسی مانند حق فعالیت سیاسی و مشارکت در فعالیت های جمعی در سطح جامعه و حق مشارکت در اجتماعات و عضویت در تشکل ها و…، از جمله ی این حقوق است که فقط برخی خانواده ها به آن تن می دهند وزیاد ترین تعداد خانواده ها به ویژه در مناطق روستایی و دور دست معتقد به این حقوق برای زنان نمی باشند.

فقر و ناداری؛ فقر پدیده ای است که مادران را همسان با مردان خانواده عذاب می دهد. پدیده ای که متاسفانه اینک جزو ساختار جامعه ی ما شده و به نماد برجسته ی جامعه فغانی مبدل شده است. این از آنجا است که متاسفانه نرخ فقر و ناداری در کشور ما بسیار بالا است. بر اساس آمار هایی که پیش از این منتشر شده است بیش از نیمی از نفوس کشور زیر خط فقر زنده گی می کنند. و سال پار یک تحقیق که از سوی وزارت اقتصاد با اشتراک یک موسسه ی مربوط به ملل متحد در این زمینه انجام یافت نشان داد که پنجاه و چهار در صد نفوس کشور فقر همه جانبه و چند بعدی را تجربه می کنند. و آخرین گزارشی که از سوی یک نهاد بین المللی در آغاز سال روان خورشیدی به نشر رسید بیش از یازده میلیون تن در کشور که هفت میلیون آن را اطفال و کودکان تشکیل میدهد به غذای کافی دسترسی ندارند.  بدون شک زنان در مجموع و مادران کشور ما از زمره ی همین کسانی اند که گرفتار” فقر چند بعدی”، بوده و یا ” به غذای کافی دسترسی ندارند”، و یا هم ” زیر خط فقر زنده گی دارند”، و از فقر و ناداری رنج می برند. مصیبت بدتر آن است که خیلی از خانواده ها در کشور ما سرپرست مرد خود را در جریان جنگ از دست داده و یا سرپرست مرد و نان آور خانواده ی شان معلول گردیده و یا هم معتاد به مواد مخدر اند و بار اقتصاد خانواده روی شانه های مادران خانواده افتاده است. این مادران برای خانواده های خود هم پدر اند و هم مادر و نان آور. این مادران شب و روز باید رنج بکشند و برای اطفال وکودکان خود غذا تهیه کنند تا آنان از گرسنه گی نمی رند و در فصل گرما سایه بانی و در فصل سرما یک لانه ی گرمی داشته باشند.

عدم دسترسی به خدمات اساسی؛ بسیاری از مادران کشور ما به خدمات اساسی دسترسی اندکی دارند. این محرومیت از دسترسی خدمات اساسی صحی را نیز در بر می گیرد. دسترسی به خدمات اساسی صحی برای میلیون ها تن از مادران کشور به ویژه در مناطق روستایی و دور افتاده در سطح بسیار نازلی قرار دارد که باعث شده میزان مرگ ومیر مادران در هنگام زایمان و یا مرگ ناشی از امراضی که به ساده گی قابل تداوی است و یا هم از اثر امراض فصلی و موسمی و…، بسیار بلند باشد. قرار گزارش های منتشر شده از سوی منابع مربوط به سکتور صحت کشور ونیز نهاد های مربوط به سازمان های بین المللی در هر ساعت در کشور ما متاسفانه یک مادر در هنگام زایمان از دنیا می رود و سالانه به هزاران مادر می رسد. و هزاران مادر به سوء تغذی مبتلا اند و یا هم از ابتلا به امراض تنفسی به شمول توبرکلوز مواجه اند و از این جهت رنج می کشند و مصیبت می بینند.

چه باید کرد؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که نیاز است تا هر چه زودتر که ممکن باشد دامنه ی جنگ برچیده شود. به خصوص که اینک افغانستان بیش از هر زمانی به صلح و پایان خشونت ها نزدیک است.  در اینکه بحران چهل ساله و جنگ جاری در افغانستان از طریق یک عملیه ی سیاسی واز راه گفتگو باید پایان داده شود تقریبا در هر دو سطح ملی وبین المللی اجماع وجود دارد و ضرورت ختم جنگ و خشونت از طریق گفتگو مورد توافق در هر دو سطح یاد شده است.

دولت افغانستان در ادامه ی تلاش های خود برای احقاق حقوق زنان و مادران تلاش اعظمی به خرج دهد تا این حقوق در میان جامعه نهادینه شود.  باید مناسبات موجود در برابر زنده گی زنان از بستر سنتی مبتنی بر سنت های دیرین سال اجتماعی به سمت بستر های برخاسته از نظامات شرعی وحقوقی تغییر جهت بدهد و لازم است راه های جستجو شود که مسایل و موضوعات مرتبط به زنده گی زنان از مجاری شرعی و حقوقی حل و فصل گردد و دست سازوکار های سنتی چون جرگه های قومی و راه های حل متنفذ محور جای خود را به محاکم و ساز و کار های رسمی حقوقی بدهد.

فرصت های شغلی برای خانواده ها پیدا شود تا برای این خانواده ها منبع عاید گردد و دامنه ی فقر را بر چیند.  خوبست برای آن خانواده هایی که از سوی زنان سرپرستی می شود و به هر دلیلی نان آوران مرد نه دارند در زمینه ی اشتغالزایی برای شان در اولویت قرار گیرند. چنانکه نیاز است تا پروسه ی کمک رسانی برای تعدادی از این خانواده ها که بیش از همه مشکلات دارند سامان داده شده و ادامه یابد.

برای دسترسی به خدمات اساسی و به خصوص خدمات اساسی صحی برای زنان و مادران روستایی و مناطق دور دست همانند شهر های بزرگ باید یک فکر اساسی شود و اگر ممکن باشد مراکز صحی و نهاد های ارایه دهنده ی  خدمات اساسی صحی در این مناطق بیشتر شود و با یک برنامه ریزی موثر بخشی از نیروی تربیت یافته در زمینه ی طب و صحت عامه به این مناطق اعزام باید شود تا برای مادران خدمات صحی ارایه بدارند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید