روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

انحرافات اجتماعی؛ چالش ها و راهکارها

بخش هفدهم  /  آصف مهاجر

بحث پیش گیری در خصوص انحرافات اجتماعی خیلی جدی و مهم به نظر می رسد، چون به میزانی که امر مهمی چون پیش گیری در سیاست های اجتماعی دولت اولویت داشته باشد، به همان میزان با هزینه های کم تر و سالم از بروز انحرافات اجتماعی جلوگیری می شود. با این حساب، موضوع پیشگیری از انحرافات اجتماعی یکی از راهکارهای اساسی است که در بخش نظارت و کنترل اجتماعی مطرح می‏شود و نقش و تاثیراتی مهمی را در پی دارد.  البته خود پیش گیری هم لازم است که مورد تعریف قرار بگیرد تا درک روشن تر از آن داشته باشیم. در ادبیات عادی رایج در جامعه، اصطلاح وقایه را داریم، اما پیش گیری بار علمی تر دارد و از این رو در این جا از آن کار گرفته شده است. در تعریف پیشگیری گفته می‏شود: «پیشگیری، سیاست پیشینی و متشکل از مجموعه راهکارهای مستقیم و غیر مستقیمی‏است که با هدف ایجاد امکانات و موقعیت‏ها‏ی بازدارنده از وقوع جرم و کجروی طراحی و تدوین می‏شود.»  این را نیز باید مورد دقت قرار دهیم که میان  دو امری چون پیشگیری وکنترل، رابطه معناداری برقرار است. برخی ها اصطلاح «کنترل پیشگیر» را به کار می برند و در ارایه تعریف آن این گونه ابراز می دارند که: پیشگیری، به کنترلی اطلاق می‏شود که قبل از وقوع اتفاق صورت می‏گیرد و از انحراف و تباهی و ….، جلوگیری می‏کند. اکنون این پرسش خیلی مهم قابل طرح است که چه نهاد و مرجعی مسوولیت امر مهمی چون پیش گیری را به عهده دارد. در نوبت قبلی ما از روند اجتماعی شدن یا جامعه پذیری یاد کردیم که نقش اساسی و نهادی را در ارتباط به چه گونگی رفتار  افراد دارد و اگر این روند سالم و آگاهانه مدیریت شود، روند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری سیر موثری را طی می کند و این گونه افراد با گرایش های مثبت  بار می آیند که زمینه برای بروز انحرافات اجتماعی نیز محدود خواهد شد و این امر به خودی خود یک پیش گیری کلی و جامع است. و اما روند جامعه پذیری از طریق نهادها و مراجع مختلف پی گیری می شود که خانواده یکی  از مهم ترین کانونی است که این نقش اولیه را را ایفا می کند. اشاره کردیم که یکی از مهمترین راههای پیشگیری افراد از انحراف، درونی کردن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده یک جامعه است و والدین، نخستین کسانی شمرده می شوند که در محیط خانواده بر خلق و خوی فرزندان تأثیر می‏گذارند. آنها با برخوردها و رفتارشان عنصرهای اخلاقی و ارزش های اجتماعی را در نهاد فرزندانشان پایه گذاری می‏کنند و زمینه‏ها‏ی شکل گیری شخصیت فرزندان را فراهم می کنند. یکی از جرم شناسان به نام «دوگرف» در این خصوص ابراز می دارد که :‌«اثرات سال‏های عمر بر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی است و اگر خانواده به وظایف تربیتی خود عمل کند و روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط خانواده، جو دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی فرزند تأمین شود، کودک به راحتی اجتماعی شده و همچنین در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و متعادل خواهد داشت، اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد، یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار کاستی شده و کودک از کمبود شدید عاطفی رنج ببرد و اگر والدین از هم جدا شده باشنـد، روشن است که نتـایج زیـان بـار آن دیـر یا زود در کودک مشاهده خواهد شد». با این وجود، خانواده نخستین نهادی است که در ارتباط به وضعیت رفتاری اعضاء و فرزندان نقش اساسی را ایفا می کند و اگر این نقش به گونه ی سالم ایفا شود، قطعاً نتیجه ی کار نیز مثبت خواهد بود و والدین با نهادینه سازی ارزش های اجتماعی در فرزندان و کنترل سالم بر رفتار آنان، زمینه های انحراف را از فرزندان گرفته و با تربیت سالم شان افراد سالم را تحویل جامعه می دهند.

همه چیز بستگی به روند جامعه پذیری و نقش خانواده در این روند دارد، باتوجه به این که عوامل دیگر را نیز از یاد برده نمی توانیم و روند جامعه پذیری کلیتی است که عوامل مختلف در آن به  عنوان ابزارهای جامعه پذیری دخیل اند.

ادامه دارد...

ممکن است شما دوست داشته باشید