روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

اسلام سر چشمه هدایت و پیشرفت همه نیکی ها است

تلخیص:احمد

بررسی مسئله تفاوتهای موجود میان اسالم و دموکراسی، در واقع ارائه پرسشهایی تطبیقی میان آیین مقدس اسالم و یکی از افکار ساخته دست بشریت است که دموکراسی نامیده میشود. در عصر حاضر دموکراسی و سایر تفکرات برخاسته از ذهن بشر، موضوعی پویا بوده و به بزرگترین فتنهای تبدیل شدهاند که باور مسلمانان را تهدید میکند. از همین روی این مسئله حائز اهمیت است. رسول خد اوند ج میفرماید:  ترجمه: اصول اسالم یکی از پس دیگری به نابودی میگراید و هر اصل که از بین میرود مردم پناه به اصل دیگر میبرند. اولین اصلی که از بین میرود حکم بوده و آخرین اصل آن نماز است«. یکی از معضالت عصر حاضر تبعیت کورکورانه مسلمانان از یهودیان و مسیحیان است. این پیروی بدون سنجش میزان تطابق اعمال آنان با آموزههای اصولی اسالم صورت میگیرد. به همین شیوه غرب بر ممالک اسالمی تسلط یافته و با استفاده از غفلت و ناآگاهی، نسلهای جوان این امت را شیفته افکار خویش ساخته است. غرب با این فریب زیبا، باور عموم مسلمانان را به مسخره گرفته و عزت آنان را لگدمال کرده است. تمامی ارزشهای مادی و معنوی را به تاراج برده و در مقابل، باورهای فاسد و ناکارآمد خویش را برای امت اسالم به ارمغان آورده است. دلیل انتخاب این موضوع، بررسی اختالفات موجود میان اسالم و سایر ادیان است. اسالم تفاوتی بین دنیا و آخرت قائل نیست و به هر دو اهمیت میدهد. اهلل متعال میفرماید:

ترجمه: »پروردگارا ! به ما در دنیا نیکى و در آخرت هم نیکى عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار« . و به همین دلیل علمای اسالم حتی یک روز، میدان سیاست را رها نکرده و بلکه همواره الگوی  والی سیاست بودهاند. با این مقدمه کوتاه به این نتیجه رسیدیم که دموکراسی و اسالم ارتباطی با هم ندارند و بلکه دو مفهوم متناقض هستند. با این وجود بسیاری از به ظاهر روشنفکران و اندیشمندان، برای رهایی از وضعیت کنونی، مردم را به دموکراسی فرا میخوانند و برای توجیه کاربرد واژههای نوین در اندیشه اسالمی، دالیلی چند ارائه میدهند )دموکراسی اسالمی(. اسالم برای تمامی مشکالت بشریت در گذشته، حال و آینده و در همه ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی، انسانی و اخالقی راهحل مناسب ارائه داده است. راهحلی بر مبنای فطرت انسان- ها، و این آیین خداوند بلند مرتبه است که سرانجام غلبه پیدا میکند، به راستی که قدرت خداوند بر همه مسائل احاطه دارد. تا زمانی که مسلمانان از نظر ظاهر و باطن، و در نهایت فهم و دلسوزی با معبود خویش یکدل و یکزبان نباشند و به خاطر او قدم در راه نگذارند، نباید منتظر یاری و نصرت از جانب خداوند عزوجل باشند. بر تمامی مسلمانان الزم است از اصول نادرست پرهیز کنند تا به نور حقیقت رهنمون شوند؛ چرا که اسالم، سرچشمهی هدایت، غلبه، پیشرفت، روشنایی و جامع همه نیکیهاست و در سایه شریعت اسالم رجوع به دیگر تفکرات کاری بیهوده و باطل است. و خداوند میفرماید: ترجمه:»و (بدانید) این است راه راست من، پس از آن پیروى کنید و از راهها (ى دیگر) که شما را از راه وى پراکنده مىسازد پیروى مکنید. اینهاست که )خدا( شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید«. )انعام: ۱۰۱) و می فرماید: »همانا دین نزد اهلل اسالم است«.

وجود تفاوتهای اساسی در بنیان و اصول و در ابعاد متفاوت، سیستم اسالمی را از دموکراسی متمایز میسازد. اگر چه برخی شباهتها در مسائل جزئی دیده میشود، اما وجود این شباهتها دلیلی بر آمیخته کردن این دو سیستم نیست؛ چرا که دموکراسی نماد کفر، و اسالم مصداق ایمان است. میدانیم که خالفت اسالمی در طی تاریخ هزار و چهار صد ساله خود مجری قوانین شریعت بوده و از واژه دموکراسی و یا واژههای مترادف آن استفاده نکرده است. با این وجود در نبود سیستمی اسالمی، امت از دموکراسی تبعیت میکند، چرا که این سیستم خود را در تقابل با سیستمهای قدرتمند نظامی و جاسوسی دیده و این مسئله نیز بدیهی است که عامه مردم رژیم دموکراسی را بهتر از سیستمی ستمگر و نظامی بدانند. اما حقیقت امر این است که تمامی این سیستمها بر کفر و بیایمانی استوارند. اگر مسلمانان سیستم دموکراسی را نمیپذیرند به این معنا نیست که حاکمیت فاسد نظامی را پذیرفتهاند… خیر… بلکه میبایست آیین اسالم را برگزینند که برای جهانیان مایه رحمت بوده و از جانب خدواند بخشنده و مهربان تشریع شده است. علی رغم این توصیفات، عموم مردم اسالم و دموکراسی را به هم آمیخته و گمان میکنند گزینش خلیفه با بیعت و پیمان در اسالم به گونهای با انتخاب فرمانروا از طریق آرا در دموکراسی مشابهت دارد. همچنین اشاره دارند به گزینش نمایندههای مردمی که از طریق صندوقهای انتخاباتی صورت میگیرد و این مسئله را نیز مشابه گزینشی اسالمی میدانند. )در عصر حاضر افرادی که تابع دموکراسی هستند به مسئله انتخابات مفتخر بوده و آن را نوعی امتیاز تلقی میکنند! در حالی که ما هزار و چهارصد سال است که به انتخاب خلیفه میبالیم. اولین انتخاباتی که زن و مرد در آن دخالت داشتهاند انتخاب خلیفه بوده است و گزینش هر دو خلیفه گرانقدر حضرت عثمان (رض) و  حضرت علی(ک) تحت نظارت شورای آن دوره به سرپرستی عبدالرحمن بنعوف صورت گرفت.( در اسالم، مردم فرمانروا را مورد بازخواست قرار میدهد و در دموکراسی نیز به همان شیوه است. این مسئله نیز یکی دیگر از دالیلی است که عدهای گمان کنند دموکراسی در اسالم جایگاهی دارد و یا اسالم با دموکراسی برابر است!!

در این بحث به بیان تفاوت های موجود میان حاکمیت اسلامی و سیستم دموکراسی می پردازیم:

 

ممکن است شما دوست داشته باشید