روزنامه اصلاح
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

اسلام سرچشمه‌ی هدایت و همه نیکی‌ها است

نویسنده: م. ریبین محمد عمر  /  تلخیص: احمد / بخش پنجم

سرپیچی از دستورهای فرمانروا:

در نظام دموکراسی جایز است که از دستورهای فرمانروا سرپیچی کرده و سر به عصیان برداشت، اما در اسلام مخالفت با حکم خلیفه در صورتی ممکن است که دستوری خلاف شریعت صادر کند (هر زمان مشخص شود که خلیفه خلاف دستور شریعت حرکت میکند لازم است به جای شورش، با دلیل و حکمت وی را متوجیه کرده و او را از عواقب این کار آگاه سازد).

سنجش عملکرد فرمانروا:

در دموکراسی جامعه به دو گروه، قدرتمندان و ضعیفان تقسیم میشود و قدرتمندان بر ضعیفان حکمرانی میکنند. اما در اسلام جامعه به دو قسمت تقسیم نمیشود بلکه عالمان و اندیشمندان امت به بازخواست فرمانروا میپردازند و اگر لازم بود عزل بشود بر مبنای دادگاه شرعی او را عزل میکنند. بنابراین فرمانروا یا باید تابع اوامر شریعت باشد و یا مسئولیت از وی سلب میگردد.

نوع دادگاه:

در رژیم دموکراسی دادگاه مدنی است اما در اسلام دادگاه شرعیست. «قانون و رؤسای دادگاه مدنی از جانب مسؤولین تعیین میشود اما در دادگاه شرعی قانون و رؤسا بر مبنای شریعت و آیین خداوند (ج) گزینش میشوند».

شکل گیری احزاب:

در سیستم دموکراسی این امکان وجود دارد که احزاب بر مبنای اصولی شکل بگیرند که در تضاد با آموزه‌های اسلامی هستند مانند: احزاب سکوالریسم، ناسیونالیسم یا آتیسم. اما در اسلام، تشکیل حزبی بجز حزب اسلامی جایز نیست و باید در افکار و اصول زندگی پایبند به شریعت اسلام باشد.

سیاست خارجی:

در سیستم دموکراسی به دلیل اصرار بر سر مسئله آزادی احزاب در انتخاب رژیم، قانون و دستور آن، سیاست خارجی بر اساس حفظ مرزهای خشکی و آبی کشورها شکل میگیرد. اما در حکومت اسلامی، سیاست خارجی در جهت گسترش و نشر دعوت اسلام و جهاد اسلامی قرار میگیرد. اسلام به منظور رهایی عموم مردم از بندگی انسانها و در آوردن به سوی بندگی خداوند، مرزها و موانع مادی را در هم میشکند. ممکن است خواننده بپرسد چرا ارزش مرزهای اقوام مختلف در اسلام حفظ نمیشود و یا به معنی دیگر مرزها جابه‌جا میگردند؟ پاسخ: این جا به جایی مرزها به معنای بی ارزش جلوه دادن آن نیست، بلکه به معنای رهایی انسانها از بردگی و احساس کینه نسبت به دیگر ملیتها و پرهیز از شکل گیری حس ناسیونالیسمی و ملیگرایی است. اسلام با هدف دوری اقوام مختلف از ملیگرایی و تحقق زندگی مسالمت آمیز آنان در کنار هم، مرزهای مادی را در هم میشکند. همچنان که تاریخ ۱۴ قرن حکومت مسلمانان شاهدی آشکار بر این مدعاست. حکومت اسلامی در تلاش است آیاتی را که از جانب الله متعال نازل شده به مرحله اجرا برساند:

ترجمه: «ای مردم، ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آن گاه شعبه‌های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند، همانا خدا کاملاً دانا و آگاه است«. )الحجرات: ۱۱) بنابراین در حکومت اسلامی، هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد، مگر با تقوای بیشتری. در طول ۱۴ قرن گذشته و در زندگی زیر پرچم اسلام، من و تو معنایی نداشته، بلکه تمامی اقوام مانند خواهر و برادر تحت شریعت خداوند رحمان، زندگی را بدون تفاوت به سر میبردند. نویسنده فارسی زبان غربی در روزنامه “الاسلام علی مفرتق الطریق” مینویسد: «اسلام نه تنها مایه ویرانگری نیست، بلکه سبب آبادانی است. در اسلام بعد از فتح سرزمینی خاص، هیچ کس تلاش برای تصاحب قدرت و غلبه ندارد. اسلام فاقد حس خودخواهی اقتصادی و یا قومی بوده و از منابع جوامع دیگر برای خوشگذرانی و تأمین نیازهای فردی خود استفاده نمیکند. اسلام شخص را ملزم میکند که به شیوه والای اسلامی مایه خیر و منفعت برای خویش و اطرافیانش باشد و در جهت آسودگی بشریت و آبادانی سرزمینها زندگی کند و بمیرد».

همچنین “توماس کارالیل” در روزنامه )المستشرقون و الاسلام ( بیان میکند: »اسلام آئین صلح و آشتی بوده و قدرت و شوکت را برای انجام امورات جنگی نمیطلبد، بلکه همیشه در جهت صلح پیش میرود. هدف غرب از تجاوز به کشورهای منطقه گسترش باور مسیحیت نیست، بلکه هدف آنان صرفا تصاحب و استعمار این سرزمینها است و به همین دلیل غرب هیچگاه در زمینه دعوت موفق نبوده است. از همین روی بر حاکمیت اسلامی درود میفرستم که همه اقوام را خواهر و برادر میخواند وهیچ کدام را بر دیگری ترجیح نمیدهد مگر با تقواترین و پرهیزگارترین آنان را».

– مرز: سیستم دموکراسی بر استقلال طلبی و افزایش تعداد دولتها اصرار دارد و یا استقلال هر کشوری را به رسمیت میشناسد. اما خالفت اسلامی اهمیتی به مرزهای ساختگی نمیدهد و همچنین استقلال عملکرد کشور اسلامی را در تقابل با دیگر کشورها نمیپذیرد. تمام سرزمینهای جهان اسلام لازم است تحت امر حکومت خالفت اسلامی باشند و همه یک دولت خوانده میشوند که این دولت با توجه به سیستم فرماندهی به بخشهایی تقسیم میگردد .. یک امت .. یک سپاه .. یک پرچم .. یک دارایی.

– ملیتها و اقوام: سیستم دموکراسی به ملیتها و اقوام در قالب خود ارزش میدهد و اصول جاهلیت را تجدید و از این اصول حفاظت میکند (بدون توجه به درجه اعتبار آن در میزان شریعت)، اما سیستم خالفت اسلامی تمامی ملیتها و اقوام و روشهای جاهلی را ذوب کرده و در سیستمی شرعی و اسلامی جای میدهد. (در سیستم دموکراسی دوستیها بر اساس مصلحتهای مادی صورت میگیرد اما در اسلام دوستیها بر مبنای اخلاقیات، عهد و پیمان و حقیقت بنا میشود).

– معنای آزادی: دموکراسی آزادی را معتبر میشمارد اما این آزادی را به فهم غربیان تعبیر میکند، نه به معنای نجات انسان از بردگی و بندگی دیگران. و بردهها نزد آنان ارزشی ندارند. غرب آزادی را نه به معنای رهایی از استعمار و بلکه به معنای تجاوز به حقوق دیگر ملیتها و اقوام میداند. تعداد کشته شدگان کفار به دست مسلمانان در تمام طول تاریخ اسلام، کمتر از تعداد کشته‌شدگان ویتنامی‌های بیگناه به دست اشغالگران آمریکایی است. پس از آن که عده‌ای کمونیست در سال ۱۹۷۵ توانستند به حکومت فرانسویها با رهبری “هوشی مین” پایان دهند ویتنام به دو بخش تقسیم شد. بخش شمالی که تحت سلطه کمونیستها بود و قسمت جنوبی که در اختیار مخالفان کمونیست قرار گرفت. بعد از این اتفاقات بود که آمریکا متوجه شد منافع وی در این کشور در معرض خطر قرار گرفته و این آغاز همکاری آنان با حکومت شمالی بود. بنابراین با  فرستادن اردو به این مناطق، جنگ ویرانگری را آغاز کرد که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از ویتنامی‌ها شد. به طوری که بیش از یک میلیون ویتنامی به دست اردوی اشغالگر آمریکا در خلال سالهای ۱۹۵۵ – ۱۹۷۵ کشته شدند. با همه اینها آمریکا و غربیان، مسلمانان را تروریست مینامند و این یکی از مسخره‌ترین دروغهای تاریخ بشریت است. آمریکا همچنین در سال ۱۹۴۵ “ناکازاکی و هیروشیما” را بمباران نمود و به این واسطه دوصد هزار نفر از مردم جاپان را قتل عام کرد. آیا این دموکراسی است؟ یا در جنگ بوسنی – کوزوو بیش از نیم میلیون انسان کشته شدند که بیشتر آنان مسلمان بودند. حال خود تصمیم بگیرید که اسلام دوستدار بشریت است یا افسانه دموکراسی، با نادیده انگاشتن حقیقت حکومتی که بر مبنای دموکراسی است. نگاهی به این اطلاعات جالب بیندازید و خود به انصاف قضاوت کنید که پیام خالفت عادلانه‌تر است و یا پیام دموکراسی… آمریکا قاتل ۱۲ میلیون نفر است: حکومت آمریکا حدود ۲۵۰ سال قبل شکل گرفت. این حکومت با وجود نوپا بودن، خونخوارترین امپراطوری جهان بوده و وحشیانه‌ترین قدرت فرماندهی را داراست که به جز منافع خود، به هیچ مسئله دیگری توجه ندارد. با نگاهی مختصر به تاریخ، اطلاعات مفیدی را در اختیارتان قرار میدهیم.

حکومت آمریکا در جنگ با هندی‌های سرخپوست )مردم حقیقی امریکا( سبب قتل عام ۵/۱۸میلیون هندی سرخ پوست از طریق موارد زیر گشت: – ۱۴ جنگ که منجر به شیوع سرخک شد. – ۴ جنگ که عامل شیوع طاعون شد. – ۱۲ جنگ که شیوع آبله را در پی داشت. – ۱۵جنگ که در طی آن آنفولانزا شیوع یافت. – ۲۰ جنگ که منجر به شیوع بیماریهای سل، دیفتری، تیفوس و.. شد. منبع: منیر العکش/ آمریکا و الابادت الجماعیه.

ممکن است شما دوست داشته باشید