روزنامه ملی انیس
روزنامه انیس یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های چاپی در افغانستان می‌باشد. این روزنامه برای اولین بار در 15 ثور سال 1306 ه ش اولین نسخهٔ خود را در کابل منتشر کرد.

کاهش نظامیان امریکایی از افغانستان امریست مبنی بر تقاضای زمان

 

میم -نون

 

 

 

 

همزمان باپناه گرفتن داکتر نجیب به دفتر سازمان ملل متحد درکابل جهاد مردم افغانستان برسکوی پیروزی نشست. امریکا بعداز فروپاشی شوروی، افغانستان را به حال خود گذاشت. دیگر عواملی وجود نداشت که امریکا ومتحدین آن را تهدیدمی کرد. کشورهای همسایه باآزمندی که داشتند دست به توطئه ودسایس زدند تا یک حکومت مرکزی بااقتداری درافغانستان تحکیم نگردد. ایالات متحده  نه تنها حاضر به تأمین روابط وهمکاری بادولت مجاهدین نگردید بلکه بابی تفاوتی دربرابر دخالت های منطقوی نظاره می کرد. احمد شاه مسعود تلاش نمودتا ایالات متحده رامتقاعد کند که بااعمال فشاربرپاکستان ازمداخلۀآنکشور درافغانستان جلوگیری شود. اما امریکا یی ها به سوی اواز عینک پاکستان  می دیدند.

 درحالیکه نیرو های عرب وعجمی که بعد از یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ ازسوی ایالات متحده نیرو های تروریستی خوانده شدند ، قبل از آن درمقابل حکومت مجاهدین می‌جنگیدند. خانم رافایل معاون وزارت خارجه ایالات متحده که روزهای قبل ازتسلط طالبان در کابل با احمد شاه مسعود دیدار ومذاکره داشت. اعتنایی به نظریات ودلایل مسعود درمورد دخالت پاکستان وخواست هایش از ایالات متحده برای تأمین صلح و ثبات درافغانستان نداشت. رافایل به مسعود پیشنهاد کرد درقبال شکست طالبان، مناطقی به عنوان پایگاه نظامی درافغانستان به امریکا داده شود.اما احمدشاه مسعود برای رافایل گفت اجازه احداث پایگاه نظامی در افغانستان را به هیچ نیروی خارجی نخواهم داد.  حتا اگر به اندازۀ کلاه ام  در افغانستان جای داشته باشم ، با متجاوزین واجیران آن خواهم جنگید. احمدشاه مسعود درسفر خودبه فرانسه ومقرپارلمان اروپا ، امریکارا به علت بی اعتنایی اش دربرابر خطر القاعده وتروریستان موردانتقاد قرارداده گفت: امروزکه ما درد ورنج تروریزم والقاعده را به دوش می کشیم وشما درمقابل آن بی اعتنا هستید ، این آتشیست که فردا به دامان شما خواهد رسید .  

دعوت پارلمان اروپا از احمد شاه مسعود وناکام ماندن تلاشهای پاکستان به منظور به رسمیت شناساندن حکومت طالبان از سوی مجامع بین المللی ، پاکستان والقاعده را واداشت تاتدابیری را برای از بین بردن احمدشاه مسعود اتخاذ نمایند. پاکستان ودرراس آن غربی ها از راه جنگ نتوانستند مسعود را از سرراه بردارند . ترور اوتنها راهی بود که دشمنان مردم افغانستان  تصور می نمودند.بنابرین اهداف گنگ وبرنامه های متزلزل کشورهای غربی راازبان دیپلومات بازنشسته امریکایی می توان به خوبی شنیدودرک کرد. به گزارش اسپوتنیک به نقل از تسنیم، مری آن رایت سرهنگ بازنشسته ارتش امریکاو دیپلومات پیشین این کشور در افغانستان می گوید: امریکابرای مبارزه با تروریزم در افغانستان برنامه‌ای نداشته و تنها برای مهار و تسلط بر همسایگان آن به افغانستان حمله کرد. موصوف در گفتگو با برنامه «بدون مرز» تصریح کرد: پس از حادثه‌  تروریستی یازدهم سپتمبر، دولت امریکاتصمیم گرفت که به منظور مبارزه با گروه القاعده به  افغانستان حمله کند. این عملیات تروریستی بهانه ای برای دولت امریکابرای فرستادن نیروهای نظامی به نام مبارزه با القاعده بود. این اقدام دولت بوش برای من به عنوان یک سیاستمدار و افسر نظامی بسیار عجیب بود هر چند که القاعده باید برای این اقدام خود تنبیه می‌شد اما فرستادن ده ها هزار نیروی نظامی برای مقابله با یک گروه تروریستی زیاد عقلانی به نظر نمی‌رسید. در سال ۲۰۰۱ بعد از ۱۲ سال سفارت امریکا را در افغانستان بازگشایی کردم. من یکی از ۵ نفری بودم که برای انجام اولین مأموریت سیاسی به آنجا اعزام شده بودم. در آن زمان با بررسی اوضاع، اولین پیغامی که برای واشنگتن فرستادیم این بود که امریکا در این کشور وقت محدودی دارد.

ما احساس کردیم که امریکاوقت زیادی ندارد و هر برنامه‌ای  همچون سرکوب القاعده و طالبان را دارد بایستی زودتر عملیات کند، ما هم چنین بر این نکته پافشاری کردیم که روی کار    ص۵

 

 

 آمدن دولت جدید با حمایت امریکا نباید بیش‌تر از یکی دو سال طول بکشد چرا که ما تاریخ افغانستان را خوب می‌دانستیم. رویدادها بسرعت اتفاق می‌افتاد و دولت امریکاهیچ نقشه‌ راهی در دست نداشت و نمی‌دانست چه باید بکند. ما به عنوان اولین دیپلومات‌ها دستور داده شد که سفارت را بازگشایی کرده و با دولت موقت در تماس باشیم و از سایر دستورات پیروی کنیم. به طور مثال اولین دستور در مورد حامد کرزی بود. ما باید او را  در جنوری ۲۰۰۲  به واشنگتن دی سی می‌فرستادیم تا در سخنرانی سالانه رئیس جمهور شرکت کند.بنابراین او را با یک هواپیمای نظامی به واشنگتن فرستادیم و خودمان در کابل در ساعتی مشخص مطابق با وقت محلی که سخنرانی بوش در واشنگتن انجام می‌شد، در پناهگاهی کوچک در سفارت امریکادر کابل به این سخنرانی گوش می‌دادیم. اتفاق شگفت‌انگیز این سخنرانی این  بود که جورج بوش در خلال سخنان خود ایران ، کوریای   شمالی و عراق را محور شرارت ذکر کرد و ما بعنوان دیپلومات‌های آمریکایی که در منطقه بودیم  از بیان این موضع رئیس جمهور شوکه شدیم. برای ما این سوال بوجود آمده بود که ما در منطقه و افغانستان چه کار می‌کنیم؟ هدف ما القاعده بود نه ایران و کوریای   شمالی یا عراق. این موضع بوش برای ما به عنوان سیاست‌مدارهای امریکایی کاملا گیج‌کننده بود که چه اتفاقی در حال وقوع است.ما به صورت مداوم از امریکا درخواست منابع مالی می‌کردیم چون خوب می‌دانستیم اگر امریکا در کشوری حضور دارد باید به نیازهای مردمی پاسخ دهد و کمک ارسال کند که متاسفانه هیچگاه این کمک ها در اختیار ما قرار نگرفت. تنها پاسخی که از واشنگتن  گرفته شد سکوت بود. آنطور که ما می‌دانیم گروه بن‌لادن و القاعده به کوه‌های توره بوره فرار و سپس به صورت ناگهانی به پاکستان رفتند. گویا پشت پرده گفتگوهایی رد و بدل شده بود. ملا عمر خود را پنهان کرده بود. خیلی از نیروهای طالبان از ترس ارتش امریکابه پاکستان فرار کردند. تعدادی دیگر بازداشت شدند. مجاهدین افغانستان گروهی هستند که امریکا از آن‌ها در زمان جنگ افغان‌ها با شوروی حمایت کرد. همان‌گونه که امروز از داعش حمایت می‌کند در آن زمان نیز از گروههای جهادی و طالبان حمایت می‌کرد.امریکادر برابر تروریزم سیاست منسجمی ندارد و هر روز تصمیم جدیدی می گیرد؛ مثلاً امریکا پیش از این از برخی گروه‌هایی در سوریه حمایت می‌کرد در حالیکه که با شاخه دیگری ازهمین گروهها در افغانستان می‌جنگید. چنین چیزی اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسد. تغییر دولت‌های امریکا و اینکه چه کسی در دولت امریکا در رأس کار قرار دارد نیز دلیل دیگر تغییر سیاست‌ها است.می‌توان گفت که «سیا» سرنخ این اتفاقات است. در پشت‌صحنه، شاخه نظامی سیا  دراین خصوص تصمیم می‌گیرد. همه این موضوع را که امریکا موفق به حل مشکل تروریزم در افغانستان نبوده را تأیید می‌کنند. چرا که اکنون طالبان همچنان قدرتمند باقی‌مانده و روزبه‌روز قوی‌تر می‌شوند.اکنون که تلاش برحل سیاسی درافغانستان جریان دارد، دولت افغانستان باید با طالبان مذاکره کند زیرا مذاکره  مستقیم امریکابا طالبان کاری بسیار اشتباه  است.همه متوجه این مسئله شده‌اند که روش‌های نظامی امریکا برای حل مسائل افغانستان اصلاً کارساز نبوده است. در نهایت همه به این نتیجه رسیدند که استفاده از مذاکره  به جای سلاح برای رسیدن به توافق کارساز است. ۱۸ سال حضور امریکادر افغانستان باعث تحمیل هزینه‌های گزاف و کشته شدن هزاران افغان شد.(درنتیجه مردم مابه این باوررسیده اندکه حضورامریکا درافغانستان نه تنهامشکلی ازمشکلات شان راحل نساخته بلک درطول هجده سال چالشهای زیادی رابه زندگی آنان افزوده است.اگرامروزامریکاقوای نظامی خودراازافغانستان به طورکامل خارج نماید،بهانه یی جنگیدن به مخالفین مسلح هم باقی نمی ماند. زیراافغانها مشکلات شان رامیان خودحل خواهندساخت.دراثرتفاهم ومذاکرات اختلافات ایدیولوژی خودرانیزدورکرده باوحدت وهمپذیری درفضای همدلی زندگی مصون رابرای شهروندان خودمهیاخواهندساخت.) بدون حضور حکومت افغانستان در مذاکرات با طالبان، راهی بسیار دشوار وجود خواهد داشت. چرا که آن‌ها همه افغان هستند درست است که آن‌ها در ایدئولوژی سیاسی خود اختلاف‌نظر دارند اما آن‌ها همگی خواهر و برادر هستند. ما باید به جای مذاکره امریکابا طالبان از مذاکره حکومت افغانستان با طالبان حمایت کنیم. زیرا حکومت افغانستان در این مذاکرات نقش جدی ندارد و دولت امریکانقش اصلی را در مذاکرات بر عهده دارد. بهترین راه این است که  حکومت افغانستان با طالبان مذاکره کند، نه دولت امریکا.

ممکن است شما دوست داشته باشید