روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

چند عامل خشونت و پرخاشگری

خشونت و پرخاشگری و سرکشی ها اکثریت جغرافیای افغانستان را تحت فشار قرار داده است. هیچ گوشه یی نیست که از این التهاب و هیجان برکنار باشد. برنامه های تلویزونی و رادیوها با اخبار آدم کشی، جنایت انتحار، دزدی، انفجار، ارتشأ و فساد بدامنی، چور و چپاول، رشوه گیری طلاق و تعصب بی ایمانی و سؤ استفاده از مقام و منزلت دولتی، بی تفاوتی و بی خیالی در برابر منافع ملی، سردرگمی، قحطی و قیمتی
 بی نانی و بی خانگی، بیکاری و ریا و مردم فریبی زور گوئی، اغواگری و تظاهر و تدلیس و اعمال شنیع و بدبختی آدمیان آغاز می شود. مردم زیر نفوذ رسانه های گروهی هر روز باید تماشاگر آشوب و اغتشاش و حملات مخالف دولت باشند.

علت اصلی خشونت و پرخاشگری محرکات محیط، سیاست کاری دولت ها و احزاب شناخته شده است که همه جنبه سیاسی و اقتصادی دارد که خواه ناخواه بر رفتار فردی و روابط اجتماعی اثر می گذارد.

نکته دیگری که نا آرامی ها را دامن می زند وضع آشفته اقتصاد است که در بسیاری از موارد موجب ورشکستگی های فراوان افزایش خیل انبوه بیکاران، ازدیاد فقر عمومی فردی، رکود شدید و حتا انحطاط اقتصادی شده و نیز هوشیاری از توده های مردم به این که نا برابری در آمدها و امتیازات اجتماعی امر خدا داده نیست بلکه مخلوق دست آدمیان و محصولات ساخته های اجتماعی اقتصادی مبتنی بر بی عدالتی است که نا رضائی ها، طغیان ها  و حرکات تخریبی را تشدید کرده است. هنوز سخن از  میلیون ها افرادی که در فقر مطلق به سر می برند در میان است. نا امیدی از آینده و نداشتن شغل و فقدان در آمد عاملی برای پرخاشگری بوده است. یک نفر در یک جامعه سه جای کار و شغل دارد در حالی که زور دولتی با اوست. در میان جوانانی که مواد مخدر مصرف می کنند و اسلحه داشته اند و مکتب را رها نموده اند آشوبگری و استخدام آنها در باندهای مواد مخدر و آشوبگری آمار بالای داشته است. افسردگی و اضطراب ناشی از جنگ های متواتر مشاهده مکرر خشونت در تلویزیون ها و فیلم ها و شنیدن و دیدن صحنه های دلخراش از طریقه های مختلف عامل دیگری برای ادامه و افزایش خشونت و سرکشی است: مصرف الکل و دخانیات ممنوع در خشونت و پرخاشگری سهم مهمی دارد، حالات خود بزرگ بینی و جاه طلبی و بی رحمی و قلدری در موارد شدید منجر به قهر، ضرب شتم می شود، مبتلایان اغلب با هوش و تیز بین هستند. براه اندازان جنگ های داخلی و خارجی با این عقیده بزرگ خود بینی در تاریخ متأخرین از افراطیون این حالات بوده اند. ناهنجاری شخصیت اکثراً با مردم آزاری و تند خویی اجتماعی آن با جرم همراه است و انواع تظاهرات بیرونی دارد. نوع ضد اجتماعی آن با جرم و جنایات و حقارت خود همراه بوده است. از خصوصیات افراد مبتلا این است که در مقابل خشونت و سرسختی خود دیگران را مقصر می دانند و هر گز احساس گناه و تقصیر ندارند.

خانواده نا آرام و پٌر سرو صدا، پدر و مادری آزار دهنده و نا مهربان زندان های پٌرشکنجه مشاهده خرابکاری و تروریزم سازمان مسلح دهری و بی ایمان و بی هدف سیل و آتش فشان محیط نا امن هم در افزایش خشونت و بربریت دخیل اند. هجوم خاطرات تلخ در طی زمان و خواب های آشفته و پریشان در شب نگرانی و اضطراب حساسیت شدید، عصبانیت و قهر  و خشم، سؤ ظن و در نهایت بر اثر یک میکانیزم دفاعی روانی برخی از مبتلایان که قربانی شکنجه و تعرض روحی، بدنی و جسمی شده اند، شخصیت خود را با شخصیت فرد متجاوز و شکنجه گر منطبق می کنند و برای آنکه به خود ثابت کنند که از این پس دیگر ضعیف نیستند و قربانی نمی شوند بلکه قادر اند قربانی نمایند به آزار دیگران می پردازند و آشوب به راه می اندازند. تماشای خشونت و فیلم های جنگی کودکان و جوانان را آزرده خاطر می سازند اضطراب بوجود می آورد و احساسات عدم امنیت ایجاد
می کند  بسیاری را به خشونت و اغتشاش می کشاند، از همین جا تقلید آشوبگری آغاز می گردد.

در فلسفه ماده گرائی فرض بر این است که هویت هر انسانی از نفس اوست یعنی نفس خود کامه که از طریق (ژن) و (ارث) از زمان تولد وجود دارد. این نفس پیوسته در پی تملک و تصاحب مال و ثروت باد آورده است. برای رسیدن به این مقاصد نفسانی با سایرین برخورد میکند و با رقابت دیگران را از سر راه بر می دارد. بد بختانه آنچه در جامعه کنونی  دیده می شوداین است که انبوه خلایق دچار استثمار لگام گسیخته اصحاب حرص وطمع گشته و عذری را که استثمار کنندگان برای توجیه این وضع می تراشند این است که نیروی بلا اراده بازار آزاد حاکم به اوضاع است. تمام پول ها به جیب یک مشت مصرف کننده وارد شده و توده عظیم مردم در محرومیت و تولید کننده اساسی و عرق ریز همین توده بی قدرت و بی پول باقی می ماند. از علل عمدتاً نابسامانی های اقتصادی یکی وضع مالی دولت های بزرگ است که بازار سنگینی از استقراض مسلماً به تهیه و خرید سلاح های سنگین و مدرن مرتبط است، بی ثباتی اوضاع جهانی و نگرانی از آینده هم مشوق سرمایه گذاری نیست تا کار  تولید و توسعه رونقی حاصل کند. انفجار بی سابقه و ایجاد تفرقه میان مذاهب از طرف جهان خواران هم در خشونت و کشتار های دسته جمعی پیروان مذاهب نقش خراب کننده دارد.

بر خورد شدید میان دولت ها و این نوع فرقه مذهبی و یا گروه های مدعی دیگر یکی از مشخصه های قرن حاضر است. به عقاید و افکار مردم تعرض کردن عوامل بحران و خشونت شده و تلفات ناشی از این تعرضات همین اکنون بی سابقه است و همه روز جهان ما در ورطه هلاکت سوق داده میشود. سازمان های جرم و جنایت از خارج و داخل فعال اند. دگر از عوامل خشونت و جنگ های گوناگون تصاحب شدن قدرت از راه غیر رأی و رضایت مردم همان کشور است که به زور یا نیرنگ بالای شرافتمندان حکومت خود را تحمیل و آنرا به دوره های متعدد دوام می دهند بدون اینکه به ملت ها توجه شود به دین و آئین آنها وقعی گذاشته شود، تاریخ و سنن آن را مد نظر داشته باشند، هستی مادی و معنوی آنها را به مسخره گرفته، تاراج می دارند. آنقدر چشم سفید اند که مردمان زیادی از این کشورها را در گرسنگی، نفاق (مذهبی، زبانی نژادی، سمتی) کم اطلاعی و بی خبری، ایجاد دهنده مجازی ونگهداری می نمایند و جای قانون و حق را زور می گیرد. نهایتاً مردم با ایمان این کشور ها طبعاً به مقابله و رهائی از این منجلاب وارداتی می شوند و نتیجه هرج و مرج و خونریزی و کشتار است.

ضمن عوامل فوق الذکر انهدام پایه های اخلاقی اجتماع است که جنبه حیاتی بشر دارد. امروز همه جا خود پرستی بر رفتار بشر حاکم است. تا دوام اینها آرامشی به سراغ ما نمی آید.

معانی لغات دشوار:

قلدری = زور خود سر

نا هنجاری = بی قاعده نادرست

بربریت = نادانی وحشت

استقراض = قرض کردن قرض خواستن

منجلاب = گندیده بدبوی

سخی محمد صارم

ممکن است شما دوست داشته باشید