روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

پیامد های منطقه ای و جهانی بن بست احتمالی مذاکرات صلح

پنجمین دور مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان با حضور تعداد معدودی از سیاسیون پشت پرده افغانستان در قطر پایان یافت و تا هنوز نتایج ملموسی از آن به دست نیامده است . پیش شرط هایی که از سوی طالبان مطرح شده است ، برای جانب امریکا کمی مشکل به نظر می رسد و یا حد اقل اعتماد لازم به میان نیامده . خلیل زاد برای دریافت راه حل این ابهامات عازم امریکا شده تا از شخص ترامپ دساتیر
اجرایی تر دریافت کند . طالبان در سه جمله ساده خواست های شان را مطرح می کنند . خروج نیروی امریکا از افغانستان ، آزادی زندانیان و حذف اسامی رهبران طالبان از فهرست سیاه شورای امنیت سازمان ملل . به ظاهر این خواست ها برای امریکا مشکل نیست ؛ اما عملی کردن آن و عواقب آن برای امریکا و متحدین ستراتیژیک او مبهم است .طالبان وعده سپرده که القاعده را از افغانستان بیرون می کند و تحت هیچ شرایطی منافع امریکا و متحدینش را در افغانستان تهدید نخواهد کرد . سوال اساسی این است که آیا طالبان می توانند القاعده را از افغانستان بیرون کنند ؟ چنین تضمین را داده می توانند ؟

ممکن است طالبان مدعی باشند که القاعده را از افغانستان بیرون می کنند ؛ اما سوابق تاریخی نشان میدهد که القاعده به لحاظ ایدیولوژیک متحد استراتژیک طالبان بوده و ملاعمر به قیمت سقوط دولتش از القاعده فاصله نگرفت .

 لذا بعید به نظر می رسد که توابع طالبان و گروه های مختلف آن قانع شوند و با القاعده همکاری نکنند وبرای رهبران طالبان سخت است که برای جنگجویان خود سرکوبی القاعده را توجیه نمایند . همچنان عملی کردن وعده سرکوبی القاعده در صلاحیت و توان گروه مثل طالبان نیست . طالبان اگر حامی القاعده و خودشان را که پاکستان است قانع بسازند در آن صورت احتمال عملی کردن چنین وعده متصور است .

از سویی بن بست اصلی در مذاکرات طالبان و امریکا بحث تضمین است . امریکایی ها زمان طولانی تررا  برای خروج شان پیشنهاد می کنند ؛ چون هراس از ظهور دوباره تروریزم در افغانستان دارد که مستقیم منافع آنها را تهدید می کند  اما طالبان بر خروج زود هنگام تأکید دارند و اینجاست که شک و تردید هیئت مذاکره کننده امریکایی بیشتر می شود . زمان احتمالی شش ماه تا یکسال برای امریکا قابل قبول نیست چیزی که طالبان برآن تأکید دارند .

مهمتر از آن طرف اصلی دولت افغانستان می باشد که قدرت سیاسی در اختیارش بوده و از مشروعیت  ملی  منطقه ای و بین المللی برخوردار است . دولت درحاشیه است و در هیچ نشست اشتراک ندارد . دستگاه دیپلماسی دولت افغانستان با استفاده از موقف جهانی خود بر لابی گری و جلب توجه کشور های منطقه و جهان مبنی بر گفتگوهای صلح به مالکیت افغان ها می پردازد . جلب توجه وزیر خارجه آلمان بر این قضیه و اظهارات او مبنی بر حمایتش از پروسه صلح به مالکیت دولت افغانستان قابل تأمل است . آلمان بر حفظ دست آورد های تقریباً دو دهه گذشته تأکید کرد و حمایتش از برنامه های دولت افغانستان در امر مبارزه با تروریزم و اجماع ملی برای صلح را ابراز نمود . در سازمان ملل یاماماتو نیز به صراحت تأکید کرد که طالبان هرچه عاجل باید با حکومت افغانستان مذاکرات را آغاز کنند . به این ترتیب واکنش های آلمان به نمایندگی از اتحادیه اروپا و واکنش سازمان ملل عملاً نشست قطررا کمرنگ نموده و آنرا احتمالاً به بن بست می رساند.

در نتیجه خواست هایی که از سوی طالبان مطرح است یک بخش آن به صلاحیت دولت افغانستان است . آزادی زندانیان از صلاحیت دولت است .لذا نیاز طالبان و جانب امریکا از یک طرف و حمایت کشور های منطقه و جهان از دست آورد های گذشته که متصدی آن فعلاً دولت است از سوی دیگر سبب می شود که دولت در تصامیم صلح شریک باشد . بنابراین کشور های منطقه با توجه به آسیب پذیری که از ناحیه حضور تروریزم در افغانستان دارند به نحوی پای دراز کردند و دخالت می کنند . تضاد منافع بین این کشور ها تأثیر مستقیم بر چگونگی صلح در افغانستان دارد .

سید نورالحق حیدریار

ممکن است شما دوست داشته باشید