روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

نقش علم و دانش درتغییر زندگی

تاریخ بشر با آموختن،  تعلیم و تربیت آغاز می شود. انسان ها از روزگار کهن و آن زمان که پا به عرصه  تاریخ و حیات خود گذاشتند، شروع به آموختن و کشف راز و رمز اطراف خود و انتقال مفاهیم و اطلاعات به منظور بیان دیدگاه و نظریات خود نمودند.  انسان ها از همان ابتدای خلقت تا به امروز که از راه های گونه گون دانش و اطلاعات خود را بدست می آوردند بر اهمیت و نقش علم و دانش در زندگی خود پی برده بودند. در ادیان گونه گون با تناسب به فراگیری علم و دانش تأکید و توصیه شده است. اما هیچ دینی همانند اسلام و به اندازه آن مسلمانان را به آموختن علوم گونه گون و یاد دادن آن به دیگران به منظور رواج علم و دانش میان مردم تأکید نکرده است. مسلمانان از همان روزگار اولیه به دنبال کسب علم و دانش بودند که این امر از توصیه های قرآن و دین مبین اسلام نشأت می گرفت.  قرآن کریم این کتاب آسمانی به عنوان منبع واساس علوم اسلامی و اخلاقی بوده و پیامبر اکرم(ص)نیز به عنوان اولین معلم و مربی در تاریخ،  تعالیم و احکام دین اسلام را به یاران و صحابه خود می آموخت. این از عوامل اساسی گرایش و تحرک مسلمانان به آموختن علم بوده است و با تأسیس اولین حلقه های درسی در مساجد، علم آموزی مسلمانان آغاز شد. اگر گفته شود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی بشر است، سخنی ناحق، گفته نشده است. اولین کلمه ای که جبرئیل به پیامبر اکرم «ص»گفت؛ این بود: «اقرأ» (بخوان)! بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست که تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد که خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمای الهی آگاه شد. دانش، توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است که خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. انسان  می تواند با دانش خویش به جایی برسد که کسی در هستی بدان دست نیافته است.  پیدایش علم و دانش با خلقت انسان برابری می کند و همواره بشر در صدد آن بوده که بفهمد و درک نماید. علم و دانش در زندگی انسان دارای جایگاه ویژه ای است. نقش علم در زندگی انسان این است که راه سعادت، تکامل و راه ساختن را به انسان می آموزد. علم، انسان را توانا می سازدتا آینده را همان گونه که می خواهد بسازد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می گیرد و طبیعت را آن چنان که انسان بخواهد و فرمان دهد می سازد.پیامبر اکرم «ص» پیروانش را به فراگیری علم و دانش تشویق می کرد. کودکان اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزندو برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند. این تأکید و تشویق ها در باره علم سبب شد که مسلمانان با همت و سرعت بی نظیری به جستجوی علم در همۀ جهان پرداختند.آثار علمی را هر کجا یافتند به دست آوردند و ترجمه کردند.  خود به تحقیق پرداخته و از این راه علاوه بر این که حلقۀ ارتباطی شدند میان تمدن های قدیم یونانی،  رومی، ایرانی،  مصری،  هندی و تمدن جدید اروپایی؛ خود یکی از شکوهمندترین تمدن ها و فرهنگ های تاریخ بشریت را آفریدند که به نام تمدن و فرهنگ اسلامی شناخته شده است. امروزه اهمیت علم و دانش بر بشریت مخفی نیست، همه مکاتب بشری و ادیان آسمانی بر کسب علم و دانش تأکید دارند و پیشرفت و ترقی در مسیر علم را افتخار آمیز می شمرند. بدون تردید دین مبین اسلام بیش از هر دین و آیین دیگری به علم بها داده و انسان ها را به تعلیم و تعلّم فراخوانده است. کشورهای غربی و آمریکا به برکت علم توانستند بر کشورهای دنیا مسلط شوند؛ یکی از ابزارهای شان علم بود؛ ثروت را هم با علم به دست آوردند. البته مقداری از ثروت را هم با فریبگری  … و سیاست به دست آوردند، اما علم بیشترین مؤثریت راداشت.  قبل از همه چیز برای یک جوان مسلمان ادب و اخلاق دراولویت است . اگر ما هر قدر علم داشته باشیم  و از مشهورترین دانشگاه جهان هم فراغت حاصل کنیم.  اما گفتار ورفتار اجتماعی ما با مردم ، با هم  صنفی وخانواده خود خوب نباشد وآنها ازما شکایت داشته باشند ، در آن صورت خداوند متعال نیز از ما ناراض خواهد بود.  چنانچه همیشه تعلیم وتربیه به عنوان دوبال پرواز برای تکامل انسان مطرح بوده است وهدف از تعلیم هم یقیناً همان ادب واخلاق است. پس شما شاید این  سوال را بپرسید که اگر ما علم نداشته باشیم چگونه میتوانیم اخلاق را حاصل کنیم؟ در قدم نخست باید فهمید که هدف از علم چیست ؟ هدف از تعلیم رسیدن به ارزشهای معنوی ، آشنای با حقوق انسانی و نزدیک شدن به خداوند متعال می باشد . ما علم می آموزیم تا از دین خود معلومات حاصل کنیم، رضایت خالق خودرا حاصل نماییم و خود را از آتش جهنم نجات دهیم.بایدیادآورشدکه علم وسیله است نه هدف؛ آن هم وسیله ای که انسان را به کمال می رساند و دنیا و آخرت او را آباد می سازد.گفتنی است ارزش هر علم یا به ارزش موضوع آن است یا به ارزش هدف آن؛ علوم الهی و دینی، با توجه به موضوع آن ها، از شرافت خاصی برخوردارند. اما ملاک ارزش گذاری در علوم دیگر با توجه به اهداف و انگیزه هایی است که شخص از یادگیری آن ها در نظر دارد. ازاین رو می بینیم گرایش به یادگیری علوم به انگیزه های مختلف صورت می گیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبه های بیشتری برای انسان ها دارد. لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایش های مختلف علمی و تخصص های فراوان به وجود آمده است. اما تنها وارستگان و ژرف اندیشان هستند که فراتر از نیازهای اولیه طبیعی و محسوسات به ارتباط نهانی دانش ها و ارتباط جهان هستی با آفریننده آن فکر می کنند و از هدفمندی این همه جنب و جوش ها سخن به میان می آورند.یکی از مهم ترین رسالت های دین ایجاد انگیزه فراطبیعی به علوم و جهت دهی صحیح به تلاش های عالمان است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دست یابی به مقصود هستی اقدام کند. ازاین رو در فرهنگ اسلامی تمام دانش های مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن ها اقدام کنند. هر علمی که هدفی از اهداف فردی یا اجتماعی اسلام را کمک دهد و ندانستن آن، سبب اخلال در زندگی مسلمان ها شود، آن علم را اسلام توصیه می کند. قرآن موضوعاتی را مطالعه و تفکر پیشنهاد می کند که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی و زیستی و تاریخی و.. . است که امروز در دنیا می بینیم.خداوند می فرماید:

ترجمه:«در آفرینش آسمان ها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتی بر روی آب که به وسیله آن بشر متنفع می گردد، آمدن و ریزش باران که سبب حیات زمین می گردد، حیواناتی که در روی زمین در حرکت اند، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلق اند، در همه این ها نشانه های قدرت و حکمت پروردگار است». یعنی همه این ها قوانین و نظامی دارند و شناختن این نظام ما را به توحید وقدرت لایتناهی پروردگارنزدیک وآگاه می سازد.

سجادی

ممکن است شما دوست داشته باشید