روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

نقش رسانه ها در تأمین وحدت ملی

برخی روزنامه نویسان باور دارند که زیر بنای رسانه ها برمی گردد به سالهای دور که به مثابه یک ایده نوظهور تولد شده بود ؛و برای نخستین باردر مراکز امنیتی امریکا و اتحاد شوروی فعالیت خود را آغاز کرد وامروز حضور نیرومند آن در جهان توسعه یافته ونا توسعه یافته غیر قابل انکار است حضور ویب سایت ها ویبلاگها ؛فیسبوک ؛یوتوب  تویتر وسایر فضا های اطلاع رسانی درکناررسانه های چاپی سبب شده است مرزهای اطلاعات در دنیا فرو ریخته وبه سهولت مردم ومخاطبان به انواع اطلاعات دست رسی پیدا کنند. بر مبنای این واقیعت همه مناسبات زندگی بشر امروز وفردا تحت تأثیر همین رسانه ها بوده واین رسانه هاهستند که با مسئولیت اتخاذ موقف غیر جانبدارانه وبیطرفانه مخاطبان خود را به سوی آینده سمت وسو میدهند.

 رسانه در تأمین وحدت ملی ایجاد روحیه وفاق وهمدیگر پذیری برای مردم میتوانند دنیا را به سمتی هدایت بدهند که در آن بشر از لطف اطلاعات راز های مرموز وپنهان را کشف نموده وتوجه به شناخت که از عمق رویداد ها بدست می آورندنحوه قضاوت  تصمیم گیری وحتا دخالت شان در همه زمینه ها ممکن ومیسر گردد.

دنیا یی که امروز وفردا بشر در آن فرصت زندگی دارد دنیای انفجار آگاهی مردم از کنش سیاستمداران بزرگ وعصر هدایت انسان به استمداد رسانه هاست . شکی نیست که این انفجار اطلاعات در جهان سوم به دلیل فقر سواد وفرهنگ به چالش کشیده شود ُ اما از آنجا که حامی این رسانه مردم اند ؛ نقش تاثیر گذار آنها به مرور زمان جا افتاده و هدایت اقتصاد ؛فرهنگ وسیاست را آنها تمویل وتقویه خواهند کرد.

در باب نسبت رسانه و فرهنگ تحقیقات ونوشته های زیادی صورت گرفته است  و هرکدام  فراخور حوزه مطالعاتی و اقتضاآت،بعدی خاصی از نسبت این دو پدیده را بررسی نموده وگفته اند که فرهنگ و رسانه دو همزاد بشر بوده و هر دو ازمقتضیات زندگی اجتماعی بشر هستند. اگر فرض مشهود «انسان موجودی اجتماعی است» را بپذیریم،در نگاه اولیه به این موجود اجتماعی، نحوه زندگی اجتماعی و موجودیت عینی آن را در زیست جهان مبتنی بر جهان پدیداری طبیعی وی مشاهده میکنیم که متشکل از دو جزء اصلی رسانه و فرهنگ وارتباط متقابل ایندو است . به عبارت دیگر رسانه و فرهنگ دو جزء تفکیک ناپذیر زندگی اجتماعی انسان هستند.

پس میتوان گفت که  زبان و دستگاه ارتباطی یاهمان رسانه، در یک بستر تجلی پیدا میکند که همان فرهنگ است و به عبـارتی این فرهنـگ است که زمینـه اصـلی ارتباط را فراهم میکند. این دو در ارتباطــی تنگاتنگ و دو تأثیری دیالکتیکی و متقابل، ترکیبی بنام انسان اجتماعی را شکل میدهند که در صحنه گیتی به کنش ارتباطی میپردازد نسبت رسانه و فرهنگ، آنگونه که آمد، نسبت متقابل و تنگاتنگ بوده است اما از ابتدای پیدایش مدرنیته و شروع جوامع مدرن که مستلزم بوجود آمدن رسانه های متفاوت و در سطح وسیع است، وضع به گونه ای دیگر تغییر یافته است. با آغاز پیدایش رسانه های مدرن، و در طول سیر تکاملی آنـان، تأثیر رسانه بر فرهنگ و بالتبع بر زنـدگی مـردم بیش از قبـل شده است. امروز، این حقیقـت را نمیتوان کتـمان کردکه سـرمایـه داری مـدرن، با استفـاده از تکنولوژی های پیشرفته ارتباطی وسیع در جهت دهی افـکار، امیـال، آمـال، طـرز تلقـی، نگرشها واساساً فرهنگ سایر جوامع دارد ومی باید که ما  پیشتاز این عرصه ها باشیم با توجـه به حساسیت واهمیت فـوق العـاده این مـوضـوع است وبا توجه مخصوصی به رسانه های ارتباط جمعی ، رادیو ، تلویزیون ،و روزنامه هاکه مسلماً همه گیری وفراگیراند وبرنامه های خیلی گسترده ای هم برای به کار گیری این رسانه هادرجهت جلوگیری ونفوذ فرهنگی میان ملتها روی دست گرفته شود.

پس یکی ازوظایف ومکلفیت های اصلی رسانه درکشورهمانا جلوگیری ازورود فرهنگ های بیگانه درکشوراست.

رسانه باید همواره مساعی عمومی شان را درراستای جلوگیری ازفرهنگ های بیگانه به خرج دهند وازطریق آگاهی دهی به مردم وروشن ساختن اذهان عامه نگذارند که فرهنگ های هجومی که دشمن درسدد جابجاساختن آن درجامعه باشدخنثی واجازه ندهند که برنامه ها وپلان های شوم شان را که همانا با تحقق این برنامه ها خواب ازهم پاشی این ملت را درذهن می پرورانند بالای ما تحمیل کنند.

گفته اند که می خواهی ملتی را نابود بسازی؛ پس باید فرهنگ آنان را نابود کرد. که بدون شک ما همه باید دست به دست هم داده و وحدت خود را درتمام عرصه ها مخصوصاْ ارزش های اسلامی وداشته های مادی ومعنوی خویش را که الگو ونشانه تمدن ما است حفظ کنیم. وتردیدی وجود ندارد که امروزه این حقیقـت را نمی توان کتـمان کردکه سـرمایـه داری مـدرن، بـا استفــاده از تکنولوژی های پیشـرفته ارتبـاطی جمعی درجهت دهی افـکار، امیــال، آمــال، طــرزتلقـی، نگرشهـا و اساسـاً فرهنـگ سـایرجوامع دارد.

پدرود

ممکن است شما دوست داشته باشید