روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

من هم حق زندگی دارم

جنگ، فقر و بی سوادی از علت هایی هستند که بسیاری از کودکان به کارهای شاقه مجبور می شوند که از تمام لذت ها و امتیازات دوران کودکی باز می مانند. نبی پسری ده ساله که در یکی از فلزکاری های کابل مشغول کار کردن است می گوید: پدرم در چند دهه سرباز اردوی ملی بوده و در اثر انفجار یک ماین فلج شده است. من یگانه پسر خانواده و نان آور خانواده می باشم.

 از نبی پرسیدم که بزرگترین آرزویت چیست؟ با لبخندی ناامیدانه جواب داد (می خواهم مکتب برم و پیلوت طیاره شوم).

کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹۸۹ تصویب شد کودک را به عنوان فردی که به سن هجده سال نرسیده است تعریف می کند. در ماده اول کنوانسیون حقوق کودک آمده است «کودک به کلیه افراد انسانی زیر ۱۸ سال اطلاق می شود.» مثل نبی هزاران کودک هستند که در خورد سالی مشغول کارکردن هستند.

طبق آمارهای حقوق بشر، کودکان در افغانستان مجبور می شوند که در یک شبانه روز بشتر از ۱۶ ساعت کار کنند. بر اساس این تحقیق کودکان باید شبانه تا ناوقت ها نیز کار کنند مثلاً کودکانی که مصروف فروش مواد خوراکه چون سوپ، برگر و… هستند شبانه هم باید کار کنند و برای صبح بعدی آمادگی بگیرند. یافته های این گزارش نشان می دهد که بیشتر کودکان کارگر، پسر هستند و تنها
۳۵ در صد کودکان دختران کارگر هستند که بیشتر مصروف قالین بافی و خیاطی شب و روز در خانه ها هستند. در قانون اساسی افغانستان ماده چهل نهم در مورد کار بالای کودکان آمده است که «تحمیل کار بر اطفال جواز ندارد» و همچنان نظر به تعریف کمیسیون حقوق بشر حقوق کودک مجموعه از حقوق ویژه کودکان است که بر پشتیبانی و نگهداری از افراد جامعه تمرکز دارد.

تأثیرات ناگوار کارهای شاقه کودکان بیشتر در دوره های جوانی و بزرگسالی چون رشد نکردن اطفال و بوجود آمدن مشکلات در ناحیه کمر و ستون فقرات بروز می کند. بیشتر کودکان کارگر در وقت کار کردن با وسایل نوک تیز و یا آتشزا از لباس های ایمنی استفاده نمی کنند که بعضاً باعث پیشامدهای ناگوار می شود.

جاوید پسر ۱۴ ساله در یکی از شفاخانه های دولتی شهر کابل بستری است یک دست وی نسبت سوختگی عمیق قطع شده است. از جاوید پرسیدم چی باعث شد که به این حالت دچار شدی؟ با آواز درد ناک و چشمان نمناک که هنوزهم باورش نمی شد جواب داد ((من در یکی از خشت پزی های شهر کابل مصروف کار بودم هر صبح وقت به آنجا می رفتم و به کارکردن مشغول می شدم خلیفه ام  آدم خوبی بود، اما زود عصبانی می شد یک روز طبق معمول رفتم سرکار، وقتی خشت ها را که بعد از آماده شدن به داش های سوزان می بردم، فکرم نشد ناگهان دیدم که دستم آتش گرفته است چیزی دیگر را نفهمیدم زمانیکه به هوش آمدم متوجه شدم که در بستر شفاخانه هستم و دستم قطع شده، با خود گفتم که چرا با من این کار شد و حالا سرنوشت من چی خواهد شد.

روانشناسان به این عقیده هستند که کودکی دوران مهم در زندگی هر فرد می باشد به گفته روانشناسان این دوره برای شخصیت سازی هر فرد رول بسیار زیاد را بازی می کند و می تواند در زندگی آینده اش تأثیر به سزایی داشته باشد.

بسیاری انسانها به اثر کمبودی هایی که در زندگی کودکی خود داشته اند زمانیکه بزرگ می شوند دست به کارهای غیر قانونی چون سرقت، قتل رو آوردن به مواد مخدر، آدم ربایی قاچاق و… می زنند.

قابل یادآوری است که وزارت کار و امور اجتماعی در مورد کارهای شاقه اطفال برنامه هایی را در چند دهه اخیر داشته اند و همچنان صندوق حمایه از کودکان نیز در این عرصه به دولت افغانستان کمک کرده است، اما این کمک ها و برنامه ها که در مورد کار شاقه کودکان صورت گرفته اثرگذار نبوده است.

تمام اطفال افغانستان آینده سازان این کشور و گلهای سرسبد جامعه هستند پس مسئولیت انسانی و وجدانی ماست که متوجه آنها باشیم.

ریحانه فرخنده

ممکن است شما دوست داشته باشید