روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

منشــأ بحــران هــا

جنگ ها و منازعات روی در وخامت و تعدد و تکثر دارند. میدانیم که مردم دشمن جنگ و از آن متنفر استند. دشمنی یهود که در ممالک اسلامی به علت قضیه فلسطین گسترش میابد یک دشمنی محصول جنگ است که در آن یهودیان به عنوان شیطان قلمداد شده اند. در جاهای دیگر دشمنی نسبت به مسلمانان بسط پیدا کرده که آنهم حاصل همین روانشناسی جنگ است که در آن اسلام را فقط از دیدگاه تعصب و خشونت تروریستی نگاه می کنند. به این ترتیب توسعه تکنولوژی و اقتصاد که موجب پیدائی جنبش جهانی شدن گردیده راه را بر یک بحران محیط زیست، بحران انرژی بحران تمدن ما که پایه اش بر روی ترقی مادی پیوسته است ولی منتهی به یک بحران درونی یعنی مسایل روحی، انسانی و اجتماعی شده، بحران دنیای سیاست و سیاست کاری که قادر به نگاهی در ورای قضیه توسعه مادی نیست و حالت دنباله روی اقتصادی را پیدا کرده سیاستی که دایماً مکرر میگویند باید دنبال توسعه اقتصادی رفت درحالیکه چنین توسعه هم منشأ بحران فضای حیاتی انسان بوده و منشأ بحران جامعه بشری. در این جا ما با یک دور باطل مواجه هستیم یعنی دایره خبیثه که عقل و هوش ما را از کار انداخته. ما عادت داریم که امور را به صورت مجزی از هم بررسی کنیم یعنی هر کدام گوشه از واقعیت کلی پیچیده را مورد نظر قرار دهیم. حالت ما حالت خوابگردی است که به طرف یک سرنوشت شوم در حرکت است. چنین تصویری از بشریت در قبل از جنگ جهانی دوم هم بود و حالا هم احساس ما این است که سفیه سکان رها شده زمین را جریاناتی غیر قابل کنترول با خود می برند، جریانی که محرک آنها چهار چیز است.

اول – علم

دوم – فن

سوم – اقتصاد

چهارم – سود جوئی.

چنین روندی شاید عجیب نباشد که بعضی نفوس از خواب  غفلت بیدار شده اند و منظره کابوس وار  یک فاجعه سراسری را می بیند اما وقوع این فاجعه سراسری قطعیت ندارد زیرا ممکن است که خود فاجعه محرک مردم به جستجوی چاره و درمان باشد. ملاحظه کنید که بحران کمبود و گرانی نفت دارد تحقیقات در مورد انرژی های دیگر را توسعه می دهد. بحران تمدن ما هم پاسخ های متعدد نزد افراد از زندگی ماشینی و غیر فرهنگی و جنگلی خود را برهاند در کشور ما همین زمان اکنون بحران مدیریت در عرصه های  آموزش و پرورش و تحصیلات در سطح کشور از کمیت برخوردار اما بحران کیفیت و نتائح حاصله از تحصیل چیز قابل ملاحظه نیست. بحران مدیریت فساد و انارشیسم اداری در دستگاه حکومت بخاطر زورگویی ها تناقضات وحدت آرا و تصاحب گری افراد ضعیف النفس و کم سواد به قهقرا نزول کرده، بحران امنیت عمومی و بی تفاوتی مسئولین در مورد هزاران کشته و زخمی و ویرانی بسیار آورده است. بحران افسردگی در همه عیان است. شوق استفاده از تعطیلات و اوقات فراغت، کوشش برای برقراری رابطه میان جسم و روح از طریق های مختلفه، گرایش به کیفیت زندگی به جای کیفیت آن، نمونه از این بازتاب ها به بحران تمدن استند. به این ترتیب قابل قبول (وجدان عمومی) باید بسط یابد. به یاد آوریم که در آخر عصر ثانی (در نظر ژئولوژی) بود که ۹۰ فیصد موجودات زنده از بین رفتند ولی در عوض پستاندارانی که نسل انسان هم از میان آنها برخاست به ظهور رسیدند. بناً بر این در حال حاضر هم اگر همه بحران ها و فاجعه ها به هم ترکیب شوند، چراغ انسانیت خاموش و عدم نخواهد شد. جامعه در آن وقت دنبال حکمت و بینش و درک ژرف و باطن بودند. شاید هم بشر دست به اصلاحات در زمینه های مختلف زندگی بزند و جامعه بشری را متحول و منقلب کند و از این بحران ها به سوی ساحل نجات رهنمون گردد.

 بزرگی می فرماید:

(( سال هاست نه ارض ساکن است و نه اهل آن. گاهی به حرب مشغول و هنگامی به بلاهای ناگهانی معذب بأسأ و ضرأ ارض را احاطه نموده، انسانی متحیر که چه گوید چه عرض نماید؟ دو نفس دیده نمی شود که فی الحقیقیه در ظاهر و باطن متحد باشند. آثارنفاق در آفاق موجود و مشهود مع آن که کل از برای اتحاد و اتفاق خلق شده اند.))

برای همه و به خصوص اندیشمندان و علما و فضلا و نیکان و دارندگان وجدان بیدار و با مسئول است که جلو این همه بحران ها را با تدبیر و علم بگیرند و زندگی را احترام فرمایند، تا این بحران های آدم کش و ویران گر و تصاحب گر از زندگی بشریت محوه گردد.

چون انسان علی الظاهر صاحب کره ارض است، باید همین انسان قابل اصلاح است که مسئله بحران روحی و فرهنگی و علمی را اول بشناسیم و بعد از آن فرهنگ انسانی را از نو بسازیم، نو یعنی اینکه اصلاح و به مسیر طبیعی اش قرار گیرد. آتش افروزان سودجو که تغذیه شان از بابت جنگ ویران گر و مخاصمت آمیز است خود هم در همین آتش به خاکستر مبدل می شوند.

سخی محمد صارم

ممکن است شما دوست داشته باشید