روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

مسئولان امنیتی از شرایط به وجود آده استفاده بهینه نمایند

طالبان از زمان ایجاد شان تا کنون، پیوسته از مردم افغانستان به عناوین مختلف قربانی گرفته اند، هرچند این گروه ازهنگام تأسیس اش با شعار مبارزه با بی عدالتی، استبداد و مبارزه با فساد در لباس روحانیت و در عین حال نابودی جزیره های قدرت و تأمین امنیت شاهراه ها روی کار آمدند، اما بعد ها معلوم گردید که در عقب این حرکت، دستان مرموز و مخوف استخبارات منطقه دخیل است که طالبان با همکاری و حمایت آنان توانستند هفتاد در صد خاک افغانستان رانیز در تصرف خود بیاورند.
بعد از تسلط طالبان به پایتخت و شماری از ولایت ها،با گذشت زمان چهره واقعی آنان و روابط تنگا تنگ شان با استخبارات منطقه و گروه های هراس افگن، برملا گردید که این رابطه نه تنها زمینه ساز بحران جهانی و حادثه یازدهم سپتامبر در امریکا شد ،بلکه زمینه سازی ورود امریکا و هم پیمانانش در قالب ایتلاف جهانی مبارزه علیه تروریزم نیز در افغانستان گردید.
بعد از سرازیر شدن نیروهای ایتلاف جهانی ضد تروریزم به افغانستان به رهبری امریکا ، نظام طالبان سقوط ودر مدت اندکی متواری گردید، اماجنگ وگریز شان در دور دست های کشور آن هم در این سال های پسین به شکل پراگنده وجود داشت، بعد ازامضای توافقنامه میان طالبان وامریکاییان و اغاز خروج نیروهای خارجی از کشور این گروه میز مذاکرات میان افغانان را ترک وبا تمام ساز وبرگ نظامی خویش به صحنه آمدند که این مسئله پرسشهایی را در افکارعامه خلق کرده که درعقب این سناریو چه نهفته است که بدون شک گذشت زمان به آن پاسخ خواهد داد.
روی این اساس حالا دیده می شود که مردم و حکومت افغانستان با یک آزمون بزرگ تاریخی مواجه اند که گزار ازاین وضعیت، نیاز به بسیج ملی،وحدت ملی و اجماع سیاسی میان سیاسیون و بزرگان کشور دارد تا از نظامی که با خون فرزندان راستین این سرزمین بارور گردیده، دفاع و حراست گردد، دستاورد های دو دهه پسین نیز به هدر نرود.
سالیان متمادی است که مردم و دولت افغانستان در یک جنگ اعلام ناشده و نیابتی قرار دارند که هیچگاهی این مسئله در نزدمردم افغانستان و جهان، پنهان نمانده ، بلکه مسئولان ارشد حکومت نیز بار ها تأکیدکرده اند که در عقب خشونت های جاری در کشور نظامیان پاکستان به ویژه سازمان استخباراتی آی اس آی قرار دارد ، موضوعی که همواره ازسوی پاکستان رد شده است، اما مسئله یی که مایه نگرانی مردم افغانستان است ، اینست که چرا وتا چه زمانی، کسانی که خود را افغان می شمارند وسنگ وطندوستی ومبارزه در راه عدالت را نیز به سینه می کوبند، بخاطر تحقق اهداف بیرونی ها،وسیله شده، خانه وکاشانه خود را بدست خود ویران وجوی خون را نیز در کشور جاری می سازند ، هرچند طالبان درحضورخارجی ها جنگ وگریزخود را توجیه می کردند ، مگر حالا که خارجی ها درحال ترک افغانستان اند این گروه چنان خشونت ها را شدت بخشیده اند که گویا جنگ تازه آغازشده باشد.که بدون شک جنگ شان برای تصاحب قدرت است.
بنابراین جنگ کنونی آزمون دیگری است که مردم، حکومت و به ویژه دولت مردان کشور پس از روند خروج نیروهای خارجی به آن مواجه اند تا از دستاورد های دو دهه پسین و نظام کنونی در مقابل دسایس وتوطئه های دشمنان بیرونی وبداندیشان داخلی، دفاع وحراست کنند، زیرا نظر با تغییر وضعیت جنگ ،احتمالاً آخرین حملات طالبان به شهر ها وولسوالی ها باشدکه باید مسئولان ارشد امنیتی با استفاده از نیروهای خیزش مردمی، وضعیت را مهار و تحت کنترول بیاورند، زیرا نپذیرفتن نظام طالبانی از سوی مردم ، این فرصت را مساعد ساخته که باید دولت مردان از شرایط به وجود آمده استفاده بهینه نمایند و با مدیریت کاراواستفاده بهتراز نیروهای خیزش مردمی و حمایت از آنان در چارچوب نظام، وضعیت جبهات را تغییر بدهند که در آن صورت طبعاً طالبان به مذاکرات معنا دار صلح رو خواهند آورد و آغاز مذاکرات قطعاًبه نتیجه ملموسی خواهد انجامید.

ممکن است شما دوست داشته باشید