روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

 لزوم حمایت از نظام سیاسی کنونی در برابر توطئه ها

  وقتی حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان تصمیم گرفت که فرماندهان جنگی و فراری طالبان را مورد عفو و بخشش قرار داده و زمینه بازگشت آنان را در داخل کشور مساعد ساخته و آن ها را در ساختار حکومت افغانستان تنظیم نماید؛ این سئوال مطرح شد که چگونه امکان دارد، افراد دارای مفکوره استبدادی و خود برتر بینی، در یک نظام سیاسی مدرن مبتنی براصول دموکراسی و تساوی حقوق شهروندی، کنار آمده بتوانند؟

   لذا از آغازین گامهای صلح جویانه حکومت بسوی طالبان جنگجو، تحلیلگران سیاسی را عقیده براین بود که راه انتخاب کرده دولت به هدف بازداشتن طالبان از جنگ و کشانیدن آنان در پای میز مذاکره، مصالحه و تفاهم، به ترکستان خواهد انجامید. اما برغم انتقادات و هشدار های مکرر تحلیلگران رسانه ها و صاحب نظران عرصه سیاست، رؤسای جمهور قبلی و برحال کشور، به سیاست صلحجویانه و انعطاف پذیرانه شان در برابر مخالفین مسلح و جنگجوی دولت افغانستان ادامه داده و حتی در ایام عید سعید فطر آتش‎بس اعلام نموده و بطور یکجانبه آن را رعایت کردند.

    در مقابل، گروه جنگجوی طالبان سیاست آشتی جویانه حکومت را نشانه ضعف و نا توانی دولت تعبیر نموده و با کمال بی رحمی، به قتل و کشتار مردم افغانستان ادامه دادند.

   وضعیت به همین منوال جریان داشت که روزنامه ۸صبح در شماره(۲۹۱۲) مؤرخ ۲۶ سرطان۱۳۹۷ خویش، مطلبی را تحت عنوان( تغییر سیاست؛ امریکا به دنبال مذاکره مستقیم با طالبان) به نشر رسانید. ۸صبح به نقل از نیویارک تایمز نوشت: «کاخ سفید به دیپلومات های خود دستور مذاکره ای مستقیم با طالبان را داده است. قبل از این، موضع رسمی حکومت امریکا این بود که مذاکرات به رهبری حکومت افغانستان صورت گیرد و ایالات متحده نقش حمایتی داشته باشد» در پی این تغییر سیاست، در ماه اسد همین سال روز نامه ویسا از ملاقات مستقیم الیس ولزمعاون وزارت خارجه امریکا با نمایندگان گروه طالبان در دوحه پرده برداشت. (ویسا شماره(۳۲۳۷) مؤرخ ۷ اسد ۱۳۹۷). یک روز بعد از نشر این خبر، روزنامه امریکایی (پولیتیکل وایر) نوشت: « امریکا می خواهد بخش هایی از افغانستان را به طالبان تسلیم کند. این ستراتیژی ترامپ بوده و برهمین اساس نیروهای افغان از مناطق دوردست عقب نشینی می کنند.» ( روزنامه ویسا شماره(۳۲۳۸) مؤرخ ۸ اسد ۱۳۹۷). تا اینکه در ماه قوس سال۱۳۹۷، اداره ترامپ زلمی‌خلیلزاد سفیر سابق امریکا در کابل را بحیث نماینده خاص حکومت امریکا برای صلح افغانستان و مذاکره مستقیم با طالبان به منطقه فرستاد.

   در پی سفرهای پی در پی خلیل زاد در کشورهای منطقه، گروه طالبان اعلام آمادگی نمود که آن ها حاضر اند با نماینده امریکا در مورد افغانستان بطور مستقیم و رودر رو، گفتگو کنند. همان بود که در تاریخ ۲۸ قوس، زلمی خلیل زاد نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان ونمایندگان گروه طالبان درشهر ابوظبی مرکز امارات متحده عربی در پشت در های بسته، با هم مذاکره نمودند.(روزنامه ویسا شماره(۳۳۳۰) مؤرخ ۲۸ قوس ۱۳۹۷). به نوشته روزنامه ویسا، ضمن اینکه میان دو طرف، راجع به حکومت مؤقت،آتش بس شش ماهه، آزادی زندانیان گروه طالبان از اسارت، بیرون شدن طالبان از لیست سیاه وبه رسمیت شناخته شدن دفتر سیاسی طالبان در قطر، بحث های جدی صورت گرفت، زلمی خلیلزاد نماینده امریکا، نمایندگان عربستان سعودی، امارات متحده عربی و پاکستان تلاش نمودند تا طالبان را وادار به مذاکره با حکومت افغانستان نمایند. اما طالبان برموقف قبلی خویش پافشاری نموده و به هیچ صورت حاضر به مذاکره با نمایندگان دولت افغانستان نه شدند.

    همچو برخورد طالبان را دولت افغانستان اهانت بار ارزیابی نموده و در واکنش با آن، چهره های ضد طالبان؛ آقایان اسدالله خالد و امرالله صالح را در رأس رهبری سکتور امنیتی کشور(وزارت های دفاع و داخله) توظیف نمود تا با تروریستان بی رحم و جنگجویان قصی‎القلب، با زبان خود شان سخن بگویند.

   این اقدام دولت باعث خرسندی ملت گردید؛ زیرا مردم افغانستان با شناختی که از گروه های تروریستی دارند، جز مقابله بالمثل و سرکوب دشمن، راه دیگری برای رسیدن به صلح و ختم جنگ، نمی بینند.

    گرچه مذاکرات مستقیم امریکا و طالبان در ماه جدی سال روان در ابوظبی بدون نتیجه پایان یافت؛ اما در اول دلوخبر نشست مجدد خلیلزاد با نمایندگان طالبان در قطر، روی آنتن رسانه ها قرار گرفت.

   این مرحله از مذاکرات آنان، شش روز ادامه یافت ودر پایان هردوجانب، از توافقات بدست آمده ابراز رضایت نمودند. اما از اظهارات متفاوت و غیر شفاف آنان بر می آید که هیچ نوع پیشرفتی بدست نیامده و هیئت مذاکره کننده طالبان برخواست های غیر منطقی و غیر عملی‌شان که همانا امتناع از مذاکره با دولت افغانستان است، پا می فشارند.

   بنا براین ضرب المثل عامیانه که می گویند: « تا نباشد چیزه کی مردم نگویند چیزها» چنین به نظر می رسد که در عقب اظهارات ضد و نقیض هردو طرف، واقعیت هایی وجود دارد که نمی توان آن را به نفع صلح و امنیت مبتنی برعدالت، حفظ دست آوردهای دو دهه پسین، نظام سیاسی مردم سالار کنونی و ارزش های دموکراسی ارزیابی نمود.

   گفته می شود که در این نشست ها نماینده امریکا، در برابر خواست های بلند پر وازانه‌ای طالبان بیش از حد انعطاف نشان داده تا آنجاکه روی تشکیل اداره مؤقت، آتش بس مؤقت، مذاکرات بین‌الافغانی در غیاب دولت، و زمانبندی خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، بحث های جدی صورت گرفته است. اگر این شایعات واقعیت داشته باشد می توان چنین نتیجه گرفت که امریکا شکست خود
در جنگ با تروریزم را پذیرفته و در جستجوی راه فرار می باشد. از همین جهت است که کاه، در نظرش کوه جلوه می کند.

    از قراین چنین برمی آید که حکومت امریکا به زعم خود، برای خروج آبرومندانه از افغانستان زمینه سازی می کند و می خواهد از طریق مذاکرات بین‌الافغانی واز ترکیب احزاب سیاسی و قومی، حکومت مؤقت ساخته شود و این حکومت مؤقت به امریکا تضمین بدهد که از خاک افغانستان برعلیه منافع آن کشور اقدامات خصمانه صورت نمی گیرد.

    نا گفته نماند اینکه روسیه نیز به تقلید از امریکا در تلاش است تا ابتکار صلح و تعیین سرنوشت افغانستان را بدست گیرد وبه همین منظور، رهبران احزاب سیاسی افغانستان را در مذاکرات بین الافغانی دعوت نمود. اما برخلاف امریکا، که ظاهرأ دولت افغانستان را تصمیم گیرنده نهایی معرفی می کند، روسیه اصلأ به حکومت افغانستان توجه نکرده و در مقابل تلاش نموده که مخالفان مسلح دولت افغانستان را با محالفان سیاسی آن آشتی داده و آنان را وادار سازد تا در جهت تضعیف دولت برحال افغانستان با پشتیبانی روسیه، جدی تر عمل کنند.

    آیا چنین طرح هایی به نفع ملت افغانستان هست؟ ازنظر نگارنده بنا به دلایل ذیل، پاسخ منفی است:

۱ اگر مذاکرات بین الافغانی میان احزاب و گروه های سیاسی صورت گیرد، گروه طالبان دست بالا داشته و از موضع قدرت خواسته هایش را بردیگران تحمیل خواهند کرد. چنانکه از همین حالا سخنگوی رسمی گروه طالبان گفته است:

 « اولین هدف، خروج نیروهای خارجی است و دوم اینکه ما میخواهیم یک سیستم اسلامی تأسیس شود.(روزنامه ویسا شماره(۳۳۶۲) مؤرخ ۱۴ دلو۱۳۹۷٫ نا گفته پیداست که هدف طالبان ازسیستم اسلامی، جز تأسیس امارت اسلامی به شیوه خود شان چیزی دیگری نیست.

۲ – اگرحکومت یا اداره ای ساخته شود؛ طبعأ آن اداره برمبنای سیستم سیاسی مورد نظر گروه قدرتمند ساخته می شود. از اینکه در اداره مورد نظر امریکا و روسیه، گروه طالبان در موضع برتر قرار دارد؛ اداره مؤقت، تطبیق کننده طرح و برنامه طالبان خواهد بود.  این چنین حکومت و سیستم سیاسی را مردم افغانستان به هیچ صورت نمی پذیرند و آن را نظر به تجربه پنج سال حاکمیت طالبان، منافی حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی در کشور می دانند.

   بنا براین بی تردید باید گفت: اداره ای که در آن، گروه طالبان دست بالا داشته باشند، به نفع افغانستان بوده نمی تواند. پس چه باید کرد؟ با توجه به آنچه تذکر داده شد، به نفع ملت خواهد بود که از نظام سیاسی کنونی که حاصل تلاش مشترک جبهه مقاومت ملی و ائتلاف بین المللی ضد تروریزم در افغانستان است؛ با وجود مشکلات و نا رسایی هایش، دفاع وحمایت صورت گیرد.

    دولت افغانستان که متشکل از احزاب سیاسی، جامعه مدنی و نماینده گان اقوام ساکن کشور می باشد؛ با معیار امروزی حکومتداری مطابقت داشته، قلمرو آن  برای کار وزنده گی مساعد بوده و ازحمایت مردم افغانستان و ملل جهان برخورداراست؛ اما در قلمرو طالبان که موسوم به مناطق نا امن است، فرصت کار و زنده گی وجود ندارد و مردم آن ساحات در تنگنا زنده گی می کنند؛ زنده گی ای که مردم ازاده و عدالتخواه افغانستان شایسته آن نیست.

    بنا براین، بهتر آن خواهد بود که در قلمرو جمهوری اسلامی افغانستان برای رویارویی با طالبان و تلاش های اغواگرانه صلح، اجماع ملی و سیاسی ایجاد گردیده و تمامی جریان های سیاسی، تشکل های قومی و جامعه مدنی ازیک آدرس مشخص؛ آن هم حکومت فعلی، وارد مذاکره با جانب مقابل شوند.

   اگر گروه طالبان ، واقعأ صلح میخواهند؛ از جنگ و کشتار مردم دست بردار شده بگونه حزب اسلامی برهبری گلبدین حکمتیار، به پروسه صلح بپیوندند وما نند آ ن ها، با پذیرش قانون اساسی در چهار چوب دولت افغانستان، به مبارزات سیاسی مسالمت آمیز شان ادامه دهند. اگر چنین نکنند، عدم صداقت آنان را نشان می دهد.   با توجه به اینکه رژیم طالبانی دموکراسی را برنمی تابد و امروز مردم افغانستان بعداز۱۸ سال، به مردم سالاری عادت نموده و از لحاظ بینش سیاسی به مرحله شهروندی رسیده اند، نظام سیاسی کنونی را بدلیل اینکه در آن، حقوق شهروندی ارزش های انسانی واسلامی و آزادی های مدنی محفوظ است، بر رژیم پولیسی و سرکوبگر طالبانی، ترجیح می دهند.

     در این میان آنچه برای دولتمردان افغانستان حایز اهمیت است این است که بدانند؛ اراده حامیان بین المللی دولت افغانستان، در رأس امریکا و روسیه در قسمت حمایت دوامدار از حکومت افغانستان متزلزل گردیده است. بناءً نباید برآنان اعتماد کرد و باید با ایجاد اجماع ملی و سیاسی و با همبستگی فراگیر ملی، در برابر چالش های داخلی و خارجی ایستاد.

رهیاب علی آبادی

ممکن است شما دوست داشته باشید