روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

فرصت مناسب توسعه فرهنگی

تهیه کننده: حبیب الله

توسعه و رشد فرهنگی و پیشرفت تعالی و وسعت و گسترش آن بستگی به درایت، لیاقت، توانایی، ظرفیت، تدبر و هوشمندی اهل علم و دانش یک جامعه مرفه و باثبات و سعادت مند دارد. چرا ماهمیشه از فقر اقتصادی، فقر مادی شکوه وگلایه داریم ولی از فقر فرهنگی حرف به میان نمی آید و کسی متوجه پایه و اساس ترقی و پیشرفت جامعه خویش نیست؟ چرا ما فرهنگ و تمدن را دست کم می گیریم و برای ارزیابی وضعیت های ناگوار و پیش آمده دست به دامن مطالعه و تحلیل جامعه نمی زنیم. چون فکر و اندیشه ما تلقین شده که تنها فقراقتصادی است که ما را به پرتگاه سقوط می کشاند و جامعه ما را نابود می کند در حالی فقر فرهنگی پدیده خطرناک و تباه کننده تر از فقر مادی و اقتصادی
می باشد ما افغان ها از فقر و مشکلاتی که در جامعه با آن مواجه هستیم به شدت رنج می‌بریم و اگر پای صحبت و گفتار هر افغانی بنشینیم، مشاهده خواهیم کرد که از زمین و زمان شاکی و در تکاپو و جست‌وجوی مسیری هموار برای مشکل خود هستند تا از آن خلاص شوند و جالب این است که برخی راه‌حل مشکل خود، نبود یک شغل مناسب و پر درآمد بیشتر را می‌دانند و می‌پندارند اگر وظیفه‌ خوب و درآمد بالای داشته باشند همه مشکلات، بدبختی ها و نابه سامانی ها و ناهنجاری ها برطرف میگردد.

به گزارش دیده بان شفافیت افغانستان ۹۰ درصد مردم این سرزمین فقیر و زیر خط فقر زندگی می کنند، اما بعضی حالات اکثریت مشکلاتی که فراروی زندگی مان قرار می‌گیرد، از فقر مادی و درآمدی نیست، بلکه از فقر فکری، فرهنگی و رفتاری است که در عذاب آن غرق شده‌ایم و کاری هم در این خصوص انجام نمی‌دهیم، چرا که تصور می‌کنیم مشکلات تنها با پول و سرمایه حل می‌شود و پول است که انسان ها را خوشبخت سعادت مند و سلامت و عزت میدهد که در واقع یک اندیشه کاملا خلاف شریعت ومقدسات دین و مقوله های اسلامی و منحرف کننده است سردچار آن شده ایم. که درست ما با پول می توانیم زندگی مرفه داشته باشیم امکانات خوب اما عزت و وقار، سلامتی، انسانیت و منطق، برادری، برابری، و امانتداری را نمیشه با پول کسب کرد و بدست آورد.

بحث فقر فرهنگی و موضوعات اجتماعی است، یکی از موضوعات فرهنگی که کمتر به آن می‌پردازیم و نوعی فقر تلقی می‌شود؛ عدم مطالعه است و سوالی که در این‌جا به ذهن هر انسان عاقل می‌رسد اینست که ما چند بار برای حل مشکلات خود به قرآن کریم، احادث نبوی، سیرت پیامبربزرگ اسلام و ارزش های شرعی پناه برده ایم و راه حل آن را از کتاب درخواست کردیم. گاهی اوقات مقصر به وجود آمدن مشکلات، خودمان هستیم چراکه اگر کتاب بخوانیم نسبت به مسائل مختلف آگاه‌تر و داناتر می‌شویم، به دیگران بی احترامی نمی‌کنیم شفقت، انسانیت، حسن نیت، مهربانی، اخلاق را عملکرد و رفتار خود گزیده و در نهایت به آرامش و آسایش که به دنبال آن هستیم دست پیدا می کنیم و اطراف خویش را روشن می سازیم. اکنون فرصت مناسب برای رشد و توسعه فرهنگی در کشور عزیزما مساعد گردیده است و باید از این فرصت پیش آمده به درستی استفاده نمود و فرهنگ عالی و مترقی خویش را دوباره گسترش داده و این فرصت مناسب را غنیمت شمرد.

دیگر اینکه فرهنگ چیست؟ اساساً فرهنگ به دو بخش معنوی و مادی تقسیم می‌شود که این دو از هم جدا ناپذیر است. اگر فرهنگ را مجموعه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها، آداب و رسوم و نیز سنن بدانیم، یا همان عقاید مشترک، اصل فرهنگ را تعریف کرده‌ اند و هرآنچه که از نسلی به نسل دیگر منتقل شود فرهنگ می نامند.

نداشتن پویایی و آگاهی لازم منجر به فقر فرهنگی و بی ثباتی شخصیت وجودی انسان می‌شود، آنچه که برای از بین بردن فقر فرهنگی وجود دارد، گسترش نظام‌های آموزشی رسمی و غیر رسمی است و نهادهای رسمی) رسانه‌ها در فقر زدایی فرهنگی بسیار موثر هستند و شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌توانند در این فقر فرهنگی دخیل شده و تاثیر بیشتری در تضعیف آن داشته باشند البته با دید و اندیشه باز اسلامی و انسانی.

جامعه‌شناسان و فرهنگ نویسان تحلیل می کنند که بخشی اعظیم از فرهنگ خوب ما فرهنگ دینی و اصولا آداب و مناسک دینی است و این امر هر چه درونی و سطح ایمان قوی‌تر و به نوعی به یقین رسیده باشد به فرآیندی خواهد رسید، فرآیندی که از شناخت آغاز و باعث آگاهی، ایمان و یقین می‌شود و در سطح عمل و ایمان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و در این مرحله فرهنگ، درونی شده است. با توجه به اینکه هر انسان دارای اندیشه‌، فکر، ایده و دیدگاه و دارای عوامل توسعه فرهنگی خلاق و نوآوری است چراکه در مقابل هنجارهای اعتقادی راستگو است و از غیبت کردن پرهیز می‌کند و این عوامل، عناصر فرهنگی هستند که ما را به یکدیگر نزدیک می‌کند و همبستگی اجتماعی را به وجود و به اشتراک می‌گذارد؛ در نتیجه توسعه فرهنگی آسیب‌ها را کاهش می‌دهد. و گاهی هم ممکن است سازمان و یا هر ارگانی قوانین را صرفا از بعد مادی دنبال کند، درحالی که مشکل بهره‌وری نیروی کار رابطه بین کارگر و کارفرما است، و چگونگی تعهد اخلاقی و وجدان کاری را در برمی‌گیرد و این عوامل ام عناصر فرهنگی گفته شده است و با این وجود در بخشی از جامعه مانند نهادها، خانواده و… فقر فرهنگی دیده می‌شود. به عنوان مثال طلاق یک نوع فقر فرهنگی است، شیوه و سبک‌های جدید زندگی، موانع، مشکلات، ظرفیت‌ها و تهدیدهایی که وجود دارد و اگر ما از این مسائل اطلاع و آگاهی نداشته باشیم به نوعی دچار فقر فرهنگی نسبت به محیط و جامعه و خانواده شده ایم. پس گفته میتوان که خانواده، رسانه، آموزش و پرورش نقش مهمی را در این زمینه ایفا می‌کنند.

فرهنگ اسلام، فرهنگ ضد جهل است، دوره قبل از اسلام دوره جاهلیت بود، دوره‌ای که فرهنگ با جهل همراه بود. جهل یعنی جامعه جاهل که دچار فقر فرهنگی است، بنابراین اسلام با هر نوع جهلی مانند فقر فرهنگی، اقتصادی و یا فقر سیاسی مبارزه می‌کند .

پس بنابراین فرهنگ به وسیله خودش نوشته می‌شود، هر پدیده اجتماعی به وسیله پدیده اجتماعی دیگر باید حل شود و روش حل پدیده فرهنگی با فرهنگ اسلام است.اگر برای ارزش‌های فرهنگی و دینی ارزش قائل باشیم، قطعا فقر فرهنگی به وجود نمی‌آید، امر به معروف و نهی از منکر تنها زبانی نیست، فقر فرهنگی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر حاصل این است که بخشی از آن را یاد نداریم و افراد می‌توانند با آینده‌ نگری و الگوبرداری برای آینده باشند که مبتنی بر ارزش‌های علمی و دینی است و باید به نسل جدید آموزش دهیم. ما باید فرهنگ را در همه جا مهم بدانیم نه اینکه فرهنگ را تنها در روزهایی خاص مورد توجه قرار دهیم و اگر می‌گوییم استقلال، آزادی این‌ها ارزش‌ها هستند و افرادی بودند که جان خود را برای فرهنگ فدا کردند و قربانی شدند، استقلال با تدبیر بدست میاید نه با تحقیر، به گفته جامعه شناسان فقر فرهنگی حاصل عدم انتقال دانش روز به یک جامعه است. هر فردی در جامعه مسئولیتی را می‌پذیرد و به نوعی دارای یک قدرت می‌شود اما اصل این مسئولیت خدمت است، ما در محیط‌های کاری برای پول فعالیت می‌کنیم اما اصل این است که انسان درستکاری باشیم و اینکه می‌خواهیم تعهد کاری را درست انجام دهیم عدالت انفرادی را در وجود و سرشت خود پرورش دهیم این حرف ها جرات همت و شجاعت می خواهد پس ما انسانیم و انسانیت سرمشق زندگی با عزت است چون ارزش های والای اسلامی  در رگ و خون ما جریان دارد و عجین شده است.

امروزه ما حیران ماندیم که رقابت های ناسالم بین اقشار مختلف جامعه موج میزند ولی یکبار نشده است که این رقابت ها بین افراد رقابت های فرهنگی و اصلاح فرهنگ باشد و ضد ارزش های فرهنگی قدم برداشته و اقدام به فعالیت میکنیم که واقعا دور از انصاف و عدالت و انسانیت است. افرادی در جامعه وجود دارند که دیگری را در نظر نمی‌گیرند این خود نشان دهنده فقر فرهنگی است. مقوله های دینی«آنچه که بر خود می‌پسندی بر دیگران هم بپسند و آنچه که خود نمی‌پسندی بر دیگران هم نپسند»

چون هر انسان دارای کرامتی است که خداوند برای او قائل شده است و از این جهت که ما باید مسئله فقر فرهنگی را جدی‌تر از فقر اقتصادی بدانیم چراکه مشکلات اقتصادی زیربنای فقر فرهنگی است و این امر یک ارزش به شمار می‌رود و خداوند افرادی را دوست دارد که تلاش و کوشش می‌کنند تا کار صادقانه‌ای انجام دهند. و کوشش نمایند تا ارزش‌های مادی غالب بر ارزش‌های معنوی نشود، به این معنا که همه چیز را با ارزش مادی نسنجیم و بدانیم که فرهنگ ما دارای ظرفیت‌های زیادی است و باید آگاهی مردم را بالا ببریم و هرچه که آگاهی مردم افزایش پیدا کند، حرف دیگر اینکه فقر فرهنگی مهم‌ترین مشکل کشورهای اسلامی و حاصل عدم شناخت دقیق از باورهای دینی است و در فرهنگ ما زن و مرد مکمل یکدیگر هستند و انسان با ازدواج، دین خود را کامل می‌کند و گاهی ممکن است که با یک کار نادرست این ‌باور با مشکلاتی ایجاد شود. چون که خانواده در فرهنگ‌سازی نقش بسیار بالای دارد اما اگر خانواده دچار فقر فرهنگی باشد و یا خانواده‌هایی که مهارت انتقال فرهنگ را نداشته باشند چگونه می‌توان از آن‌ها انتظار داشت که فرزندانی را سالم تربیت کنند تا جامعه از فقر فرهنگی دور بماند و برای حل این موضوع باید راه و چاره اندیشد تا خانواده ها را به مسیر رشد و تعالی و سربلندی سوق داد بنآ فرزندان امروز والدین آینده‌اند، از این لحاظ خانواده‌ها دارای اهمیت است. مشکلات خانواده برای فقر فرهنگی چهار مورد است در ابتدا تشکیل خانواده، تحکیم خانواده، توسعه خانواده، تعالی خانواده را شامل می‌شود و این چهار رکن یک فرآیند در هم تنیده است و اگر این چهار رکن را به خوبی انجام دهیم و مهارت‌های لازم را کسب کنیم می‌توانیم در بهبود این امر کمک کرد.

براساس اعتقاد و باور دانشمندان فرهنگ نویس و صاحب نظران عصر معاصر، مسائل اجتماعی بنیاد و تهداب هر جامعه سالم و شکوه مند، یا جامعه ناسالم و دردمند را تشکیل می دهد. به هر اندازه که یک محیط و جامعه موثرتر و مفیدتر باشد به همان میزان جامعه در مسیر رشد و تعالی و سربلندی و بالندگی قدم میگذارد. بناءً برین فقر فرهنگی به عنوان یک عامل بازدارنده میتواند جامعه ای را به سمت قهقرا و تباهی بکشاند و از دستیابی به اهداف والا و تکاملی بازدارد، این معضلات اجتماعی سرآغاز همه خوبی ها و بدی ها خواهد بود. پس معلوم می شود که فرهنگ در هر جامعه ای پایه و اساس تمامی تغییر و تحولات محیطی به شمار می رود و فقر فرهنگی نیز سبب و علت پیدایش سایر فقر ها را در اجتماع فراهم
می کند.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید