روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

عشق به وطن و سرزمین

یکی از راه‌های معقول و منطقی پیشرفت سرزمین‌ها، تلاش‌ها در راستای کارهای آرمانی و ارزشی است.

در کشورهایی‌که مردمش آرمانی کار می‌کنند، انکشاف و پیشرفت درآنجا حرف اول را میزند و رفاه و آسایش نصیب شان شده است.

اما متاسفانه در افغانستان کار آرمانی و ارزشی کم‌تر به مشاهد میرسد و مردم ما غالباً در امور کشوری برای به دست‌آوردن معاش می‌اندیشند و در قبال امور مملکت‌داری، چندانی احساس مسئولیت نمی‌کنند.

کارمندان دولتی در وقت استخدام شدن، سخت زحمت می‌کشند و ❪عذر و زاری‌❫های رنگارنگ و سرگردانی‌های عجیب و غریبی را سپری می‌کنند و بست مورد نظر شان را اشغال می‌نمایند.

اما، بعد از استخدام شدن و اشغال نمودنِ بست، احساس مسئولیت در قبال وظیفه‌ی خویش کم‌تر دارند و بیشتر بر ❪امضای حاضری❫ و ❪نسوختن معاش❫ تکیه می‌کنند و اهتمام می‌ورند.

وقتی‌که کسی به سرزمین خود صداقت و دلسوزی عمیق نداشته باشد و چراغ محبت کشور در دلش روشن نباشد، واضح است که وطن به قهقرا می‌رود و از شکوه و شکوفایی باز می‌ماند.

بدبختانه در ادارات دولتی افغانستان از چنددهه به‌دین‌سو، ما شاهد موج‌های سیاهی از غفلت و خیانت  بوده ایم و ستاره‌ی وطندوستی در سپهر این کشور و ادارات دولتی، کم‌تر به جلوه‌افروزی نشسته است.

خصوصاً در بیست سال اشغال، اکثر تعیینات و تقرری‌ها به وساطت و ❪شلّه‌گی❫ زورمندان و تکه‌داران قومی صورت می‌گرفت که به شایسته‌گی و جوهر استعداد اصلاً اهمیت داده نمی‌شد، و استخدام‌شدگان نیز حال‌و‌هوای خدمت به وطن را در سر نداشتند و همچنان ❪تصویرِ❫ عشق به کشور را به درستی در ❪تخته‌ی دل❫ مشق و تمرین نمی‌کردند.

آنان، تنها چشم به معاش و امتیازات و ❪ پول‌های بادآورده❫ دوخته بودند و در حقیقت مراجعی هم برای تفتیش و بازرسی این‌گونه نارسایی‌ها، استفاده‌ها و ❪حیف ومیل❫‌ها وجود نداشت.

این روند ناسالم بالآخره کارمندان دولتی را ❪سهل‌انگار❫ و ❪بی‌تفاوت❫ به بار آورد و کشور نیز باوجود حضور مشاوران خارجی، دکتوران متخصص و سرازیر شدن تریلیون‌ها دالر، از انکشاف و پیشرفت باز ماند و برعلاوه‌ی آن، بار سنگین ❪فساد اداری❫ به دوش کشور افتاد و قامت بلند افغانستان را خم نمود.

وقتی که عشق و محبت به وطن وجود داشته باشد، ناخودآگاه دستگاهِ کاروفعالیت به چرخش می‌آید و وجدان‌های پاک، زباله‌های غفلت و تنبلی را در آتش می‌کشندو خاکستر می‌سازد و بر روی کسانی که در ❪خوابِ خرگوشی❫ فرورفته اند، ❪آبِ بیداری❫ می‌پاشند و شانه‌های ❪احساس❫ شان را به شدت تکان میدهند.

وقتی که عشقِ هر چیز در دل انسان جا می‌گیرد، انسان همواره فکر خود را به‌آن مبذول می‌دارد و تمام حواس خویش را وقف خدمت آن می‌نماید.

❪عشق❫، نا خودآگاه ❪عاشق❫ را به خدمت ❪معشوق❫ قرار میدهد و انسان، با تمامِ وجود ❪مجنون❫ می‌شود و جانِ خود را ایثار راه مسرت و خوشی‌های ❪لیلا❫ی خود می‌گرداند.

در حقیقت باید ما مجنون میهن خود باشیم، کشور را لیلای خود دانسته، خدمت آن را وظیفه‌ی وجدانی خود بدانیم و به وجاهت و زیبایی های آن، بنازیم و فخر نماییم.

دراین مرحله است که انسان از عمران و آبادی وطن خویش لذت می‌برد و رگ تنبلی و بی‌احساسی را در وجود خویش قیچی میزند و ریشه‌ی بی‌تفاوتی و غفلت را می‌خشکاند.

ما اگر بخواهیم که کشور و سرزمین مان به رفاه و رفعت برسد باید در نخستین گام، مشعلِ‌ عشق به وطن را در ذهن و ضمیر خویش بیفروزیم و در پرتو آن، به خدمت و خدمتگزاری بپردازیم.

در غیر آن، همان عشق به معاش است و غفلت، تنبلی، بیکاره‌گی، بدبختی و ویرانی.

خوانندگان گرامی!

این ملت، نیاز به آگاهی دارد و این سرزمین، بی‌صبرانه منتظر‌ِ همت و نیروی جوانان است.

جوانان کشور باید با راحت‌طلبی و ❪نازدانه‌گی❫‌ها ❪خداحافظی❫ کنند و آماده‌ی هرگونه فداکاری، محنت و خدمت شوند و از جنس نفیس صداقت به پیش خود آیینه بیاویزند و دیانت، دلسوزی و تلاش را نقشه‌ی راه خویش قرار بدهند.

در آن صورت، ما شاهد افغانستان آباد و شکوفا خواهیم بود و ملت ما گیتار رفاه، سعادت و پیشرفت‌ را خواهند نواخت.

بر امارت اسلامی نیز لازم است که برای بیداری و آگاهی ملت و کارمندان دولتی تدابیری را روی دست گیرد و آنان را از طریق منابر، مطبوعات، رسانه‌ها، اطلاعات جمعی و بالخصوص توسط مسئولین بلندپایه‌ی دولتی به ❪برج برقِ بیداری❫ وصل نماید.

تا باشد ما شاهد اداراتِ زنده و پویا و گواه افغانستان شکوفا و شکوهمند در آغوش جهان باشیم.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید