روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

طرزی و دروازی اساس گزاران دیپلوماسی مدرن در افغانستان

  یکی ازین افتخارات تاریخی، استرداد استقلال کشور از استعمار انگلیس میباشد که توسط نیاکان مسلمان، مبارز و آزادی خواه ما به رهبری و قیادت شاه امان الله خان غازی به دست آمد که در قطار هزاران مبارز این دوره، از دو شخصیت دانشمند و مدبر، علامه محمود طرزی و محمد ولی خان دروازی منحیث علم برداران مبارزه علیه استعمار انگلیس و ترویج نهضت مشروطه خواهیمیتوان نام برد که عنوان بحث ما هم در محور همین دو شخصیت برازنده یکی بنیان گذار ژورنالیزم مدرن و سیاست در افغانستان و دیگری به عنوان پایه گذار سیاست خارجی مدرن و مدیریت در کشور شناخته می شوند، می چرخد، این دو شخصیت نامدار و مدبر همراه با صد ها شخصیت جنبش تجدد خواهی، وطندوست و ضد استعمار بودند که استقلال کشور را حصول و از آن پاسبانی نموده و بنیان دیپلوماسی و حکومت داری مدرن را در کشور پی ریزی نمودند و نام نیکوی شان را ثبت اوراق زرین تاریخ پرشکوه این کشور کردند؛ یادمان باشد که تاریخ آینهای از تحولات، رخداد ها، عملکرد های مثبت و منفی زمامداران و حوادث تلخ و شیرین، اعصار و ازمنۀ گذشته در طی قرون متمادی توأم با درس ها و اندرز ها و استفادۀ معقول از روشهای مثبت و ارزندهی پیشینیان میباشد.    تاریخ نه اینکه حوادث گذشته را برای ما بیان میکند، بلکه درسهای آموزنده یی را ناشی از جلوه های خوب از تحولات، اعمال و روش های زشت را با رسوم، عنعنات، رفتار های سیاسی فرهنگی و اجتماعی گذشتگان برای ما می آموزاند.   با اهمیت ترین اصل در جریان پژوهش، مطالعه و تتبع یک موضوع تاریخی، این است که از تاریخ و ازحوادث و رخداد های تاریخی- اجتماعی چگونه استفاده نماییم و سیاست گذاری های معقول، روشهای نیک و پسندیده و بالعکس، اعمال و کردار نا پسند وزشت زمامداران و شخصیت های مطرح در تاریخ را بدانیم و به دقت اعمال و کردار شان را مورد مطالعه قرار داده، تفکیک نماییم کهکدام یک راه صواب پیموده است و کدام کس به راه خطا رفته است و کدام ها به ارزشها و باور های دینی، معنوی، کرامت انسانی و شرافت بشری ارج گذاشته از استقلال، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی دفاع نموده و کدام ها تن به ذلت داده ارزشهای مادی  و معنوی جامعه را به هوس به دست گیری قدرت و سلطۀ نا مشروع چند سال و ماه و روزی زیر پای بیگانگان گذاشته و کدام اشخاص به خاطر نجات ملت های محکوم در بند اسارت، مبارزه و تلاش نموده، بخاطر سعادت همگانی کوشیده تا ملت ها آزاد باشند و خود شان را برای تحقق مأمول مقدس قربانی کرده اند و کارنامه های ماندگار از خود به جا گذاشته اند. در فرایند شکل گیری دولت در سرزمینی و گذاشتن پا به عرصۀ سیاست، زمانی آن دولت در سطح بین المللی به منظور کسب منافع متقابل به شکل بهتر می درخشد که دولت یاد شده دستگاه دیپلوماسی فعال، شخصیت های مدبر، دانشمند  وکار اگاه را با خود داشته باشد که خوشبختانه در دورۀ شاه امان الله غازی دولت و ملت افغانستان برخوردار از شخصیت های دانشمند به ویژه دو شخصیت نامدار کار آگاه، مدبر، دانشمند و سیاست مدار (علامه محمود طرزی و محمد ولی خان دروازی) بود که در پایه گذاری سیاست و دیپلوماسی مدرن در افغانستان با تلاشهای شباروزی و خدمات ارزشمند شان برای دولت و ملت افغانستان در دوره امانی نقش اساسی را ایفا نمودند.    درین مقاله کوشش می شود نگاه گذرا به دورۀ شاه امان انداخته، علامه محمود طرزی و محمد ولی خان دروازی را معرفی کرده نقش آنها را در پیشگام بودن در نهضت مشروطه خواهی و تجدد طلبی بیان داشته و سر انجام نقش برازندهی ایشان را در اساس گذاری دیپلوماسی مدرن درافغانستان که عنوان بحث ما است به بحث و بررسی گرفته و پهلو های زندگی پربار آنها و زوایای نا شناختهی از کارکرد های مثبت و عملکرد نیک شان را مطرح نمایم.

 نگاه گذرا به دورۀ شاه امان الله:

 طوریکه میدانیم و صفحات تاریخ قتل امیرحبیب الله خان پدر غازی امان الله خان را در نتیجه سازش در داخل دربار میداند و مسلهً جانشینی او توسط انقلابی در داخل دربار انجام یافت، در هنگام کشته شدن امیرحبیب الله خان، برادر عینی او سردار نصرالله خان نایب السلطنهً با دو پسر امیر، عنایت الله خان و حیات الله خان با او در شکارگاه بودند، پسر دیگرش امان الله خان در کابل از او وکالت میکرد.جنازۀ امیر به جلال آباد منتقل شد، قبل از دفن جنازۀ  امیر، پسران امیر به اتفاق معین السلطنه به نایب السلطنهً بیعت کردند. سپس مراسم تدفین و فاتحه خوانی اجرا گردید. موضوع را نایب السلطنه به کابل و ولایات آگاهی داد و ایشان را به بیعت دعوت کرد. شاه امان الله در کابل به نیابت از پدر وظیفه داشت بیعت به نایب السلطنه را رد کرده با حمایت از جوانان پشتیبان او در نظام و مشروطه خواهان و اقتدار مال و دارایی خزانه واسلحه درکابل وبااتخاذ نکات زیر:

۱- متهم کردن نایب السلطنه و همراهان او به شرکت در دسیسۀ قتل امیر حبیب الله و اعلان خون خواهی شاه سابق.

۲- اعلان استقلال تام افغانستان به شمول استقلال در مناسبات خارجی .

۳- افزودن تنخواه افراد اردو به میزان پنج روپیه درماه برثبات قدرت و اختیارات خود افزود. بالآخره نایب السلطنه با سرداران دیگر ازجلال آباد به کابل آمد به امیر امان الله خان تسلیم شدند، درست در چنین شرایطی یک سال قبل از حصول استقلال افغانستان از بریتانیای کبیر به رهبری شاه جوان امان الله خان غازی. چهره سیاسی جهان درخاتمۀ جنگ اول جهانی دگرگون گردیده بود. چنانچه معلوم است که جنگ اول جهانی در سال ۱۹۱۸ م با غلبهی متفقین انگلستان،  فرانسه، امریکا وغیره بر امپراطوری های آلمان، اتریش و ترکیه پایان یافت در جریان جنگ و خاتمۀ آن یک رشته حوادثی رخ داد که بر سرنوشت تمام جهان منجمله افغانستان تأثیری عمیقی به جاگذاشت. در مقابل برای بار اول در تاریخ عصر جدید حوادث افغانستان هم به طوری صریح ومستقیم بر اوضاع سایر نقاط جهان مؤثر افتاد در چنین فضای امیر جدید زمام امور رابه دست گرفت استقلال تام کشور از جمله تحکیم مناسبات سیاسی با کشورهای مختلف جهان را با صدای رسا اعلان نموده وطی نامهای خطاب به ویسرای هند ازکشته شدن امیر حبیب الله و نشستن او بر تخت سلطنتی از استعفا وبیعت سردار نصرالله خان خبر داده و افغانستان را به عنوان دولت مستقل و آزاداعلان نموده آمادگی خود را جهت انعقادعهد نامهً جدید اظهار داشت اما ویسرا با ملاحظات ومصالح خود از اظهار نظر راجع به عقد نامه خود داری کرد در این وقت امان الله خان بایک سلسه اقدامات سیاسی خواست تا آنها را در برابرکار انجام یافته قرار دهد برای این منظور محمد ولی خان را به عنوان سفیر در بخارا تعین نموده و سفیری را هم در ایران در نظر گرفت.در این هنگام محمد ولی خان را که در بخارا سفیر تعین کرده بود موظف نمود تا در رأس هیأتی به روسیه و سایر کشورها سفر نموده تصدیق استقلال افغانستان را از آنان بهدست آورد. معرفی محمود طرزی و محمد ولی خان دروازی

محمود طرزی:

محمود طرزی دانشمند تیزهوش، نویسندۀ آگاه و روشندل، ژورنالیست توانمند و سیاست مدار مدبر بود که مشعل علم و دانش را در کشور فروزان تر ساخته ونهال جنبش مشروطیت را در حال خشکیدن بود مجدداً بارورساخت.بزرگ مرد اندیشه و قلم و سیاست مدار زیرک و ورزیده اول سنبله ۱۲۴۴ هجری خورشیدی، مطابق اول ربیع الثانی ۱۲۸۸ هجری قمری مطابق به ۲۳ اگست ۱۸۶۵ م درشهر غزنین در نزدیکی های مرقد محمود غزنوی دیده به جهان کشود، ازین سبب او را محمود نام گذاشته اند.

پدر محمود طرزی، غلام محمد خان طرزی در کوچۀ بارانه کابل زندگی میکرد، پدر کلان وی رحم دل خان از جمع پسران سردار پاینده محمدخان بارکزایی است که در قسمتی از قندهار حاکم بود روزگار کودکی طرزی مصادف است با عهد امیر شیرعلی خان، این دوران برای محمود دوران عیش و تنعم بوده است.

پدر محمود طرزی در دوران امیر عبدالرحمن خان از مقربین دربار بود، محمود گاهگاهی با پدر به دربار می رفت، امیر او را گرامی میداشت، او نوجوان شانزده ساله بود که رهبری یک گروه کوچک از سپاه برای او سپرده شد.پدر محمود طرزی خود اهل مطالعه شاعر طبیعت، خطاط، نقاش و ارادتمند اهل عرفان بود، از کودکی بر تعلیم و تربیه محمود طرزی توجه جدی داشت. محمود گفته است که اولین آموزگار وی پدرش است.

 دومین آموزگار وی آخند زاده ملامحمد اکرم هوتک بود.

محمود بعد از فراگیری صرف ونحو، عربی را آموخته بعداً تحصیلاتش را در رشته های دبیات،  سیاست، حقوق، اجتماعیات ومبادی علوم طبیعی ادامه داده سرانجام یک دانشمند توانا،  مترجم، سیاست مدار، شاعروطن خواه ببار آمد. او زبانهای عربی،  ترکی فرانسوی و اردو را فراگرفت و با دیدار با سید جمال الدین افغان علامه مشرق زمین افکار واندیشه های او تاثیری مثبت بر وجود او گذاشت. علامه محمود طرزی را پدر مطبوعات نام گذاشته اند که در دوره امانی از طریق سراج الاخبار و سایر نشریات آنزمان افکار و اندیشه های خویش را باز تاب میداد. اوخسر امیرامان الله خان بود. محمود طرزی کتب اشعار ورسایل زیادی در عرصه های مختلف از خود به جا گذاشته است.                           ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید