روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

صلح ومذاکره یگانه راه نجات کشور ازجنگ وتباهی است

صلح فضای آرام، بی‎دغدغه و خالی از تشویش کشمکش و ستیز است، صلح یک آرمان جهانی تلقی می‎شود، صلح یک مفهوم مطلق نیست و می‎تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد. مفهوم صلح را با آتش‎بس نباید اشتباه گرفت، آتش‎بس به وضعیتی اطلاق می‎شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می‎کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ می‎باشد. رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار کردن طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راه‎های رسیدن به صلح است. دراین وضعیت طرف پیروز و یا مجموعۀ از قدرت‎های بی‎طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می‎کند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات سیاسی و یا فعالان صلح است. آرمان مردمان صلح دوست حفظ صلح در سطح منطقه است، ولی در واقعیت همیشه جنگ‎ها و مناقشات وجود داشته‎اند و به وجود می‎آیند و آنچه صلح دوستان به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح دراین مناقشات است. اقدامی‎که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرف‎های درگیر به شیوۀ پذیرش نظام مردم سالار به اتحاد آشتی‎جویانه و قوانین جهان گستر دست می‎یابند. افغانستان یکی از کشورهاییست که بیشتر از سه دهه می‎شود که قربانی پدیده‎های مخرب، جنگ‎های تحمیلی و یا میدان رقابت قدرت‎های بزرگ جهان و منطقه گردیده است، با وجود آن از یک‎دهه به این‎سو گروه‎های مختلف چون: القاعده، طالبان، گروه داعش و گروه‎های مسلح غیر مسئول در گوشه، گوشه کشور ایجاد و هر کدام به نوبه خود در صدد تخریب و ویرانی آبادی‎های این سرزمین تلاش جنون‎آمیز دارند. مردم کشور ما هر روز با قربانی دادن و تحمل رنج، مصیبت سد محکمی واقع گردیده‎اند تا کشورهای منطقه و حتا جهان ازین آشوب در امان باشند. بنا برین جهانیان به خصوص کشورهای بزرگ منطقه متوجه این نکته شده‎اند، آتشی که امروز مردم افغانستان در آن می‎سوزند و از تباهی کشورشان رنج می‎برند شاید فردا این آتش دامن‎گیر کشورهای منطقه و حتا جهان گردد، بنابرین قدرت های بزرگ باید طرح چهارچوب راه رسیدن به صلح وثبات را درافغانستان جستجو ‎نمایند.باآن که ایالات متحده امریکاباطالبان مدت نه ماه مسیرمذاکره وگفتگوراطی نمودند،اما مردم وحکومت افغانستان درآن اشتراک نداشت،این گفتگوهای پشت پرده به بن بست مواجه شده به شکست انجامید. اگر این مذاکرات به صورت واضح، درست و آگاهانه درموجودیت نمایندگان باصلاحیت دولت افغانستان ونمایندگان مردم کشور مدیریت می شد نتایج مثبتی را در قبال می داشت.  قراراست در۶ میزان ۱۳۹۸ انتخابات ریاست جمهوری کشور آغازگردد. مردم کشور آرزودارندکه به زودترین فرصت بدون کدام دغدغه کشورما دارای زعیم منتخب گردد. زعامت منتخب جدیدمی تواندبااقدار کامل دروازه صلح وسلم رابه روی مخالفین بازگردانیده وآنان رابه دورمیزمذاکرات صلح دعوت نماید. درین نشست لازم است در قدم اول طرح آتش‎بس فوری و سراسری در کشور از جانب افغانستان در نشست رو در رو با نمایندگان مخالفین به طور یکی از پیش‎شرط‎ها مطرح شود، این فکتور به گونه جدی و شرط نخستین باشد. دستاوردهای که طی یک و نیم دهه به نفع کشور و منافع ملی به وجود آمده است باید مدنظر گرفته شود، حقوق‎بشر، حقوق زنان و آزادی بیان به قوت خود حفظ گردد، زیرا نمایندگان حکومت جدید منحیث نمایندۀ یک دولت در مقابل مخالفین قرار می‎گیرند. بنا برین با اقتدار کامل دراین نشست موضع‎گیری داشته باشند، نه همانند گروه‎های منقسم و تجرید شده از بدنه نظام. گروه‎های مخالف با پیوستن به پروسه صلح به خاطر آرام می‎توانند اهداف سیا سی‎شان را از راه‎های مشروع نظام دموکراسی به گونه علنی و آشکار در فضای امن و آسایش بدون کدام دغدغه به دست آورند. هر آن که مقام، چوکی و قدرت می‎خواهد در فضای دموکراسی و آزاد می‎تواند با کاندیدا نمودن وکسب رأی از هموطنانش به آن نایل گردد وصاحب مقام و قدرت گردد. در غیر آن امتیازدهی نظر به تقاضا و تبادله بخش‎های از چوکی و قدرت به گروه‎های مخالف از مشروعیت نظام نیز خواهد کاست. اگر این پروسه به گونه معامله سیاسی و با دادن امتیاز به پایه اکمال برسد، انتظار نتایج مثبت و آرامی مطلق نباید بود، زیرا آنان که به دموکراسی و حکومت مردم‎سالار باورمند اند، ازین معاملات سیاسی نفرت کرده و زمینۀ رنجش کتله عظیمی از اجتماع را در کشور به وجود خواهد آورد. از جانبی هم، آنانی‎که تا امروز ازین گروه‎ها حمایت می‎کنند، افراد مشمول پروسه صلح چه تضمین وجود خواهد داشت که به نفع حامیان‎شان در خفا از بدنه حکومت وحدت ملی بهره ‎برداری ننمایند. گروه‎های مختلفی که امروز در جامه مخالف دولت به ضد نظام مصروف فعالیت‎های تروریستی اند، بخشی از آن از طریق مذاکره و پروسه صلح در بدنه دولت بچسپند، اما درخفا از داخل نظام به نفع هم‎رزمان کنونی‎شان چه فعالیت‎هایی نخواهند کرد. از یک‎طرف جامعه جهانی و به خصوص کشورهای منطقه از تلاش پاکستان ستایش خواهند نمود و از جانبی هم اهدافی را که اسلام آباد با مصارف گزاف در رسیدن به آن باید می‎پرداخت به سادگی به دست خواهد آورد. از یک‎سو حکومت افغانستان را از درون کاویده و به خاطر تمویل و تجهیز گروه‎های ترویستی میلیاردها دالر را به بهانه مبارزه با آنان از جامعه جهانی به خصوص امریکا به دست خواهد آورد. آن‎گاه با دست بالاتری وارد میدان مبارزه خصمانه علیه همسایگانش به صدور گروه‎های تروریستی مدرن (وحشی‎تر) مبادرت خواهد ورزید. بنا برین حکومت افغانستان باید هر گام خودرا سنجیده و با مشورت با سیاسیون کشور بردارد تا از فریب و مکر دشمن در امان بماند، زیرا آزموده‎ را آزمودن خطاست. هر باری که ندای صلح در کشور ما از زبان رهبران پاکستان در منطقه انعکاس می‎یابد مردم ما در اکثر نقاط کشور شاهد حمله‎های گروهی تروریستان می‎باشند، هرگاه مذاکره و برنامه پروسه صلح روی‎دست گرفته شده مقامات پاکستان در عمل خود تغییر آورده فعالیت‎هایی را انجام می‎دهند که بر ضد وحدت و مردم افغانستان بوده و یا در ضرر رسانیدن به ثبات و امنیت افغانستان می‎باشد. باآنکه جامعه جهانی متیقن شده‎اند که پاکستان یگانه پایگاه نظامی و سیاسی تروریستان بوده است، اما هیچ گاه اقدام عملی که علیه پایگاه های تروریستان درین خاک وجوددارد، نکرده اند.بایدجامعه جهانی و کشورهای منطقه بالای پاکستان فشار وارد نمایندکه دست از حمایت تروریستان بردارد و ر نه این مرکزتوریدتروریزم صدوراموال تروریستی خودرا به هیچ کشوری دریغ نخواهدکرد.پاکستانی‌ها به دنبال فرصت اند تا از یکسو امریکایی‌ها را از جنگ افغانستان خسته کرده و از سوی دیگر تلاش دارد تا فشار بین‌المللی را در ارتباط به حمایت از گروه های تروریستی از خود بکاهند.این حقیقت انکارناپذیراست که طالبان بدون اجازه پاکستان به هیچ مصالحه‌ای با حکومت افغانستان تن نمی دهند. طالبان بدون حمایت وایجاد پناهگاه‌های امن در کویته و پشاور،بقای مطمئنی ندارند. آنان ازمسیر مطمئن،بودجه مالی و سفر به کشورهای منطقه پاسپورت پاکستانی، ادامه می دهند. پاکستانی‌ها به خاطر رسیدن به هدف خود نه تنها به گروه های تروریستی امکانات مالی وجنگی فراهم می سازند بلکه خودنیز به نحوی ازانحا درسوق واداره نظامیان شان درمیدان جنگ افغانستان دخیل می باشند.اسارت چندین جنرالان پاکستانی ازخط نخست جبهه توسط نیروهای دفاعی کشور شاهداین ادعامی باشد. اماباوجودتلاش های جامعه جهانی،منطقوی وداخلی چندمین دورمذاکرات درکشورهای مختلف به خاطرتقویه روند صلح وختم جنگ درافغانستان؛ چرامردم ما شاهد اندک ترین نشانه ازتأمین صلح،آتش بس ویاکاهش دهشت افگنی نبوده اند؟ بنابرین ازفحوای موضوع استنباط می‌گرددکه هرکشورروی اهداف خاص خودازمسایل صلح وجنگ درافغانستان به نفع خویش بهره برداری می نماید.

د- میم

ممکن است شما دوست داشته باشید