روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

صلح، سازش و مصالحه بحث تحقیقی، ضرورت جامعه

در مدت زمان چهل سال است که در کشورما افغانستان جنگ ادامه دارد، تقریباً اکثریت نهادها و عناصر خوب و ارزشمند جامعه ذریعه جنگ خانمانسوز و تحمیل شده توسط بیگانه ها بلعیده و تخریب گردیده از اقتصاد گرفته تا فرهنگ، سیاست حتا ادبیات تحت اشعه جنگ قرار گرفته است و این حالتی خوبی نیست!

نخست: سازش و مصالحه چیست؟ سازش طرفین متخاصم از طریق گذشتهای متقابل، استقرار سازش از وظایف عمده سیاست است. در مرحله سازش نگاه علمی، تاریخی و تحقیقی خشونت حذف می شود و همسازی ارتفاق، برادری، تسامح، تساهل، گذشت ها، انعطاف و همیاری به میان می آید و نخستین سنگ بناء مصالحه نهاده می شود.

ضرورت اصلی و زمانبندی: سازش (مصالحه) زمانی ضرورت پیدا می کند که ادامه مبارزه خشن برای طرفین درگیر، زیان های بیشتر از سازش داشته باشد. هرچند که عدالت در آن کاملاً رعایت نشود.

یادداشت: مصالحه شامل دو مرحله دو شیوه اصلی است: الف- مذاکره، ب- داوری.

روش جاری در روابط دیپلوماتیک مذاکره است و اگر از این طریق تفاهمی حاصل نشود، باز شیوه میتود داوری به کار می رود.

البته اصطلاح سازش در مسایل اجتماعی به دو بخش تقسیم
می شود سازش از نگاه چپی ها و سازش از دید تاریخی و جمع دید
(استی ها).

قابل ذکر است که پروسه صلح و مصالحه نیز به خود مخالفان ارتباط دارد و اکثریت دست به توطئه می زند، بدین معنا که همکاری دو یا چند نفر یا پارتی ها جهت اقدام به یک عمل غیر قانونی و یا اجرای یک عمل قانونی از طرق غیر قانونی بوده است.

برعلاوه آن برضد صلح، مصالحه، روابط نیک چندین تاکتیک فتنه جویی، پشت هم اندازی و و تخریب هم صورت می گرد بدین معنا که تحریک یک فرد یا گروهی از افراد، با طرح برنامه های مزورانه برای نیل به مقصود. همچنان به معنی تحریک مفسده جویانه یک دولت علیه دولت دیگر به منظور تیرگی روابط و ایجاد جنگ است و یا تداوم جنگ و از طریق تبلیغ که ب و دیماگوژیک (عوام فریبانه) است.

صلح: حالت آرامش داخلی در یک کشور و روابط عادی با کشورهای دیگر بوده است فقدان جنگ و نیز فقدان نظام تهدید به کار انداختن یک دستگاه قومی اجبار و الزام در برابر طرف مقابل، همزیستی سمالمت آمیز، نحوه مناسبات، بین ممالکی که دولت های آنها دارای نظام های اجتماعی و سیاسی مختلف هستند، یعنی رعایت اصول حق حاکمیت، برابری حقوق، مصونیت و تمامیت ارضی هرکشور کوچک یا بزرگ، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها، احترام به حق کلیه خلق ها در انتخاب آزاد نظام اجتماعی خویش و فیصله مسایل بین المللی از طرق مذاکره، می باشد.

یکی از مؤلفه های دیگر صلح و مصالحه و کمپرمایز (مسأله صلح طلبی) است این حالتی را تعریف می کند که گرایشی آرمانخواهانه که با ملاحظات اخلاقی، با هرگونه کاربرد زور مخالف است و کوشش برای نگاهداری صلح و اجتناب از هرگونه جنگ را لازم می داند، تبلیغ صلح بدون دعوت به مبارزه فعال انقلابی، این واژه، همچنان به معنای صلح خواهی و مصالحه و مسالمت جویی امور، منفی به کار می رود که ممکن است به سازش با ناحق، برای اجتناب از جنگ و ستیز منتهی شود.

صلح مسلح آن حالت است که دولت ها، بدون درگیری نظام خود‌را برای نبرد احتمالی مهیا می کنند، بدین ترتیب صلح آرمانی و پاک را ناقض می سازد.

سیاست تساهل که بعضاً آنرا (اپی سی منت یا سیاست ارضأ) هم میگویند که گذشتن از پاره ای حقوق، برای تسکین دشمن یا جلوگیری از وقوع جنگ مثل موافقت که در دامان هیتلر و دیگر کشورهای صورت گرفته بود یا تساهل در صلح خواهی دولت افغانستان غرض آوردن صلح با عزت و دوامدار در برابر جنگجویان مسلح مخالف.

تسامح، یعنی آسان گرفتن بر یکدیگر تمکین و مدارا کردن در برابر یکدیگر، گذشتن، فروگذار کردن می باشد که همچو در پروگرام و پروسه تامین صلح وصلح دوامدار برای یک ملت الزاماً حتمی است.

مزور، چیزی ساخته شده به تزویر، دورویی، دروغگویی ودروغ پردازی چیزیکه در برابر صلح، عدالت و امنیت قرار دارد که حالت خوبی را نشان نمی دهد و اشتعال کننده جنگ بوده است که کشورهای مذدور جنگ طلب، با استعمال ابزاری کاری جنگی(آدم ها، وتوزیع اسلحه، تمویل، تسلیح، تریننگ وارسال اردوی جنگی(ابراز کاری بشری) با وسایل جنگی شان و حمایت سیاسی و تبلیغاتی آنها از این گروه های مخوف، جنگی و مذدوران اجاره شده کم سواد بوده است که سبب تشعشع وجریقه جنگی در کشورهای فقیر بوده می تواند.

واین حالتی بدی را نشان می دهد که منافع خود ودوستان حمایت گری که جنگ های باالفعل و باالقوه(چه جنگ پراکسی وار یا جنگ های در باری) را گسترش می دهد و در مقابل در بین ملت های فقیر تهدید شده فرمول های(فقر، مرض، وبیسوادی و فرمول( جنگ های اتنیکی چون نزاع ها بر سر قبیله، منطقه، قوم، زبان، مذهب و نژاد و سرحد ها و حتا اسلحه و زمین و مشتعل می سازد که بربادی کشور، امنیت، عدالت قانون و ملت ها می گردد، صرف اهداف جاسوسی زورمندان و کشور ها و نهاد ها و اردو های مغرض وجنگجو برآورده می شود و صلح دایمی در خطر می افتد وکماکان جنگ ها روزمره ادامه می یابد و آدمهای یک ملت به رایگان بدون کدام هدف بلند  وملی به قربانی میرسد و این حالتی بدی ناشایست جنگی و ضد صلح و مصالحه را نشان می دهد.

زړه یی مه بوله تور کاڼی دصحرا دی

په لیدو دژخمی زړه چې زخمی نه شی

عبدالهادی قریشی

ممکن است شما دوست داشته باشید