روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

ششمین سالروز شهادت امیرالمو‌ٔمنین ملا اختر محمد منصور((رح)) را گرامی میداریم

امیرالمومنین شهید ملا اخترمحمد منصور رح نمادی از شجاعت و خردمندی بود

یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های با بصیرت و از تربیت‌یافته‌گان بی‌نظیرِ مدرسهء جهادی مرحوم ملامحمد عمر مجاهد رح شهید ملا اخترمحمد (منصور) حفظه الله امیر دوم امارت اسلامی است که امور قیادت را عملاً در حیات عالیقدر امیر المومنین آغاز نمود و بعد از اعلان رحلت وی از جانب اشخاص معتبر اهل الحل والعقد امارت اسلامی، علمای کرام، شخصیت‌های جهادی و شخصیت‌های ملی به حیث امیرالمنین و زعیم امارت اسلامی تعین گردید.

با وجود اینکه شهید منصور صاحب، شخصیت شناخته شده در حلقات جهادی و امارت اسلامی بود، مگر جهت تعارف بیشتر و کامل مجاهدین امارت اسلامی و محبین امارت اسلامی در جهان اسلام با شخصیت جهادی و قیادی منصور صاحب مناسب می‌دانیم تا سطوری چند دربارهء شهرت و معرفت وی را به تحریر بگیریم.

الف :  تولد وی:

محترم  ملا اختر محمد منصور فرزند الحاج محمد جان در سال ۱۳۴۷ هـ ش ـ ۱۹۶۸ م در قریهء بند تیمور ولسوالی میوند ولایت کندهار تولد شده است.

چون خانواده نامبرده به سطح منطقه یک خانوادهء متدین و علم دوست بود و جناب والد شان نیز یک شخصیت علم دوست بود، پس جهت تربیهء سالم منصور صاحب انتخاب اول برای وی تحصیل علوم دینی بود.

ب: تعلیم وی:

جناب  منصور صاحب در هفت سالگی به رهنمایی والد صاحب خویش شامل مکتب محل و مسجد قریه شامل شعبهء تعلیم دینی شد، چون از طفلی نشانه‌های دانش، ذکاوت و بصیرت در وی آشکار بود در پهلوی پدر خویش از جانب استادان نیز تحت تربیه و پرورش خاص قرار گرفت.

نامبرده بر اساس لیاقت علمی سرشار خویش توانست در مدت کوتاه دروس ابتدایی عصری و دینی خود را به موفقیت به پایان برساند و جهت دروس متوسطه راه مسافرت را برای طلب علم اختیار کرد و بسوی مدرسه‌های مشهور گام نهاد،  که آنجا نیز بر اساس ذکاوت فطری و اخلاق اسلامی نیکوی خویش در میان شاگردان هم سویهء خویش امتیاز شاگرد زیرک و اخلاقی را به دست آورد و تعلیمات متوسطهء خودرا به پایان رسانید.

جناب منصور صاحب در مرحلهء تعلیمات عالی دینی شامل نشده بود که حاکمیت سیاسی افغانستان به دست کمونیستان افتاد و افغان‌های مجاهد علیه آنان قیام کردند.

ج: جهاد و مبارزه سیاسی وی:

بعد از تجاوز اشغالگران شوروی در سال ۱۹۷۸م بر افغانستان ملت افغانستان جهاد و مقاومت اسلامی خویش را علیه آنان آغاز کردند.

جناب شهید ملا اختر محمد منصور در سال‌های اوسط اشغال شوروی‌ها، که در این هنگام نیت شمولیت در مرحلهء بعدی تکمیل تعلیمات شرعی را داشت به سبب اشغال کشور تعلیمات خویش را ناتمام گذاشت، مگر بنا بر محبت زیادی که با تحصیل داشت هرگاهی که از سنگر بر می‌گشت دروس باقیمانده را با استادان خاص خود آغاز می‌کرد که با همین عزم راسخ خویش توانست تعلیمات شرعی خویش را از دورهء کوچک تا به دورهء بزرگ احادیث برساند، سپس به طور نهایی به جای مدارس دینی به سوی جبهات جهادی توجه خود را معطوف داشت.

محترم شهید منصور صاحب که در آن هنگام دههء دوم عمر خودرا تکمیل می‌نمود،  مانند یک جوان نیرومند بحیث یک مجاهد با شهامت و غیرتی به شکل شعوری به غرض دفاع از دین و کشور خود راه جهاد مسلحانه علیه شوروی‌ها و کمونیستان داخلی را اختیار کرد.

وی در سال ۱۹۸۵م جبهه قوماندان مشهور شهید قاری عزیز الله را در ولایت کندهار برای فعالیت‌های جهادی خود اختیار کرد و در منطقهء پاشمول ولسوالی پنجوایی تحت سرپرستی شخصیت جهادی مشهور به سطح کشور، الحاج ملا محمد حسن آخند که اکنون به حیث  ریس الوزرای امارت اسلامی میباشد به فعالیت‌های جهادی خود علیه اشغالگران شوروی و کمونستان داخلی ادامه داد. جبهه جهادی شهید قاری عزیز الله متعلق به تنظیم حرکت انقلاب اسلامی شخصیت جهادی مرحوم مولوی محمد نبی محمدی بود که بعد از شهادت قاری صاحب به فرماندهی قوماندان ملا حاجی محمد آخند مربوط تنظیم رهبر جهادی مرحوم مولوی محمد یونس خالص، رسمیت حاصل کرد.

محترم شهید منصور صاحب در عملیات‌های زیادی علیه اشغالگران شوروی و حامیان داخلی آنان نقش فعال داشت و یکبار در سال ۱۹۸۷م در ساحهء سنزری ولسوالی پنجوایی ولایت کندهار در جریان عملیات مستقیم بر یک مرکز ستراتیژیک روس‌ها چنان زخمی گردید که جسم پاکش سیزده زخم برداشته بود، مگر الله تعالی وی را شفا داد. برای بار دوم در سال ۱۹۹۷م در زمان حاکمیت اول امارت اسلامی در میدان هوایی مزار شریف زخمی شد و در همین حالت از جانب مخالفین اسیر نیز گردیده بود.

نقش تأسیسی وی در تحریک اسلامی طالبان:

جناب منصور صاحب در سال ۱۹۹۲م بعد از سقوط نظام کمونیستی در افغانستان و آغاز جنگ‌های داخلی، مانند مجاهدین مخلص دیگر در جبهه خود، اسلحهء خودرا بر زمین گذاشت و در تداوم جنگ نا مشروع آغاز شده بر سر قدرت از هیچ جانبی حمایت نکرد.

منصور صاحب که در این هنگام یک مجاهد مشهور و در میان مجاهدین از شهرت نیکی برخوردار بود مانند شخصیت‌های جهادی و قوماندانان نظامی دیگر منطقه مانند مرحوم ملا محمد ربانی، شهید حاجی ملا محمد و شهید ملا بورجان آخوند با انتخاب زندگی عادی از هر نوع فعالیت‌های تنظیمی دست بردار شده و به بعضی فعالیت‌های علمی و تربیوی مشغول شد.

در سال ۱۹۹۴م همزمان با تأسیس تحریک اسلامی طالبان توسط مرحوم امیر المومنین ملا محمد عمر مجاهد در پیشبرد این تحریک نقش محوری را بازی کرد.

بر اساس لیاقت اداری و جهادی، برای وی از جانب امیر المومنین ملامحمدعمر مجاهد، بعضی مسئولیت‌های مهم سپرده شد که بعضی آن قرار ذیل است:

بعد از کامیابی تحریک اسلامی طالبان در زون جنوب غرب و تصرف ولایت کندهار بر اساس اعتمادی که امیر المومنین ملا محمد عمر (مجاهد) بر لیاقت اداری و فعالیت‌های جناب منصور صاحب داشت وی را به حیث مسئول عمومی میدان هوایی کندهار تعیین کرد.

بعد از تصرف ولایت کندهار توسط طالبان، مسئولیت نیروهای هوایی و مدافعهء هوایی ولایت کندهار به وی سپرده شد.

بعد از تصرف کابل پایتخت کشور در سال ۱۹۹۶م وی بحیث وزیر هوانوردی و گردشگری تعیین گردید.

بر اساس هدایت و حکم خاص مرحوم امیر المومنین همزمان با وزارت، مسئولیت قوماندانی عمومی مدافعهء هوایی مربوط وزارت دفاع نیز به وی سپرده شد.

وی در ساحهء وزارت هوانوردی و توریزم فعالیت‌های زیاد عمرانی و بازسازی را انجام داد که مختصراً بعضی آن  را یاد آور می‌شویم:

زمانی که شهر کابل در تصرف امارت اسلامی در آمد تأسیسات و ملکیت‌های مربوط به وزارت هوانوردی در این شهر به سبب جنگ‌های داخلی شدیداً متضرر شده بود.

منصور صاحب بر اساس خط مشی بازسازی خود طیاره‌های متضرر مربوط به این وزارت و میدان‌های هوایی را دوباره ترمیم و بازسازی نمود.

این زمانی بود که امارت اسلامی با مشکلات اقتصادی شدید و محدودیت‌های جهانی روبرو بود مگر منصور صاحب در همین شرائط نامناسب اقتصادی ابتدا میدان هوایی بین‌المللی کابل و همه تأسیسات مربوط آن را ترمیم کرد، سپس خط بین‌المللی هوایی آریانا افغان را برای پروازهای داخلی و خارجی به ستندرد جهانی فعال و مجهز ساخت.

به تعقیب آن میدان‌های هوایی ولایات کندهار، هرات، ننگرهار، مزار شریف و کندز را برای هر نوع پروازهای ملکی و نظامی آماده ساخته و با وسایل پیشرفته مجهز ساخت.

علاوه بر خدمات بازسازی بخش‌های مختلف نظامی و ملکی امارت اسلامی، بزرگترین کارنامه وی این بود که بزرگترین سرمایه ملی افغانستان (نیروی هوایی) و طیاره‌های مربوط آن و اکثریت میدان‌های هوایی تخریب شده آن را آباد کرد.

علاوه بر ترمیم طیاره‌ها و میدان‌های هوایی، پروازهای شب و روز را در داخل افغانستان فعال و بعد از سالها توقف زمینه رفتن حج برای هزاران حاجی افغان را از طریق شرکت هوایی آریانا افغان مساعد ساخت.

افغانستان که زمانی به سطح منطقه نیروی دفاعی هوایی پیشرفته داشت نسبت اشغال روس‌ها و جنگ‌های تنظیمی تقریباً همه فلج گردیده و از کار افتاده بود، تا آنکه بعضی از طیاره‌ها پرزه شده و به نرخ آهن فروخته شده بود، مگر جناب منصور صاحب با تلاش‌های خسته‌گی‌ناپذیر خود طیاره‌های زمین نشسته را دوباره فعال و قابل استفاده ساخت.

محترم شهید ملا اختر محمد منصور که در طول حاکمیت امارت اسلامی وزیر هوانوردی بود در زمان وزارت خود جهت احیاء و پیشبرد امور وزارت هوانوردی ملکی افغانستان خیلی سعی و تلاش کرده است.

می‌خواهیم به شکل مشت نمونهء خروار دراینجا مختصراً از این تلاش‌ها یاد آور شویم:

جناب منصور صاحب بخاطر رهنمایی بهتر هوانوردی ملکی و پروازهای ترانزیتی سایر کشورها که از فضای افغانستان می‌گذشتند دستگاه (ویست) را در میدان‌های بین‌المللی مهم افغانستان مانند کابل، کندهار، ننگرهار، مزار و هرات جابجا کرد که هنوز مردم شاهد آن اند، و در آن زمان میلیون‌ها دالر از درک تکس مرور طیاره‌های خارجی در بودجه افغانستان می‌آمد که تا کنون ادامه دارد. بر اساس یک راپور وزارت هوانوردی و مدافعه هوایی افغانستان در زمان وزارت منصور صاحب تقریباً ۴۴ طیاره‌های ترانسپورتی و هلیکوبترهای جنگی که در جریان جنگ متضرر شده بوده و از پرواز باز مانده بودند دوباره ترمیم و قابل استفاده برای هوانوردی ملکی و نیروهای هوایی گردیدند که تفصیل مختصر آن قرار ذیل است:

۴۴ طیاره‌های مختلف النوع که در زمان وزارت منصور صاحب دوباره ترمیم و بازسازی شد عبارت اند از: سه (N 12)، چهار (N 32) و دو (N 26).

طیاره‌های جنگی: هشت جیت میگ ۲۱، سه جیت سو  M420، پنج جیت سو ۲۲.

هلیکوبتر: شش می ۸، هشت می ۳۵ و پنج ایل ۳۹.

علاوه بر این دو طیاره متعلق به ترانسپورت ملکی ساخت روس نوع ۴۱ و ان ۲۴.

و طیاره بوینگ آمریکایی شرکت هوایی آریانا افغان را نیز در زمان وزارت خود در کشورهای خارجی ترمیم و قابل استفاده گردانیده بود.

و همچنان  ۵ طیاره ترانسپورتی ساخت روس را از بازار آزاد خریداری کرده بود.

علاوه بر این طیاره‌های ترمیم شده و خریداری شده افغانستان در آن زمان ده‌ها طیاره دیگر جنگی، ترانسپورتی و هلیکوبتر داشت که نقش یک نیروی کامل هوایی را ایفا می‌کرد و مثال بهترین فعالیت آنرا می‌توان اکمال و کمک هوایی مستمر و دوامدار نیروهای محاصره شده مجاهدین در کندز و ساحات دور افتاده و خط‌های مقدم جبهه دانست. علاوه بر این پروازهای منظم و پیهم طیاره‌های مسافربری میان شهرهای بزرگ کشور و خارج از کشور بود. مگر با اشغال آمریکایی ها و بمباردمان میدان‌های هوایی این سرمایه ملی همه تباه و از بین رفت.

محترم ملا اختر محمد منصور در زمان حاکمیت امارت اسلامی به سبب غداری جنرال مالک در شمال کشور بیشتر از شش ماه در اسارت ماند مگر بعداً به فضل خداوند متعال وقتی رها گردید که با برگشت جنرال دوستم، جنرال مالک از فاریاب فرار کرد و زمینه فرار زندانیان از محابس مساعد گردید.

مقاومت مسلحانه علیه اشغال آمریکایی:

به تاریخ ۷ اکتوبر سال  ۲۰۰۱ میلادی بعد از تجاوز آمریکا بر افغانستان محترم منصور صاحب جهاد مسلحانه علیه آنان را آغاز کرد. این مرحله در زندگی جهادی محترم منصور صاحب برای وی مملو از مشکلات شدید و چالش‌ها بود.

از جانب مرحوم امیرالمؤمنین علاوه بر عضویت شورای رهبری امارت اسلامی مسئولیت جهادی ولایت کندهار نیز به وی سپرده شد.

در این هنگام ولایت کندهار نیز مانند سایر ولایات افغانستان در جهاد علیه امریکایی‌ها به یک مسئول جهادی توانمند و ماهر نیاز داشت، زیرا که امریکایی‌ها همه پلان‌های جنگی خودرا به سطح تمام زون جنوب غرب از همین ولایت علیه مجاهدین طرح می‌کردند، و همین سبب بود که به سطح تمام زون بعد از ولایت هلمند عدهء زیادی از امریکایی‌ها، کانادایی‌ها و خارجی‌های اشغالگر دیگر در این ولایت جابجا شده بودند و بعد از بگرام بزرگترین پایگاه مرکزی خودرا نیز در میدان هوایی ولایت کندهار فعال کردند.

مگر منصور صاحب بنابر بصیرت جهادی خویش علیه همه خارجی‌های اشغالگر موجود در ولایت کندهار چنان برنامه‌های جهادی طرح کرد که جنرالان و ماهرین نظامی مشهور آنان از مبارزه با آن و جلوگیری آن عاجز بودند.

منصور صاحب با ابتکار جهادی خویش توانست که با مشوره و همکاری مسئولین جهادی ولایات همسایه پلان‌های جهادی خودرا به سطح همه حوزه جنوب غرب وسیع ساخته و علاوه بر کندهار در همسایگی آن در ارزگان، زابل و هلمند نیز اشغالگران صلیبی را با ضربات مرگبار مواجه ساخت.

در سال‌های ۲۰۰۳م و ۲۰۰۸ میلادی دوبار شکستاندن خارق‌العاده محبس مرکزی ولایت کندهار به دست مجاهدین که در نتیجهء آن در هر دوبار تقریباً یک و نیم هزار مجاهد اسیر از اسارت رها گردیدند نیز در زمان مسئولیت منصور صاحب انجام یافت.

بحیث نائب امارت اسلامی

 

بعد از آنکه الحاج ملا عبیدالله آخند وزیر دفاع قبلی و معاون پیشین امارت اسلامی در سال ۲۰۰۷ میلادی اسیر گردید، پس مرحوم امیر المومنین، ملا اختر محمد منصور را همراه با محترم ملا برادر آخند معاون دیگر امارت اسلامی افغانستان به حیث معاون دوم امارت اسلامی تعیین کرد و وی را هدایت داد که بنابر اهمیت خاص ولایت کندهار، رهبری آن ولایت را نیز بدوش گیرد و همزمان با معاونیت امارت اسلامی مسئولیت ولایت را نیز به پیش ببرد.

در سال ۲۰۱۰م وقتی که یک معاون امارت اسلامی الحاج ملا عبیدالله آخند در اسارت نیروهای پاکستانی به شهادت رسید و معاون دیگر آن ملا عبد الغنی برادر در شهر کراچی پاکستان توسط نیروهای مشترک آمریکایی و پاکستانی اسیر گردید، پس امیر المومنین ملا محمد عمر (مجاهد) محترم منصور صاحب را به صفت معاون امارت اسلامی و مسئول عمومی همه امور امارت اسلامی تعیین کرد.

این وقتی بود که ۳۰۰۰۰ نیروی اضافی توسط اوباما به افغانستان فرستاده شده بود و مقاومت جهادی در افغانستان با چالش‌های بزرگی مواجه بود زیرا که بیشتر از صدهزار نیروهای اشغالگر خارجی مجهز با پیشرفته‌ترین اسلحه در پهلوی ۳۵۰ هزار عساکر داخلی در هر گوشهء کشور در جنگ با مجاهدین قرار داشتند.

از یکسو بخاطر شرائط نهایت دشوار امنیتی ظاهر شدن ملا محمد عمر (مجاهد) امیر امارت اسلامی جهت رهبری مقاومت عسکری کار نا ممکن بشمار می‌رفت از سوی دیگر در جبهات جهادی خلأی قیادت عسکری و اداری مسئله یی بود که پلهء  مقاومت را بطور کامل بسوی دشمن سنگین ساخته بود.

علاوه بر فشارهای نظامی بر مجاهدین فشارهای دیگر سیاسی و تبلیغاتی نیز از جانب دشمن زیاد شده بود و تعداد زیادی از مسئولین جهادی در سنگرهای مقاومت به شهادت رسیده بودند و عده زیادی از مسئولین بزرگ اسیر بودند.

در این چنین وضعیت حساس مسئولیت انسجام مجاهدین در مقابل صلیبی‌های اشغالگر از جانب مرحوم امیر المومنین ملا محمد عمر مجاهد به دوش محترم منصور صاحب انداخته شد و حتی معاون دیگر هم برایش تعیین نگردید.

محترم منصور صاحب عملاً توانست که به نصرت‌ِ الله تعالی و همکاری شورای رهبری آنرا در حساس‌ترین لحظات مقاومت طوری رهبری کند که مجاهدین هیچ نوع خلأی عملی قیادت را احساس نکنند.

همین بود که سال ۲۰۱۰م برای نیروهای صلیبی در افغانستان به اعتراف خودشان خونین‌ترین سال بود و مجاهدین توانستند در این سال، نسبت به هر وقت دیگر خیلی ضربات کاری و مؤثر بر دشمن وارد کنند و در نتیجه آن به اعتراف خود دشمن ۷۷۰ تن اشغالگر خارجی را به قتل برسانند.

به همین شکل مجاهدین به قیادت منصور صاحب توانستند که ساحات خیلی وسیع را از تصرف دشمن خارج و ادارهء منظم امارت اسلامی را در آنجا به میان بیاورند.

بعد از وفات امیر المومنین ملا محمد عمر (مجاهد):

وقتی که مرحوم امیر المومنین در ۲۳ اپریل سال ۲۰۱۳م وفات کرد پس یک عده از اعضای شورای رهبری امارت اسلامی، علمای کرام، قاصد خاص مرحوم ملا محمد عمر مجاهد در جریان چهارده سال گذشته و دوستان دایمی وی که قبل از وفات همراه وی یکجا زندگی می‌کردند همه با منصور صاحب بیعت کردند و وی را بحیث امیر امارت اسلامی تعیین نمودند.

اینکه سال ۲۰۱۳م سال اخیر مقابله و زورآزمایی میان اشغالگران صلیبی و مجاهدین مقاومت کننده علیه آنان بود پس بعضی از اعضای شورای رهبری امارت اسلامی و یکعده شیوخ و علمای کرام فیصله کردند که اکنون آخرین لحظات زورآزمایی اشغال صلیبی به رهبری آمریکا است و سال سرنوشت‌ساز ۲۰۱۴م که اشغالگران آن را برای عقب‌نشینی نیروهای خود بحیث جدول زمانی تعین کرده بودند در پیشرو است پس بر اساس مصلحت جهادی و موافقه علمای کرام این بهتر خواهد بود که خبر وفات مرحوم امیر المومنین بجز به همین چند تنِ محدود، به کس دیگر آشکار نگردد.

همان بود که این راز مهم به طور خیلی خارق‌العاده بر اساس مصلحت خاص جهادی تا به تاریخ ۳۰ جولای سال ۲۰۱۵ پنهان نگهداشته شد.

بحیث امیر برگزیده شده امارت اسلامی

وقتی که به تاریخ ۱۴ ماه شوال المکرم سال جاری ۱۴۳۶ هجری قمری که موافق بود با تاریخ ۳۰ جولای سال ۲۰۱۵ میلادی وفات مرحوم امیر المومین ملا محمدعمر مجاهد رحمه الله از جانب شورای رهبری امارت اسلامی اعلان گردید منصور صاحب جهت اطمئنان کامل مجاهدین اعضای شورای رهبری و علمای کرام را در ارتباط با سرنوشت شان و اختیار زعیم جدید اختیار داد و برایشان گفت که شما هر شخصی را که  بحیث زعیم اختیار می‌کنید من به آن راضی و موافق هستم.

همان بود که اعضای شورای رهبری امارت اسلامی افغانستان به شمول مشائخ و علمای کرام در یک گردهمایی که از اعتبار اهل الحل والعقد برخوردار بود بعد از بحث‌های طولانی، سنجش مصلحت و مشوره‌ها و بدون حضور و موجودیت محترم منصور صاحب وی را بحیث امیرالمومنین جدید تعیین کردند.

همزمان با تعیین محترم ملا اختر محمد (منصور) بحیث امیر امارت اسلامی، اعضای شورای امارت اسلامی، مسئولین همه کمیسیون‌های امارت اسلامی، مسئولین عمومی قضاء و محاکم، فرماندهان نظامی و مسئولین جهادی ۳۴ ولایت افغانستان، بزرگان کمیسیون‌های نظامی، شخصیت‌های علمی، ملی، جهادی، سیاسی و فرهنگی کشور و مسئولین همه نیروهای مسلح و ملکی امارت اسلامی همه با یک صدا بیعت خود با امیر دوم امارت اسلامی را اعلان کردند. بیعت‌های این همه جهت‌های نظامی و ملکی و شخصیت‌های ملی کشور به شکل صوتی و تحریری به بخش نشراتی امارت اسلامی ارسال گردید که بعداً از جانب آنان در صفحهء مرکزی انترنتی الاماره نیز به نشر رسید.

تقرری وی به حیث امیر جدید و دوم از نگاه شریعت

علمای کرام و سیاست دانان اسلامی انتخاب توسط شوری یا اهل الحل والعقد را بهترین و درست‌ترین راه برای انتخاب زعیم در اسلام می‌دانند. اطلاق اهل الحل والعقد بر آن گروهی می‌شود که بر اشخاصی که دارای علم، تجربه، ذکاوت و فرهیخته‌گی باشند مشتمل باشد و معمولاً بر آن اطلاق شوری می‌شود.

از روش‌های مختلف انتخاب خلفای راشدین عموماً سه مرحله برای انتخاب زعیم از طریق شوری استنباط می‌گردد، که مرحلهء اول آن ترشیح، دوم انتخاب و سوم بیعت می‌باشد.

ترشیح یا نامزدی باید از جانب خود شخصی نباشد که زعیم تعیین می‌گردد زیرا که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«إنا والله لا نولی هذا العمل أحدا سأله  أو أحدا حرص علیه»

(متفق علیه) (اخرجه البخاری (۷۱۴۹) و مسلم (۱۷۳۳)

ترجمه: «سوگند به الله که ما این کار را به کسی نمی‌سپاریم که آنرا مطالبه کرده باشد و یا کسی که بر آن حرص کرده باشد».

پس ترشیح از جانب دیگر و یا از شخص می‌باشد مانند عمر فاروق رضی الله عنه که دست ابوبکر صدیق رضی الله عنه را گرفت و وی را برای زعامت پیش کرد سپس صحابه کرام وی را به حیث امام خود انتخاب کردند، و یا اشخاص زیادی ترشیح می‌گردند مانند اینکه عمر فاروق رضی الله عنه قبل از شهادت خویش چند تن از صحابه را به خلافت نامزد کرد و از میان آنان حضرت عثمان رضی الله عنه انتخاب گردید.

شهید ملا اخترمحمد منصور صاحب هرگز خودرا برای رهبری نامزد نکرده بود، بلکه وی در اولین نشست نیز از جانب شورا بحیث یگانه کاندید نامزد گردید و در نشست دوم نیز صراحتاً برای شوری گفت که من خواهان رهبری نیستم، بلکه خواهش خدمت مِن‌حیث یک مأمور را دارم، مگر شوری وی را بحیث یگانه شخص لایق زعامت نامزد کرد. بعد از بحث‌های طولانی، وی توسط همین شوری که مشتمل بر علمای کرام، شیوخ و اعضای شورای رهبری امارت اسلامی بود که همه صاحبان تجربهء علمی و جهادی اند بحیث زعیم انتخاب گردید و به تعقیب آن اول همه اعضای شوری همراه وی بیعت کردند سپس بعد از آن سایر مسئولین، مجاهدین عام و مؤمنان سلسله بیعت را با وی آغاز کردند.

به این شکل گفته می‌توانیم که انتخاب وی کاملاً به طریقهء شرعی صورت گرفت و به همین سبب از گوشه و کنار کشور علاوه بر صدها هزار مردمان دیگر، شیوخ قرآن و حدیث زعامت وی را قبول کرده، آنرا شرعی دانستند و با وی بیعت کردند.

شخصیت قیادی وی:

شهید امیر المومنین ملا اخترمحمد (منصور) رح، در اعضای تأسیسی امارت اسلامی یک شخصیت خیلی مدبر، مؤثر و مسلط پنداشته می‌شود.

نامبرده به شکل موهوبی از بعضی از مشخصات قیادت و رهبری برخوردار بود.

تقوی، اخلاص، بصیرت، درایت سیاسی و نظم اداری وی در عملی کردن امور از جمله مشخصات وی بود.

شهید محترم ملا اخترمحمد منصور صاحب در تنفیذ و تعقیب امور مربوط به فعالیت‌های جهادی امارت اسلامی نقش قدم رهنمای جهادی خویش مرحوم ملا محمدعمر مجاهد را تعقیب می‌کرد تحقق اهداف جهادی، استقلال کشور از اشغال خارجی و استحکام نظام شرعی در آن، از اهداف اساسی جهاد و مبارزه است، بر اساس «وأمرهم شوری بینهم» مشوره‌های سالم دوستان را در امور به غور می‌شنید، مسئولیت را به اهل کار می‌سپرد و بعد از سپردن مسئولیت بر وی اعتماد کامل می‌کرد، اشخاص مسئول را همیشه بر ترحم و تعاطف با مردم توصیه می‌کرد.

بر این سخن خیلی ترکیز داشت که «امارت اسلامی خانهء مشترک تمامی افغان‌ها است پس به همین شکل باید همه خود را در آن مشاهده کنند».

دیدگاه فکری و مذهبی او:

شهید ملا اخترمحمد منصور از لحاظ مذهبی تابع اهل سنت والجماعت و مقلد مذهب امام اعظم ابو حنیفه رحمه الله بود.

به نزاکت وقت، زمان و جریانات سیاسی خوب بلد بود.

در هنگام روبرو شدن با وی انسان می‌توانست سنجیدگی، وقار و متانت وی را به شکل خوب درک کند، سادگی و بی تکلفی از مشخصات ویژه زندگی وی بوده است.

با مطالعه سیرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین دلچسپی خاص داشت، هنگام روبرو شدن با مجاهدین همیشه در صدد شنیدن حالات و جریانات سنگرهای جهادی و وقایع عسکری می‌بود.

با وجود همه مصروفیت‌های جهادی و اداری خویش رسانه‌ها را به دقت تعقیب می‌کرد، نویسندگان جهادی و کارمندان فرهنگی و نشراتی امارت اسلامی را در فعالیت‌های نشریاتی شان مشوره‌های خاص داده و توصیه‌های ویژه می‌نمود.

مصروفیت‌های روزانه و برخی از مشخصات خصوص زندگی وی:

محترم منصور صاحب زندگی روزانه خویش را با تلاوت قرآن کریم آغاز می‌کرد، با جبهات جهادی و مسئولین نظامی همیشه در تماس بود، پلان‌گذاری نظامی بر دشمن را شخصاً از نظر می‌گذراند و بر مسئولین جهادی جهت حفاظت جان و مال مردم ملکی و برخورد نیک با آنان تأکید زیاد می‌کرد.

وی به حیث یک فرمانده مسلط نظامی با دوستان جهادی خویش، مجاهدین سنگر و مردم عام رفتار محترمانه و مهربان می‌کرد، در مجالس احترام خاص برای شخصیت و سخنان علما، استادان و بزرگان قایل است، بر خانواده‌های شهداء و سرپرستی ایتام آنان توجه خاص داشت، در امور سیاسی از احتیاط زیاد کار می‌گرفت و در ارتباط با آن نظر دوستان اهل رای را نیز مطالبه می‌کرد.

در نشان زدن با تفنگ، علاقه خاص داشت و عملی کردن تمرین‌های جهادی را مناسب‌ترین ریاضت (سپورت) می‌دانست.

خود خیلی کم صحبت می‌کرد، مگر از دیگران زیاد می‌شنید، لباس‌های پاک و دراز می‌پوشد، در خوراک، پوشاک و نیازمندی‌های دیگر زندگی از اصراف و تبذیر کردن نفرت می‌کرد.

اساسی‌ترین مشغله زندگی اش تنظیم امور جهادی و تعقیب جدی آن بود، و در همین تنظیم و تعقیب روز را شام می‌گرداند.

امیرالمومنین ملا احترمحمد منصور بالآخره به تاریخ توسط طیاره بی‌سرنشین امریکای خونخوار به تاریخ در ….. به مقام رفیع شهادت نایل آمد و مرغ روحش به بلندترین قله آرمان و آرزویش، پرواز کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید