روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

شرایط عقد ازدواج

ولایت  از نگاه لغوی، به معنی فرمان روایی، پادشاهی، دولت داری و یا هم مطلق قدرت و صلاحیت می باشد. ولایت از نگاه اصطلاح فقهی عبارت از تنفیذ قول یک شخص بر شخص دیگر می باشد. البته فرقی نمی کند که مولی علیه این تنفیذ را قبول کند ویا این که از آن امتناع ورزد. ولایت از نگاه اصطلاح حقوقی عبارت از سلطه و قدرتی است که توسط قانون بنابر علل مختلف، به شخص اعطا می گردد، که او به اساس آن می تواند امور مربوط به خود ویا شخصی دیگر را انجام دهد.مثلاً شخصی که دارای این نوع قدرت و صلاحیت باشد، می تواند به صورت مستقلانه در انعقاد عقد ازدواج برای خود سهم بگیرد و یا این که ازدواج اشخاص تحت ولایت خود را با شخصی دیگری منعقد سازد. با در نظر داشت این تعریف شخصی که دارای این نوع صلاحیت باشد به نام ولی یا د می گردد و شخصی را که امور او توسط ولی پیشبرده می شود به نام مولی علیه مسمی می باشد.

باید خاطر نشان ساخت که ولایت، دارای انواع و اقسام مختلف می باشد، که مهم ترین آن ها قرار زیر است:

در قدم اول ولایت، به ولایت قاصره و ولایت متعدی تقسیم می گردد.

ولایت قاصره: این نوع ولایت، عبارت از آن ولایتی است که بر اساس آن یک شخص می تواند بر نفس و اموال خود دارای صلاحیت باشد. البته یک شخص زمانی دارای این نوع ولایت شناخته می شود که سن بلوغ را تکمیل، آزاد و دارای عقل کامل باشد.

ولایت متعدی: نوع دیگری از ولایت بوده که بر اساس آن شخص، امور مربوط به شخص دیگر را انجام می دهد. البته در این حالت شخص زمانی دارای ولایت متعدی دانسته می شود که برای او ولایت قاصره ثابت شده باشد. بنابر آن می توان گفت، که ولایت متعدی فرع ولایت قاصره دانسته می شود. ولایت متعدی دو نوع می باشد. که به نام های ولایت اصلی و ولایت نیابی(قایم مقامی) یاد می گردد.

در ولایت اصلی، ولایت پدر و پدر کلان شامل می گردد؛ زیرا که ولایت آنان در ابتدا به نسبت ولادت مولی علیه از ایشان ثابت می باشد.

در ولایت نیابی، ولایت قاضی و وصی شامل شده می تواند، زیرا که ولایت به قاضی توسط امام داده می شود و به وصی توسط شخصی که او را وصی می گیرد، داده می شود.

ولایت متعدی از حیث موضوع، سه نوع می باشد که قرار زیر است:

ولایت بر نفس شخص دیگر: عبارت از آن نوع ولایتی است که تنها در امور متعلق برنفس شخص دیگر ارتباط می گیرد، مانند ولایت حضانت، تعلیم و تربیت و ازدواج.

ولایت بر مال شخص دیگر: ولایت بر مال شخص دیگر عبارت از آن نوع ولایتی است که یک شخص محض در  مسایل مالی مربوط به اموال مولی علیه می داشته باشد، از قبیل تصرفات و انجام یک سلسله عقود بر اموال مولی علیه.

ولایت بر نفس و مال شخص دیگر به یکبارگی: عبارت از آن نوع ولایتی است که بر اساس آن یک شخص هم بر مال و هم بر نفس شخص دیگر(مولی علیه) صلاحیت می داشته باشد. از قبیل ولایت پدر به ارتباط نفس و اموال فرزندان فاقد اهلیت یا ناقص الاهلیت.

دوم – چگونگی  ولایت در ساحه عقد ازدواج

به صورت عموم ولایت در ساحه عقد ازدواج نسبت به مولی علیه دو نوع می باشد که قرار زیر است:

الف – ولایت اجبار: ولایت اجبار بر بالای شخص فاقد اهلیت و یا ناقص الاهلیت ترتیب می شود. بعضاً این نوع ولایت را به نام ولایت قهری نیز یاد می کنند؛ زیرا که ولی امور مربوط به مولی علیه را انجام می دهد، بدون این که رضایت و موافقۀ ایشان شرط پنداشته شود. البته در جملۀ ولایت اجبار، ولایت پدر و پدر کلان شامل می باشد، بنابر آن پدر و پدر کلان بالترتیب اشخاصی را که تحت ولایت ایشان قرار دارند، می توانند به ازدواج دهند حتا که رضایت و موافقه اشخاص مولی علیه وجود نداشته باشد. مثال بارز آن را در ازدواج صغار و مجانین توسط پدر و یا پدر کلان به وضاحت دیده می توانیم.

ب – ولایت غیر اجبار: ولایت غیر اجبار به آن نوع ولایتی گفته می شود که بر بالای زن کامل الاهلیت باکره و یا ثیبه در انجام عقد ازواج به نیابت از ایشان صورت می گیرد. البته این نوع ولایت به نام ولایت استحباب و یا ندب نیز یاد می گردد؛ زیرا بهتر آن است که در انجام عقد ازدواج زن کامل الاهلیت باکره ویا ثیبه ولی ایشان هم سهم بگیرد و آن را منعقد سازد.

برای این که یک شخص، ولی شخصی دیگر دانسته شود باید یک سلسله شرایط وجود داشته باشد که این شرایط قرار زیر است:

۱ – حر بودن ولی؛

۲ – بالغ بودن ولی؛

۳ – عاقبل بودن ولی؛

۴ – مشترک بودن دین ولی با مولی علیه.

 با در نظر داشت شرایط فوق الذکر می توان گفت که غلام.، صغیر و مجنون از ان جایی که ولایت بر نفس خویش ندارند، نمی توانند از امور مربوط به شخص دیگر ولایت و سرپرستی کنند. به همین ترتیب ولی با مولی علیه دین مشترک داشته باشد. به طور مثال اگر دختر دارای پدر و پدر کلانی باشد که یکی از آن ها مسلمان و دیگری غیر مسلمان بوده باشد. پس ولایت این دختر را کسی می داشته باشد که با دختر مورد نظر دین مشترک داشته باشد.

تبصره دوم – وکالت: وکالت در لغت به معنی توظیف شخص دیگری به اجرای عمل معین و اعتماد داشتن به وی در اجرای همان کار است، و دراصطلاح فقهی قایم مقام ساختن شخص دیگر به جای خود یا تفویض صلاحیت به وی در تصرف است، مشروط بر این که شرعاً نیابت چنین شخص جواز داشته و هم شخصی که تفویض صلاحیت می کند، این حق را داشته باشد، بناءً ضرور دانسته می شود که در عقد وکالت هم شخص موکل یا موکله و هم شخص وکیل دارای اهلیت کامل شرعی و حقوقی باشد. اگر وکیل یا ولی صفت وکالت یا ولایت را که برای انشای عقد ضروری است، دارا نباشند عقد موقوف به اجازۀ موکل خواهد شد و این نوع اشخاص را نیز در عرف فقها فضول گویند هم چنان اگر وکیلی بر خلاف مقتضای وکالت عمل کند او را نیز فضولی خوانند، مثل این که مردی وکیل را به منظور عقد زن معینی با مهر معینی انتخاب کند و آن وکیل زن دیگری را ویا همان زن را با مهری بیشتر عقد کند، در این صورت عقدمنوط به اجازۀ موکل است.

مبحث دوم – شرایط قانونی عقد ازدواج

قوانین مدنی کشورهای جهان از جمله افغانستان، حهت انعقاد عقد ازدواج نیز یک سلسله شرایط را در نظر گرفته اند که، مهمترین آن ها عبارت از اهلیت طرفین ازدواج، ثبت ازدواج در دفاتر رسمی و تکمیل معاینات صحی توسط طرفین در هنگام انعقاد عقد ازدواج و یا قبل از آن می باشد. هر یک از شرایط فوق الذکر را قرار زیر بیان می نماییم:

اهلیت طرفین ازدواج

ما این موضوع را تحت عناوین جداگانه به بررسی می گیریم، به ترتیبی که در قدم اول یک سلسله مطالب کلی و عمومی را در مورد اهلیت ازدواج ارائه می نماییم، سپس سن ازدواج را در اسناد بین المللی مطالعه نموده و بعداً ازدواج اشخاص مصاب به امراض اختلالات عقلانی را از نظر می گذرانیم.

الف – معلومات عمومی راجع به اهلیت طرفین ازدواج: از نظر حقوق دانان یک شخص زمانی اهلیت انعقاد عقد ازدواج را کسب می کند، که به سن معین قانونی رسیده باشد. از نظر آنان رسیدن به سن معین قانونی  نیز با در نظر داشت حالات فزیکی شخص، تآثیر اقلیم و آب هوا(سردی و گرمی) و غیره هر کدام از طرفین ازدواج متفاوت می باشد. بدین معنی امکان دارد که دختران نسبت به پسران زودتر قابلیت صحی جهت انعقاد عقد ازدواج را پیدا کنند، بر عکس پسران نسبت به دختران دیرتر به سن بلوغ می رسند. روی این منظور است، که قوانین مدنی اکثر کشورها جهت یک نواخت ساختن سن معین قانونی برای دختران و پسران حداقل سن ازدواج را تعیین کرده اند. رعایت سن قانونی حین ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در همه کشورهای جهان مورد توجه جدی مقننین قرا گرفته است. برای اجرای قوانین مربوط به اهلیت ازدواج تدابیری خاصی گرفته شده است. گرچه سن قانونی ازدواج در همه کشور ها یکسان نیست، ولی رعایت اجرای آن یک امر ضروری است. سن قانونی برای ازدواج مطابق صراحت مادۀ ۷۰ قانون مدنی افغانستان ۱۸ سال تمام برای پسران و ۱۶ سال تمام برای دختران تعیین گردیده است. در این جا لازم به یاد آوری است که اکثر کشورهای اسلامی امروز سنین مشخصی را برای ازدواج در قوانین مدنی خود تعیین کرده اند. برخی از آن ها به طور نمونه قرار زیر بیان
می گردد:  شاه محمود درویش            

ممکن است شما دوست داشته باشید