روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

روزگار سختی را که مدارس افغانستان سپری کرد

احمد شاه حامد

زمانی که امریکا در افغانستان هجوم آورد و تعدادی از مردم افغانستان نیز در صف امریکایی‌ها بسیج و برای کوبیدن طالبان آماده شدند.

دراین برهه‌ی تاریخ، وضعیت مدارس خصوصی در افغانستان به وخامت گرایید و مدرسه و اهلش روزگار سخت و دشواری را سپری کرد.

درآن شرایط، فضای دلهره و تشویش در مدارس حکم‌فرما بود و برخی‌ها با دیده‌ی توهین‌آمیزی به سوی طالب العلمان می‌دیدند.

مدارس دینی کاملا زیر پوشش امنیت ملی قرار داشت و هر طالب العلمی‌ که حرف از سیاست به زبان می‌آورد، محکوم به امارتی می‌گردید و القاعده و تروریست خوانده می‌شد و حتی حرف‌های مسالمت‌آمیزش هم جرم و جنایت پنداشته می‌شد.

در مدرسه‌ها زیر نام طالب، جاسوس استخدام می‌کردند و ازاین طریق معلومات استخباراتی به دست می‌آوردند و حلقه‌ی زنده‌گی طالبان مدرسه را  تنگ می‌ساختند.

طالبان علم حتی در خانه های شان هم در امن نبودند و امنیت ملی سایه‌آسا آنان را دنبال می‌کرد، در هر جایی که می‌رفتند از دایره‌ی توطیه و دسیسه‌ بیرون نبودند و هر حرف و حرکت طالبان علم، امارتی و مخالف جمهوریت، تلقی می‌گردید.

در بیست سال اشغال، به روز و روزگار مدرسه و طالب نه تنها که توجهی صورت نمی‌گرفت، بل‌که وجود هر طالب علم، خار چشمِ دولتمردان و زمامداران امور بود.

زمانی بود که حنیف اتمر، چپی دوآتشه‌، وزیر معارف اداره‌ی اجیر بود و طالبان علم را با القاب زشت یاد می‌کرد و مدرسه های خصوصی را مرکز افراطیت و تربیت‌گاه تروریست توصیف می‌نمود.

در این مسیر، اتمر تنها نبود، غنی، امرالله صالح و جمع کثیری از سیکولارها، دین‌ستیزان و مجاهدنماها وی را همراهی می‌کردند و در توهین علما و بستنِ مدرسه‌ها نقش داشتند.

آنان کتاب‌های دینی که در مدرسه‌ها تدریس می‌شدند را سخت انتقاد می‌کردند و با تدریس کتاب‌های علوم اسلامی مخالف بودند.

این یاوه‌گویی های اتمر و یارانش، احساسات علمای راسخ و ملت مجاهد را برانگیخت و با مخالفت جدی علما و مردم مجاهد مواجه شد.

علما، طالب العالمان که با دستار و لباس سنتی گشت‌وگذار می‌کردند، توهین می‌شدند و تحت تعقیب نیروهای کشفی و استخباراتی حکومت قرار می‌گرفتند.

نان و طعام نیز در مدارس به قلّت پیدا می‌شد، دولت با مدارس خصوصی سرِ دشمنی داشت و حتی مانعِ همکاری تاجران ملی در مدرسه‌ها می‌گردید.

برخی از مدرسه‌ها به اتهام داشتن رابطه و بسته‌گی با امارت اسلامی، شبانگاه‌هان مورد حملات وحشناک امریکایی‌ها و حکومت اجیر قرار می‌گرفتند و طالب العلمان و حافظان کلام الله مجید بی‌گناه و بی‌موجب به شهادت می‌رسیدند.

کسانی که اسناد تعلیمی و تحصیلی از مدارس دینی داشتند به آسانی در ادارات، توظیف نمی‌شدند و جرم شان هم، تنها طالب بودن و مدرسه خواندن بود.

به یاد دارم شبی بود که نیروهای قطعه‌ی خاص دولت اجیر بالای یک مدرسه در قریه عمرخیل ولسوالی نرخ ولایت میدان ـ وردک، عملیات وحشیانه یی انجام دادند که در نتیجه بیش از ۱۰ تن از طالبان علم و حافظان کلام الهی در حالی‌که غیر مسلح بودند، شربت شهادت نوشیدند و خون‌ پاک شان بر دیوارهای اتاق مدرسه، نقش بسته بود.

همچنان در دشت ارچی قندز مدرسه یی بمباردمان شد و جمع کثیری از عالمان دینی، طالبان علم و حافظان قرآن کریم شهید و زخمی شدند.

در طول بیست سال اشغال، ده‌ها مدرسه مورد حمله قرار گرفت و صدها طالب العلم که غیر از کتاب، چیزی در دست نداشتند شهید، زخمی و رهسپار زندان‌های جهنمی پلچرخی، بگرام و گوانتانامو گردیدند.

در توهین عالمان راسخ و تحریم مدارس دینی، امریکا و ناتو مستقیم دخیل بودند و نقش داشتند و این پروسه یکی از برنامه های شوم و شیطانی جهان کفری بود که با هماهنگی مزدورانش در افغانستان تطبیق می‌گردید.

امریکا، مدارس دینی را خیزش‌گاه و پایگاه بزرگ جهادی مسلمانان میداند و طالبان علم را به حیث مسلمان سیاسی، مجاهد و دشمن طراز اول خود در جهان می‌شناسد.

از همین رو، دشمنی امریکا و مزدورانش با ملا و مدرسه خیلی عمیق است و مدارس را سنگر مستحکمی در برابر خود میدانند.

اما مردم مجاهد و شهیدپروری هم بودند که در بیست سال اشغال از مسجد و مدرسه قاطعانه دفاع می‌کردند و باکمال فقر و بیچاره‌گی به طالبان و حافظان کلام الهی، نان و غذا می‌رساندند.

آنان به سخنانِ سیکولارها و مخالفان مسجد و مدرسه گوش نمی‌دادند و به حرف‌های آنان ارزش و اهمیتی قایل نبودند.

آنان مدرسه ها را خانه‌ی خود می‌دانند، طالبان علم را به حیث فرزندان صدیق کشور می‌شناسند و تا آخرین رمق حیات از مدرسه که سنگر تسخیرناپذیر جهادی مسلمانان است، حراست و پاسداری می‌نمایند.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید