روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

راهکار صلح و ثبات در افغانستان

صلح در سیره نبوی:

نگاهی به تاریخ اسلام نشان می دهد که سیره پیامبر نیز بر مبنای صلح و مسالمت است چه آنکه حضرت هرگز آغاز گر جنگ نبودند و در تمامی مدت زندگی پر برکتش به دفاع از دین اسلام برخواستند. اما شیوه حضرت در دفاع نیز مبتنی بر صلح و دوستی بود، چنانکه در سال های نخست حکومتش در مدینه برای ایجاد فضای امن و از بین بردن اختلافات میان مسلمانان مدینه پیمان اخوت را میان مهاجرین و انصار مطرح و اجراء نمود. پس از آن در وضع اولین اساس نامه قوانین اسلام، یهودیان مدینه را در دین و دارایی شان آزاد گذاشتند و آنان را در انسانیت و حقوق شهروندی با مسلمانان شریک دانستند.

بدین ترتیب از اولین اقدامات حضرت در حکومت اسلامی ایجاد صلح و دوستی میان همه اقشار جامعه بود.

نمود دیگری از سیره مصلحت جویی پیامبر زمانی است که شهر مکه فتح شد. پیامبر دستور داد سپاه او به چهار قسمت تقسیم شده و از چهار دروازه شهر وارد شوند. حضرت به صراحت دستور داد که جز به هنگام اضطرار به کسى تعرض نکنند و خون کسى را نریزند و به احدى تجاوز نکنند، بالاخره بدون جنگ و خونریزى شهر مکه توسط سپاه اسلام فتح شد و لشکر پیامبر وارد مکه شده و در کنار خانه خدا دور هم جمع شدند، ناگهان فرمانده سپاه پیامبر(ص) بالاى بلندى رفت و با صداى بلند فریاد زد:

“الیوم یوم الملحمه ” امروز روز انتقام است این نعره‏هاى پى در پى ترس و وحشت عجیبى در دل مردم مکه و سران آن ها انداخت تا حدى که قریش مرگ خود را به چشم مى‏دید. پیامبر مصلح اسلام در این هنگام که به آرزوی دیرینه خویش دست یافته بود و پس از تحمل سیزده سال رنج، این شهر را فتح کرده است، زمانی که چنین سخنانی به گوش پیامبر(ص) رسید حضرت بسیار آشفته شد وحضرت على(ع) را فرستاد تا پرچم را از او بگیرد و اعلام دارد که”الیوم یوم المرحمه» امروز روز رحمت ومحبت است.

در آن موقع حساس سخن آغاز کرد و قسمتى از تعالیم عالیه اسلام را بیان نمود. سپس خطاب به قریش فرمود: “اى گروه قریش فکر مى‏کنید که چه رفتارى با شما خواهم کرد؟ گفتند اى رسول خدا از تو جز نیکى و خوش رفتارى انتظار نداریم تو برادر کریم و فرزند برادرى کریم هستى”. پیامبر(ص) با خوشرویى فرمود: بروید شما آزاد هستید و کسى مزاحم شما نخواهد شد، این

جمله را فرمود و عفو عمومى را درباره قریش و مردم مکه که آنهمه سوابق دشمنى با وى داشتند، صادر کرد. پیامبر(ص) در اوج پیروزى انتقام نگرفت، دشمنان کینه‏توز خود را شکست داد ولى از آنها اسیر نگرفت و کسى را به قتل نرساند و اموال آنها را غارت نکرد بلکه با کمال مهربانى و مسالمت شهر را فتح کرد.

افغانستان متشکل از اقوامی چون پشتون، هزاره،تاجیک، ازبک،ترکمن، نورستانی و… است .اکثریت ۹۹ درصدی آنان مسلمان هستند و به دو مذهب شیعه و حنفی تقسیم می شوند. مردمی که سال ها طعم تلخ جنگ را با تمام وجود حس کرده اند.

پس از خروج نیروهای روس در سال(۱۹۸۹-م)پس از ده سال جنگ، مردم امید وار بودند تا در سایه صلح و آرامش زندگی را از سر بگیرند اما با خروج روس ها ، جنگ های داخلی و قومی در کشور به راه افتاد و این بار فقدان وحدت ملی باز هم شعله های جنگ را درافغانستان شعله ور ساخت و زمینه ظهور و پیدایش طالبان را رقم زد.

گروه طالبان در سال (۱۹۹۴-م) به قدرت رسید و در اندک مدتی کابل را تصرف کرد. این در شرایطی بود که کشور هم چنان درگیر جنگ های داخلی بود. این گروه با استفاده از اعتقادات مردم و با شعار پیاده کردن دستورات اسلام به قدرت رسید. با پیوستن گروه القاعده به سرکردگی اسامه بن لادن به این گروه به اوج قدرت خود رسید .

اما دیری نپایید که با قتل عام مردم در شهرهای مختلف خصوصا درشهر مزارشریف چهره واقعی این گروه نمایان شد. حمله به شهر مزار شریف برای قتل عام شیعیان در سال (۱۹۹۸-م) کشتاری خونین به راه انداخت. تعداد کشته شده ها در این شهر به حدود۶ تا ۷ هزار نفر تخمین زده شده است. این کشتار در شهر های دیگری چون یکاولنگ تکرار شد و قربانیان زیادی گرفت.

تلفیق این دو گروه با یکدیگر زمینه ساز بسیاری از حملات تروریستی و قتل ها و جنایات در افغانستان شد به طوری که تا به امروز،هنوز هم اخبار حملات تروریستی گروه القاعده در افغانستان از بسیاریاز مراکز خبری به اطلاع مردم می رسد.در این میان اختلافات قومی و مذهبی در میان ساکنین افغانستان نیز بر نا امنی دراین کشور دامن می زند . با توجه به آنکه طبق قانون اساسی مصوبه چهارم جدی در سال ۱۳۸۲شمسی و در ماده سوم از این قانون در افغانستان هیچ قانونی نمی تواند مخالف اعتقادات احکام دین مقدس اسلام باشد. با این حال شاهد هستیم که بسیاری از احکام اسلامی توسط این گروه نادیده گرفته می شود.

هر چند نمی توان نقش حملات تروریستی در عدم دست یافت به امنیت را در کشور نادیده گرفت اما عمل نکردن به فرامین اسلامی و غفلت از آموزه های قرآنی نیز مسبب بسیاری از اختلافات و تنش بین احاد جامعه اسلامی است که در نتیجه آن بسیاری قتل ها و تجاوزات، عدم امنیت در این کشور را رقم می زند.

بی گمان همین امر سبب شده تا بسیاری از کشورها نسبت به اوضاع امنیت در افغانستان ابراز نگرانی کنند و به دور نمای صلح و ثبات در این کشور هم چنان بدبین باشند.

آثار منفی عدم وجود صلح در افغانستان:

صلح و امنیت لازمه زندگی بشری است و عدم دستیابی بدان موجبات بسیاری از صدمات خواهد بود. بسیاری از جنایات و قتل ها و هتاکی ها، که دراین کشور ستمدیده رخ داده است از عدم وجود صلح و امنیت بهره می گیرد .

عدم صلح در یک اجتماع انس و مودت میان مردم را از بین می برد و نه تنها اتحاد ملی به وجود نخواهد آمد بلکه به اختلافات دامن و به همگان صدمه می زند. امری که در افغانستان به وضوح نمایان است.

امروزه دست یابی به علوم از مهمترین نیازهای جامعه افغانستان محسوب می شود. در چنین فضایی چگونه می توان به تحصیل و پیشرفت ودستیابی به علوم امید وار بود؟

مشهود است که برقراری عدالت و حق در جامعه اسلامی نیز نیازمند صلح و امنیت است. بدون صلح و امنیت کرامت انسانی نادیده گرفته خواهد شد و حقوق اولیه بشری چون تحصیل وبهداشت محقق نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید