روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

ذهنیت دموکراتیک

فرزانه آتوسا
بخش سوم
مردم فراموشی
مردم کشورهمیشه در پیرامون دستگاهِ قدرت قرار داشته اند و ساختارهای‌مذهبی‌‎سیاسی که زیرعنوان امارت‌اسلامی تجربه شده اند دیده شد که تمکینی برای مردم نداشته اند. مردم که در ساختارهای مدرن و جدید محوری‌ترین نقش و بنیادین‌ترین جایگاه را دارند حتا در نظریۀ‌مردم‌سالاری سرنوشت و آینده قدرت‌ها ازآنی مردم است و این مردم‌اند که چیستی و ماهیت قدرت‌سیاسی را تعیین می‌کنند دیده شد که کمتر دارای پسند قرار گرفت. تجربۀ طالبانی‌شدن قدرت وابزاری‌شدن‌مردم‌سالاری وهمچنان استفاده ابزاری از دین مقدس‌اسلام، ثابت کرد که مردم فراموشی و یا فرموش شدن مردم عادت این گروه‌ها بود.
ذهنیت ‌سیاسی کشور
عدم رعایت و درنظر نگرفتن نقش بنیادین مردم در سیاست سبب این خواهد شد که صلح‌طلبی در افغانستان دچار بن‌بست شود ومردم به گونه‌یی نسبت به فکر و اندیشۀ‌طالبانی کردن قدرت نه بگویند. مردم خواهان تغییر بنیادین و اصلاح رویکرد طالبانی‌شدن آیندۀ خود اند. اذهان‌جمعی همین است که هفده سال طالبان را بنا بر خشونت‌شان تجربه کرده اند. طالبان در دورۀ حضور شان در کابل، با مردم چنان برخورد کردند که تلخی آن رویدادها هنوز هم، ذایقه مردم را می‌آزارد. ازاین‌رو در مبحث ذهنیت طالبان در پروسۀ صلح، هنوز هم، کابوس‌ها و ترس‌های خطرناک استبداد طالبانی را مشاهده می‌کنند.
بااین تحلیل می‌توان گفت که در هفده سال پسین نوع بیداری و روشنگری در میان مردم سبب شده است تا ذهنیت سیاسی مردم سمت وسو داشته باشد.
امری که در محتوای صلح‌طلبی و کنش دولت در برابر طالبان پاسداری و دفاع از جمهوریت تلقی شده است. جهموریت مفهومی است که طالبان آن را امر ضد اسلام می پندارند و طرح جاگزین خود (امارت اسلامی) را عنوان می کنند. چیزیکه خلاف دین، معرفت دینی و خرد سیاسی است. به همین دلیل است که تفکر و بینش طالبان قابل پذیرش نیست و نمی تواند حامی داشته باشد. آنچه برای دولت مهم است این است که ذهنیت‌سیاسی و منشورسیاسی خود را در منظومۀ جمهوریت مورد گفتگو قرار دهد و نگذارد که اقتداربخشی و اتوریته‌بخشی آمریکاییان به طالبان چنین توهمی را جاگزین جمهوریت کند. تا نگذارد که دیدگاه‌های ماقبل مدرن و غیر خردی طالبان جاگزین ارزش‌های مدرن و عقلانی گردد.
بازتاب ذهنیت‌سیاسی مردم در واقع منظومه و دیدگاه‌های است که دولت این روز ها در گفتگوهای صلح مطرح می‌کند. قانون اساسی کشور محوریت این گفتمان‌سیاسی است. مردم به مثابۀ شهروند درچارچوب قانون اساسی خود را راحت و امیدوار می بینند از طرفی دیگر قربانی‌های سترگ و به شهادت رسیدن هزاران تن از سربازان شجاع این سرزمین در نبرد علیه تروریزم و دهشت‌افگنی و از بین رفتن مردم کشور خود نشانۀ بارز و برجستۀ نه گفتن به تفکر طالبانی در کشور است.
افکار بین المللی
افکار بین المللی عمدتا محوریت بشردوستانه و انسان‌گرایانه دارد تا واقعیت‌سیاسی و پیچیدگی ساختار بحران در کشور. بسیاری از کشورها که مسئولیت نظارت از منشور سازمان ملل‌متحد را دارند و می‌خواهند که حقوق بشر در جهان به ویژه در کشورهای در حال جنگ مراعات گردد. نگران کارکرد و خشونت‌طالبانی در کشور اند. این‌ها به پدیدۀ صلح کشور از منظر بشرگرایی و حقوق بشر می‌بینند نه ارزش‌های دموکراتیک و باز سیاسی. در حالی‌که دسترسی مردم افغانستان به ساختار مردم‌سالار و مدرن و دولت‌پاسخده، بخشی از حقوق مردم و حقوق شهروندی است. در واقع افکار بین المللی برخاسته از واقعیت جنگ و جنایت طالبان در کشور نیست. واکنش‌ و موضع‌گیری‌های‌ آنان نسبت به رویداد های ضد بشری طالبان نیز تیره و کم رنگ اند. بنابراین دستگاه‌سیاسی و عمدتا دیپلماسی کشور باید در راستای بهتر سازی و اصلاح نگاه و برداشت جامعۀ‌جهانی تلاش کنند تا بتوانند افکار بین المللی از نگرش و نظرگاه واقع گرایانۀ سیاسی برخوردار باشد. همچنان افکار جهانی به ویژه کشورهایی که در امر آوردن صلح برای افغانستان همکار اند در راستای دموکراتیزه کردن پروسۀ صلح آماده شود. یعنی صلح باید قیمت دموکراتیک و مردم‌سالار باشد. پس ازاین همه مبارزه علیه دهشت‌افگنی و قربانی عظیم ما مُحق هستیم تا به ساختار رو به توسعۀ‌سیاسی برسیم.
امریکاییان نیز باید در راستای همگرایی‌جهانی و ایجاد کنگرۀ جهانیان برای رای و نظرخواهی صلح کشور روش‌ها و سازه‌های دیپلماسی را در نظر بگیرند و بتوانند ازاین طریق مشروعیت رفتار وعمل در صلح را عملی سازند. زیرا تا کنون به شیوۀ راه رفته اند که نوع مشروعیت زدایی یا دولت‌زدایی را در کشور مبرهن کرده است. افکاربین‌المللی باید منشور بومی و ملی کشور را مبنای همکاری خود تلقی کند درغیر اگر هر کشور به میزان نگرش و برداشت خود در مسیر صلح کشور گام بزند این عمل سبب شکل‌گیری صلح منفی و ناپایدار در کشور خواهد شد.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید