روزنامه ملی انیس
روزنامه انیس یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های چاپی در افغانستان می‌باشد. این روزنامه برای اولین بار در 15 ثور سال 1306 ه ش اولین نسخهٔ خود را در کابل منتشر کرد.

((جنگ کفر و ایمان)) یادی از شهید محراب و منبر

حکمت

شهید مولوی مجیب الرحمن انصاری رح از آوانِ کودکی مجاهد بود و حنجره‌ی زیبایش ترانه‌ی ❪جنگ کفر و ابمان❫ را زمزمه می‌کرد.

این  عالم بلندآوازه و شهید نامدار ترانه‌ ❪ جنگ کفر و ایمان❫ را در زمانی فریاد می‌کشید که سال‌های آغازین تجاوز امریکا و ناتو در افغانستان بود و امریکا و همکاران داخلی‌اش در وجب وجب این سرزمین، بیداد می‌کردند.

آن زمان، زمانی بود که هیچ‌فردی نمی‌توانست فریاد آزدی‌خواهی را از ترس امریکا و جاسوسان شان بلند کند.

اما شهید مولوی انصاری رح با وجودی که کودک بیش نبود، ترانه‌ی ❪جنگ و کفر ایمان❫ را با صدای دل‌انگیز و لحن انگیزه‌آفرین‌اش زمزمه می‌کرد و ملت شریف افغانستان را به سنگرهای داغ جهاد، علیه اشغال و تجاوز فرا می‌خواند.

این ترانه‌ی دل‌انگیز در یک محقل دستار بندی در محوطه‌ی خوانده شده که اطراف آن را سنگ های چیده‌شده احاطه کرده است و فاضلانِ صحاحِ سته و حافظان قرآن مجید در آن حصار ❪دستار فضلیت❫ می‌بندند.

آن زمان، زمانی بود که رژیم سفاک و جمهوریت پوشالی نمی‌گذاشت که مراسم ❪دستاربندی‌❫ها در فضای باز و در اجتماع بزرگ و پرشکوهی برگزار گردد.

علما و روحانیون مجبور بودند در احاطه‌ی سنگ‌ها و در میان صخره‌ها محفل خود را برکزار نمایند.

هوتل‌های مجلل و سالن‌های لوکس آن‌گاه در خدمت محافل بزرگ دولتی ـ امریکایی و در خدمت عروسی‌هایی که با مصارف گزاف و کمرشکن و رقص و پاکوبی‌ها از طرف عیاشان دولتی برگزار می‌شدند، قرار داشتند.

آنگاه علما حق سخن گفتن را نداشتند و اگر می‌گفتند هم باید به نفع امریکای اشغالگر و غلامانش حرف می‌زدند.

در غیر آن علما محکوم به حبس و زندانی می‌شدند و یا هم طرح ترور شان از طرف امنیت ملی ❪سازمان جاسوسی❫ ریخته می‌شد.

اما در این روزگار تلخ و تاریک، شهید مولوی انصاری که کودک بیش نیست، ملبس با لباس حافظان قرآن و طالبان مدرسه، فریاد آزادی‌خواهی بلند می‌کند و با ترانه ❪جنگ و کفر ایمان❫ سکوت ملت مظلوم و به‌خون نشسته را می‌شکند.

ازاین دانسته می‌شود که جهاد و مبارزه در فطرت این عالم مبارز نهفته بوده است و خدای دانا و توانا جوهر تابناک و ارزشمندی را در ضمیر این جوان، نهاده بوده است.

رب‌العزت برخی‌ها را ذاتاً جوهر می‌بخشد و نیت مبارزه و جهاد را در سرشت و نهادش عجین می‌سازد.

شهید مولوی انصاری از زمره‌ی کسانی بود که ذاتاً مجاهد بود و از آوان طفلی تا آخرین نفس، دست از جهاد، مبارزه، دعوتگری و روشنگری بر نداشت و بالآخره در این مسیر برحق، وجود نازنین‌اش را پاره پاره و شربت شهدآگین شهادت را نوشید.

شهادت، در عالم دنیا برای مسلمان واقعی و مجاهد، بزرگ‌ترین افتخار و برازنده‌ترین گزینه است.

برای مردان مبارز مرگ زیر لحاف، ننگ تاریخ است و به هیچ صورت نمی‌خواهد که در همچون حالت، بمیرد و جام مرگ سر کشد.

مردان شمشیر و مبارزه پیوسته با سلاح جهادِ سنگری و فکری، جان داده اند و سر خود را در کف دستانِ خود گرفته در میدان جهاد و مبارزه شتافته اند و مانند مهتاب در دل تاریکی‌ها درخشیده اند.

انسان‌های باشرف و مجاهد، مرگ باعزت را بر زندگی ذلت‌تار ترجیح می‌دهند و نارسیده به فصل خزان زندگی، بهار عمر خود را وقف راه جهاد، عزت و شهادت می‌نمایند.

از همین جهت است که اکثر مجاهدمردان در بهار عمر شان، جام شهادت می‌نوشند و با خون پاک خود لاله‌زارهایی را در دل دشت‌ها، دامنه‌ها و کوهسارها، می‌آفرینند.

پرواضح است کسانی که در جوانی، زنده‌گی خود را وقف راه جهاد، آزادی و روشنگری می‌کنند، از منزت‌ها و درجات بلندی در پیشگاه رب العالمین برخوردار استند و در روز قیامت نیز با قامت برافراشته، سینه‌ی پرستاره و جبین درخشنده در میدان حشر حاضر خواهند شد.

الحمدلله والمنّه در عرصه‌ی جهاد، دفاع از اسلام، آزادی‌خواهی و شهادت‌طلبی‌ها، افغانستان یکی از سرزمی‌های پیشگام در جهان است و خاک ـ خاک و سنگ ـ سنگش شاهد مبارزات اسلامی، فداکاری‌ و گواهِ خون شهدای گلگون‌کفن استند.

در آخر به درگاه رب‌العزت دست نیایش بلند می‌کنیم که خدای مهربان و بزرگ جانبازی‌ها، قربانی‌ها و مبارزات شهادت‌طلبانه‌ی پیر و جوان این ملت مجاهد را به درگاه خود مقبول و منظور گرداند، افغانستان عزیز را برای ابد آزاد و آباد و روح مطهر شهدای گلگون‌کفن کشور را شاد و شکوفا داشته باشد.

 

آمین یارب العالمین

ممکن است شما دوست داشته باشید