روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

جنبش هنر برای هنر پرخاشی بود به بهره گرایی

در قرن شانزدهم بود که در اروپا به دنبال جنبش «رومانیزم» «و رنسانس» دگرگونی های عمیق در عرصه های مختلف حیات اجتماعی پدید آمد، که منجر به پیدایش مکتب ها و سبک های مختلف ادبی و هنری گردید که هر کدام آن نماینده نیازهای جامعه در دوره های خاص خود بوده اند، که می تواند از مکتب کلاسیزم به عنوان اولین مکتب ادبی اروپایی نام برد. بدین ترتیب در نتیجه تحولات عمیق اجتماعی اعم از (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) در اواخر قرن نزدهم بودکه مفکوره «هنر برای هنر» یا «ادب برای ادب» برضد مفکوره رومانتیزم ظهور کرد. اینگونه طرز دید با آثار ادبی هنری، ارزش و جایگاه اجتماعی آثار ادبی هنری را که هنر باید در خدمت مردم و جامعه باشد منتفی و هنر را از رسالت و اصالتش بدور می ساخت.

به عقیده پیروان این مکتب شاعر و هنر مند به هیچ وجه نمی خواهد، که شعر و اثرش دارای امید و آرزو و خواهشی باشد، فقط برای هنر محض احترام قایل است و به زیبایی شکل و طرزبیان اهمیت خاص می دهد. به عقیده پیروان این طرز فکر شعر و ادب وسایر پدیده های هنری «نباید بخنداند و نه باید بگریاند؛ بلکه باید فقط زیبا باشد و هدف خود را در خود بجوید.» سودی آنچه متذکر شدیم، واژه ادب برای ادب، که در ادبیات اروپایی بنام «پاراناسیزم» نیز یاد می شود به لحاظ واژه شناسی باید گفت که «پاراناس» در اساطیر یونانی نام کوهی بوده است که در آن نه دختر خدای اسطوره یونان «زیوس» که الهه علم، هنر و ادبیات است در آن اقامت دارند، اما از نظر اصطلاحی مکتب پارناس گروهی از شاعران جوان به رهبری «کولینت دولیل» و «ثارل بودلر» و دیگران اطلاق می شود، که در نیمه قرن نزدهم یعنی سالهای ۱۸۶۰ م به مخالفت با رومانتیزم برخاسته اند و تحت تأثیر تفکرات و آیین هنر برای هنر محافل ادبی تشکیل دادند، که هدف آنان ارائه هنر در حد کمال و رسیدن به زیبایی مطلوب و آرمانی بود.

محتوای اشعار پاراناس بربنیاد و تفکرات و عقاید پیروان آن مکتب بود، که قالب ادبی یی برای شعر برگزیدند، چون از نظرآنان:«وقتی کلام به اوج زیبایی برسد در قالب شعر ظاهر می شود.» بنابر این از نیمه دوم قرن نزده به بعد تیوری هنر برای هنر جنبشی بود مربوط به «پارمانتی سیزم» در دنیای بورژوازی آن روز گار بعد از انقلاب صنعتی و کمون پاریس همراه با واقع گرایی، بوجود آمد که هدف آن، بازرسی زوایایی تاریک جامعه و انتقاد از آن است. ضمناً هنر برای هنر یعنی طرز فکری که توسط بودلر شاعر بزرگ که اساساً واقع گرابود اتخاذ شد و خود پرخاشی بود به بهره گرایی؟ عامیانه و اشتغال فکری ملال انگیز به کسب کار بور ژوازی.

این جنبش از عزم هنر مند برای اجتناب از تولید کالا در دنیایی که همه چیز به کالای فروشی تبدیل شده است ناشی شد. والتزبینامین، رساله نگار برجسته آلمانی، که خود در حین پناهندگی از حکومت هیتلر دست به خود کشی زد، در تعبیری نومایه از آثار بودلر، کوشید خلاف این نکته را ثابت کند وی می نویسد: «درک دقیق بود لر از ماهیت کالاها او را مجبور می کرد که بازاری را به عنوان آزمون عینی باز شناسد، بود لر در پی یافتن محلی برای آثار خود بود و بنابرین، دیگران را کنار می زد… اشعار وی مشحون از ابداعات ویژه یی است که هدف آن زایل کردن اثر شعرای دیگر است؛ در قبال این عقیده من علاقمندم آنچه را که سالها پیش خودم نوشته ام مجدداً تایید کنم» بود لر در برابر جهان دود اندود بورژوایی، تمثال مقدس زیبای را برفراشت، زیبایی برای ریاکار عامی و زیباپرست زود رخ وسیله گریز از واقعیت، تصویر مقدس سیراب کننده و مسکن سهل الوصول است لاکن زیبایی از شعر بود لر، سنگ پیکر عظیم و الهه سخت و نرمش ناپذیر سرنوشت است، فرشته خشم است که شمشیر آتشین بدست دارد، دیدگانش جهانی را که در آن زشتی، ابتذال وعدم انسانیت چیره است محکوم می کند، شعر پیراسته، سیمای نهفته و فساد مستنز در برابر در خشش آن برهنه و آشکار می گردد. گویی تمدن سرمایه داری را به محضر داد گاهی انقلابی فرا میخواند، زیبایی به داوری می پردازد و حکم خود را در قالب مصرع های چون فولاد آبدیده اعلام می دارد. 

اما بنیامین تحلیل خود را به طریق زسرگسترش می دهد. «عنصر تعیین کنند، در تصویری که ما از بود لر در دست داریم اینست که: وی اولین کسی بود که پی برد بورژوازی در شرف پس گرفتن سفارش خود به هنرمند است. گرچه درک این امیر عواقب خطیری در برداشت، کدام سفارش اجتماعی باثباتی می توانیست جای آن را بگیرد؟ هیچ طبقه یی احتمال نداشت از عهده چنین سفارش ادبی بر آید. تنها امکان ممکن برای کسب معاش بازار سرمایه داری بود. تقاضای کوتاه مدت ممکن نبود که ذهن بودلر را مشغول میداشت، بلکه تقاضای دراز مدت نهان بود…» لاکن ماهیت بازار جایی که این تقاضا باید در آن کشت می شد چنان بود که هم شیوه زندگی و هم شیوه تولید را تحمل می کرد که با شیوه زندگی شعرای پیشین بسیار متمایز بود، بودلر مجبور بود برای شاعران جامعه ادعای منزلت نماید که دیگر منزلتی برایش باقی نمانده بود که نثار کسی کند. 

ع.ح.اسکندری

ممکن است شما دوست داشته باشید