روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

جان استوارت میل؛ اهمیت کیفیت لذت و رنج در محاسبه اخلاقی

پوهاند قدرت الله اعظمی

بخش دوم

اهمیت کیفیت لذت رنج در محاسبه اخلاقی: در حالی که جان استوارت میل، حکیم و اقتصاددان، و پیرو مکتب بنتام بود، ناتوانی نظر او را به خوبی در یافت و کوشید تا برای اخلاق مبنای دیگر بیابد. به نظر او انسان دارای «وجدان اخلاقی» است و به وسیله آن در می یابد که سود او جدا از منافع دیگران نیست. انسان به تجربه دریافته که سرنوشت او با دیگران آمیخته است و در نتیجه همین تجربه وجدان اخلاقی او رابطه بین منافع فردی و اجتماعی را انتزاع می کند.

قانونگذار نیز باید از این «عادات روانی» استفاده کند و روشی برگزیند تا فرد، در راه جستجوی سود خود، منافع جامعه را نیز تأمین کند. برای تعدیل خود خواهی و سود جویی فرد، دو طرز گونه گونی را باید سنجید: اول در مرحله نخست بین لذتهای مادی و معنوی تفاوت نداشت و دسته دوم را برتر از خواهش های حیوانی اندیشید، یعنی در هدف اخلاق کیفیت لذت را نیز دخالت داد و محاسبه شدت و ضعف و معیار آنرا تناسب داد و دوم این که در مرحله بعد نیز اعلام داشت که عده ای کارها چون به دیگران زیان می رساند و منافی مصالح عمومی است، نامشروع تلقی می گردد و قانونگذار با تعیین کیفر خاص آنها را منع می کند و اشخاص به خاطر اینکه دچار زحمت نشوند، از انجام این نوع اعمال خودداری نمایند.

در حالی که فلسفه استوارت میل نیز از انتقاد مصؤن نمانده است: در مورد ترجیح لذتهای معنوی و عقلی به خواهش های حیوانی می توان به او ایراد گرفت که پای از دایره حس و تجربه بیرون نهاده و عامل آرمانی دیگری را در محاسبه لذتها دخالت داده است. آنرا، اگر از او پرسیده شود، چرا لذتهای معنوی والاتر است با معیار سود و زیان به مشکل می تواند به آن پاسخ داد و ناگزیر برای تمیز نیک و بد معیار دیگر را دخالت داد.

درست است که غالب مردم از بیم مجازات کار ناشایسته نمی کنند، ولی معلوم نیست به چه دلیل عده ای از کارها قابل مجازات شناخت شده است؟ زیرا ضرر زدن به دیگران، به خودی خود، قابل نکوهش نیست و به همین دلیل در رقابتهای تجاری بسیاری از این نوع اعمال «مشروع» تلقی شده است پس باید برای تمیز خوب و بد اعمال راه دیگری جست و صرف نظر از سود و زیان کارها، درست و نادرست را از هم باز شناخت و باید دانست که جان استوارت میل از جمله شیفتگان آزادی وعدالت است و اعمال زور و بازرسی عقاید را حتا از طرف دولتی که نماینده اکثریت است، زیان بار و مذموم می شمارد
او در کتابی که در باره «آزادی» نوشته در این زمینه می گوید: اگر همه مردم جهان جز یکی یک عقیده می داشتند و یک نفر عقیده مختلف می داشت، همه مردم جهان به همان درجه حق نداشتند یک تن را خاموش کنند که آن یک تن، اگر قدرت در دست اومی افتاد، حق نداشت همه مردم جهان را خاموش نماید راه تأمین منافع عمومی را در حفظ آزادی فرد و رقابت های خصوصی دانسته است، و همین امیر، با وجود تمام مخالفتهایی که به اساس نظریه حقوق طبیعی کرده است، آنها را به نتایج این مکتب نزدیک می کند.

بنیاد فلسفه استوار میل همان نکته است که وسیله انسان در تحصیل معلومات هماناحس و تجربه است. در علم به جزئیات همه متفق اند که وسیله اش حس است و «قول قدماحس ظاهرو حسن باطن». علم به کلیات راهم که معمولاً کار عقل می دانند میل منتسب به حس می کند و می گوید آنچه را ادراک کلیات می گویند نیست مگر جمع و ترکیب معلومات که به حس و هم برای ذهن حاصل می شود. اگر بخواهیم به اصطلاح قدما سخن بگوییم، آن معلومات جزئی به وسیله حس دوم دریافت می گردد، به وسیله حافظه و خیال در ذهن می ماند، و قوه متصرفه و متخیله آنان را باهم جمع و ترکیب می کند. این جمع و ترکیب به طبق قواعد آن عملی از ذهن صورت می گیرد که اروپائیان در آورده اند که ما «تداعی معانی» ترجمه شده است. پس در واقع تعقل جز جمع معانی چیزی نیست. بنابر این قواعد تداعی معانی یکی قاعده مقارنه و مجاورت است، یکی قاعده مشابهت شده می تواند.

قاعده مقارنه و مجاورت این است که چون دوچیز مقارن یکدیگر یا نزدیک به یکدیگر در زمان و مکان به ادراک ذهن در آمدند، ذهن هرگاه یکی از آنها را در می یابد دیگری را به یاد می آورد.

قاعده مشابهت این است که ذهن از ادراک چیزی چیز دیگری را که شبیه به آن است به یاد، می آورد. اضداد هم در حکم مشابهات اند، زیرا دوچیز تا با هم از جهت اشتراک. نداشته باشند متضاد نخواهند بود.

این عمل ذهن که از چیزی بواسطه یا مشابهت ذخیره دیگر را به یاد می آورد، یعنی وقوع این جمع و ترکیب یا به اصطلاح جدید این تداعی معانی به واسطه تکرار یا به واسطه شدت تأثیر قوت وضعف می پذیرد. یعنی هرگاه دو چیز مجاور یا مشابه مکرر باهم ادراک شدند، تداعی آنها نسبت به یکدیگر قویتر و سریعتر خواهد بود همچنین هرگاه دوچیز مشابه یا مجاور در ذهن تأثیرات شان شدید بوده است یکدیگر را زودتر تداعی می نمایند.

چون این فقره را دانستیم می گوییم: به عقیده استوارت میل دو امر که بنیاد علم انسان بلکه بنیاد وجود است، وبرحسب ظاهر از آن مسلم ترچیزی نیست. شبه وفریبی است که برای انسان از تداعی معانی دست می دهد:

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید