روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

انگیزه روسیه در جنگ با اوکراین و سیاست آمریکا در قبال آن

نویسنده:علاوالدین ساحل

با وارد شدن جهان به یک فصل جدید، رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین اقدام به جنگی نموده است تا غرب را وادار به این اعتراف کند که رویای ساختن تشکیلاتی برای امنیت اروپا به این امید که روسیه به شکل مسالمت‌آمیز با توسعه ناتو به شرق موافق خواهند بود، به سادگی جامه عمل نخواهد پوشید.

پوتین همواره بر اساس بیانات، برداشت و انتظارات دیرینه اش در قالب یک الگوی نجات برای جمع‌آوری سرزمین‌های اسلاوی اتحاد جماهیر شوروی سابق اقدام کرده و به همین روال ادامه میدهد. او همچنان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را یک فاجعه جبران‌ناشدنی و تراژیدی بزرگ ژئو استراتژیک می‌داند که روسیه را از موقعیت قدرت بزرگی محروم کرده است.

و در رابطه به اوکراین که چندین دلیل حیاتی برای مسکو دارد، که مهم‌ترین‌ها ازاین قرار است: از لحاظ تاریخی روسیه، کیف را به عنوان خاستگاه تاریخی خود که اولین دولت روس در آن شکل گرفته است با اهمیت میداند و از لحاظ مذهبی کیف منشا و محل بنیان کلیسای ارتدوکس روسیه محسوب می‌شود و از لحاظ هویتی و فرهنگی نزدیک به ۲۰% از جمعیت اوکراین روس‌زبان هستند و از لحاظ اقتصادی که بسیاری از صنایع در زمان اتحاد جماهیر شوروی در اوکراین قرار داشته که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به اوکراین تعلق گرفت. و در پهلوی همه‌ی این موارد، روسیه همچنین ۸۰% گاز طبیعی و ۷۵%  نفت خام خود را از طریق اوکراین به اتحادیه اروپا صادر می‌کند. و از لحاظ راهبردی اوکراین، نقش یک خط ارتباطی بین روسیه و اروپا را ایفا کرده است.

می توان به این شکل هم توضیح داد که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اوکراین به عنوان مرز روسیه و ناتو شناخته شده است بنابراین اوکراین سنگرگاه روسیه علیه ناتو محسوب می‌شود.

ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه سالیان دراز را برای تجهیز ارتش این کشور وقت گذاشته است که بتوانند در عرصه سیاست جهانی و کسب احترام به عنوان یک قدرت بزرگ حضور فعال داشته باشند. هدف پوتین از قدرت‌نمایی در سطح جهان ترساندن کشورهای همسایه است، تا اراده و قدرت نظامی روسیه را به رخ بکشد. ولی گسترش روز افزون ناتو به شرق، این جاه‌طلبی پوتین را دچار مشکل نمود، ازین‌رو یکی از دلایل عمده جنگ در اوکراین عضویت بالقوه اوکراین در ناتو است و این امر امکان استقرار یافتن نیروهای نظامی ناتو را در اوکراین بیشتر می‌کند.

تصمیمات و عملکرد فعلی پوتین در قبال اوکراین ساقط کردن دولت طرفدار غرب در اوکراین است و این تضمین را برای مسکو به وجود می‌آورد مبنی براین‌که اوکراین در مدار روسیه باقی می‌ماند یا حداقل در تقابل مسکو و ناتو بعنوان یک منطقه بی‌طرف تبدیل خواهد شد.

تهاجم روسیه به اوکراین تولد فصل تازه ای از تحولات تاریخی در سطح روابط بین الملل است؛ رویدادی که حاصل مجموعه ای از متغیرهای اقتصادی و سیاسی بوده و تحول ساختار نظم جهانی و تعادل قوا را که طی سه‌دهه گذشته بوجود آمده بود را بر هم زد.

این جنگ جدا از تحلیل‌های تاریخی و سیاسی یکی از اقدامات و عملکرد هایی یک سیاست‌مدار ارشد جهانی برای بقای قدرت و تضمین اقتدار خود با قبول هزینه‌های گزاف انسانی و مالی است.

کنش و اقدام سخت و خسارت‌بار پوتین که غبار جنگ  اوکراین را بر سقف آسمان جهانی به ویژه اروپا پخش کرده، بخشی از سیاست‌گذاری نهانی دولت روسیه برای تضمین بقا و اقتدار خود در نظام جهانی است که بر دو محور بنا شده است:

۱-  حملات نظامی بمنظور سرکوب کردن تهدیدات نزدیک مرزی جهت جلوگیری از گسترش بیشتر ناتو به شرق اروپا.

۲-  به وسیله نیرنگ‌های سیاسی کشاندن رقبا و قدرت های هم‌طراز شان در سطح منطقه و جهان به یک فرایند فرسایشی با هدف تضعیف و فروپاشی منابع قدرت و بقای آنان به ویژه در حوزه اقتصاد و سلب مشروعیت سیاسی از اتحادیه اروپا و آمریکا در افکار عمومی جهانی.

دلیل دیگر که برای توجیه انجام عملیات ویژه نظامی پوتین در اوکراین روایت می‌شود، محافظت از اقلیت های قومی روس در خارج از روسیه به خصوص در منطقه دُنباس است.

پوتین در سخنرانی‌ها و بیانات اش بارها به این نکته اشاره داشته که اوکراین بستر تمدن روسیه و قلمرو مسیحیت ارتدوکس روسی است و حتی ادعا نموده که بخش بزرگ این قلمرو مربوط به روسیه می‌باشد.

تحلیل‌گران سیاسی و تاریخی کلید جنگ روسیه و اوکراین را که ابتدا در گرجستان در سال ۲۰۰۸ با حمله نظامی به گرجستان و اشغال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در سال ۲۰۰۸ زده شد با الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه پس از برگزاری یک رفراندوم در این منطقه در سال ۲۰۱۴ ادامه پیدا کرد و با لشکرکشی به اوکراین در ۲۰۲۲ ادامه دار شده است. بحران به‌وجود آمده در اوکراین از این منظر دارای اهمیت است که مقدمات آن هم از منظر داخلی و منطقه ای از سال‌ها قبل به تدریج شکل گرفته است.

از همان ابتدای فروپاشی شوروی رویکرد غرب‌گرایی در سیاست روسیه در دوره ریاست جمهوری بوریس یلتسین شکل گرفت.

اما از آن‌جایی که روس ها همواره در دوره تزاری و حتی در دوره نظام کمونیستی نشان داده بودند، هویت مستقل و مقتدر برای روسیه قایل هستند به زودی با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین بازگشت به این هویت مورد توجه قرار گرفت و تنها به زمان بیشتری نیاز بود تا این هویت تقویت، رشد و بالندگی لازم را کسب کند. ریشه جنگ روسیه و اوکراین را می‌توان در تغییرات و تحولاتی دانست که در نظام جهانی و کشور اوکراین در سال‌های اخیر صورت گرفته است.

اوکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به‌عنوان یک کشور تازه استقلال‌یافته در روابط خود با شرق‌وغرب دچار فرازونشیب‌هایی فراوان بوده و به لحاظ اینکه اوکراین مهم‌ترین بخش و قسمت جدا شده‌ی شوروی سابق بوده، روی این ملحوظ روسیه به اوکراین به دید یک سد مهم نفوذی می‌نگرد و در صورت از دست‌ رفتن آن، موانع دیگر در موقعیت های مانند قفقاز و آسیای میانه نیز از دست خواهند رفت، بنا به این لحاظ جهت ضرورت امنیتی و حفظ هژمونی خود با تمام توان و با آگاهی به این‌که سخت و پرهزینه خواهد بود پا به میدان گذاشت.

دلیل دیگر که مسبب حمله روسیه به اوکراین و انجام عملیات ویژه نظامی گفته می‌شود، گویا نازی‌زدایی و غیر نظامی شدن اوکراین است.

از آنجایی که اوکراین بنا به درخواست عضویت در پروسه ( ابتکار مشارکت شرقی اروپا ) حضور داشت یکی از بهانه های دیگر حمله روسیه به اوکراین تلقی می‌شود و مهم‌ترین تاثیر جنگ اوکراین بالای اروپا را می‌شود بازگشت و رجعت آن به عصر منازعات ژئوپلیتیکی و گذار از اروپای هنجاری و ارزش‌مدار به اروپای منافع محور و قدرت‌مدار بر شمرد، و این یعنی لطمه‌زدن بر مشروعیت اروپا در سطح افکار جهانی.

در کل برای اینکه بخواهیم از انگیزه تهاجم روسیه به اوکراین جمع‌بندی داشته باشیم، اگر چه روسیه در نبرد نظامی در اوکراین به کندی پیش می‌رود و تحت شدیدترین تحریم های بین المللی قرار گرفته، اما با توجه به اینکه قدرت‌گیری ناتو در شرق اروپا به معنای تضعیف قدرت روسیه و تهدید واقعی برای تمامیت ارضی آن است، لذا روس‌ها برای جلوگیری از این اقدام ناتو در صورت لزوم از توان اتمی خود نیز استفاده خواهند کرد و چه بسا این اقدام زمینه را برای شروع جنگ جهانی سوم نیز فراهم خواهند کرد.

بررسی سیاست و اهداف آمریکا در قبال جنگ اوکراین و روسیه:

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برگ برنده ای برای ایالات متحده آمریکا به دست داد. ایالات متحده آمریکا، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مهره اساسی ناتو و یکی از کشورهایی است که با توجه به گسترش کمک‌های نظامی به اوکراین به نظر می‌رسد جنگ قدرت را با روسیه در زمین اوکراین بازی می‌کند.

ارسال تجهیزات جنگی و ادوات نظامی و اختصاص میلیاردها دلار کمک و ایجاد هزینه از سوی آمریکا با توجه به سابقه کمک‌های جهانی ایالات متحده تنها نمی‌تواند کمک به دولت زلنسکی برای مقابله با تهاجم روسیه به اوکراین باشد، بلکه قطعا دولت جوبایدن از تداوم روند ارسال تجهیزات جنگی اهداف گوناگونی را دنبال می‌کند.

در بیانات اخیرا وزیر امور خارجه روسیه در یک نشست مطبوعاتی حاکی از آن است که جنگ در اوکراین یک درگیری نظامی بین روسیه و کیف نیست، بلکه جنگ نیابتی است که در آن قدرتمندترین ائتلاف جهان (ناتو) از اوکراین به عنوان زمین بازی سیاسی خود برای رسیدن به اهداف شان استفاده می کنند. واین ادعای سرگئی لاوروف را مجله واشنگتن پست نیز مورد تائید قرار داده و گفته است که روسیه هدف بی‌رحمانه‌ترین جنگ نیابتی در تاریخ مدرن قرار گرفته است.

جنگ‌های نیابتی از ایام قدیم به عنوان ابزاری برای رقابت قدرت‌های بزرگ مورد استفاده قرا می گرفته که در آن شکل از جنگ بدون برخورد مستقیم طرف های درگیر، توان نظامی یکی از طرف های درگیر به بازی گرفته شده و تضعیف می شده است.

سابقه سیاست خارجی ایالات متحده در جنگ های نیابتی، همواره این بوده که این کشور در پهلوی تامین اسلحه،پول ومعلومات مهم به شریک استراتیژیک خود که کمک میکند حس رضایت برای جنگیدن با رقیب خود را پیدا کند، آمریکا را نیز به اهداف اش نزدیک‌تر کند.

یکی از اهداف ارسال تجهیزات نظامی آمریکا به اوکراین در این شرایط حساس، به رونق گرفتن تولید تجهیزات نظامی و بهتر شدن اقتصاد این کشور نیز است. و هدف دیگری را که می توان از ارسال تجهیزات نظامی‌ و کمک‌های مالی ایالات متحده به اوکراین نام برد همانا تضعیف قدرت نظامی روسیه و طولانی شدن روند جنگ در این کشور است و از طرفی دیگر خواستار عضویت سوئد و فنلاند در سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برای القای شکست روسیه در این جنگ نیابتی است.

و مقامات روسی در قبال ارسال این کمک‌ها واکنش نشان داده و هشدار داد که در صورت تداوم روند ارسال تجهیزات به اوکراین از سوی ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو، عواقب بسیار خطرناکی را در پی دارد و قویاً احتمال می‌رود که این درگیری منجر به جنگ هسته ای تمام عیار خواهد شد.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید