روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

احزاب سیاسی باید منافع ملی‎را بر منافع فردی ترجیح دهند

آنچه که در اصلاحات خیلی پررنگ مطرح شده و می‌شود  مسئله احزاب، دموکراسی و توسعه سیاسی است. همه می‌دانند که توسعه سیاسی بدون دموکراسی و دموکراسی بدون احزاب معنا و مفهوم ندارد.

باتوجه به بار مسئولیت فعالیت سیاسی که بر دوش احزاب است همه باید تلاش کنند که در این کشور احزاب به شیوه دموکراتیک نهادینه گردند و همه خود را موظف بدانند که فعالیت سیاسی را در قالب اصول و به صورت قانونمند اجرا کنند.

قسمیکه گفته اند، معنا ندارد که شخصی در هر سطحی که باشد، بخواهد فعالیت سیاسی کند ولی با حزب و حزب‌گرایی مخالف باشد. حتی معنا ندارد کسی بخواهد فعالیت سیاسی و تشکیلاتی کند و خودش در هیچ حزبی نباشد.

مردم از احزاب سیاسی  توقع دارند تا با بخش قابل توجه از مطالبات مردم و شعارهای انتخاباتی که درمحیط صلاحیت شان؛ پرداخته وبه آن  جامه عمل بپوشاند. بنابراین با توجه به حمایت‌های مردم ازجریان های فکری واحزاب، عقیده براین است که هم اصلاح‌طلبان باید مورد توجه قرار بگیرند هم آرمان‌های اصلاح‌طلبی. طوریکه برهمگان معلوم است مردم به شخص رای نمی‌دهند بلکه  به اندیشه و ستراتیژی و برنامه آن رای می‌دهند.

برخی سوالاتی درذهن مردم وجود دارد، اینکه نقش و جایگاه احزاب در چنین شرایطی چیست؟

نقش و جایگاه احزاب در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی چگونه است؟

به عبارتی میتوان اینطور نتیجه گیری کرد که خواست و انتظار مردم و جامعه از حزب یا احزاب چیست؟

آنچه مردم میخواهند اینکه احزاب در شرایط سخت اقتصادی – سیاسی و در هر شرایطی در کنار و همراه آن ها باشند.

از انجا که حزب یا احزاب بدون توجه به واقعیت های جامعه معنا و مفهوم خود را از دست میدهند، لذا حزب و یا احزابی توفیق دوام و بقای فعالیت خواهند داشت که بتوانند با توجه جدی به مسائل و مشکلات مردم جامعه، با ارائه برنامه های عملی، واقع گرایانه و عملگرا گام بردارند و کارهای اجرایی را برای برون رفت جامعه از مشکلات به ویژه مسائلی که از نظر مردم در اولویت قرار دارد تلاش و اقدام نمایند. احزاب از متن جامعه برخواسته ودرفضای دموکراسی توسعه می یابند و این احزاب هستند که می‌توانند تجلی حضور مردم در عرصه های سیاسی، تصمیم گیری و تصمیم سازی را فراهم می سازد.

درکشورعزیزما افغانستان که نهادها ی دولت بر اساس انتخاب آزاد مردم تشکیل می گردند؛ این نهاد ها به خاطرنهادینه ساختن دموکراسی معتقدومصمم به برگزاری انتخابات آزاد وشفاف است. بنابراین ماباید شاهد تشکیل احزاب سیاسی پایدار و حرفه ای باشیم. احزاب بایدتلاش کنندافرادمتخصص،کارآمد،شایسته ومدبررا به کرسی های بلندحکومتی معرفی کنندتادر میان جامعه سطح بیشتری اعتماد راکسب کنند که درغیرآن بامعرفی افرادغیرمتخصص وناشایسته به کرسی های بلندحکومتی اعتبار خودرا درمیان جامعه ازدست خواهندداد. بدین اساس ضرورت است که احزاب وگروه های سیاسی تمام سعی وتلاش خود را به خرج دهند واشخاصی را که دارای توانایی های کافی برای پیشبردامورراداشته باشد معرفی نمایند تا ازاین طریق بتوانند درروند انکشاف وتوسعه نقش بارزی‎‏را انجام دهند.ازهمین روقانون اساسی کشوربرای موجودیت احزاب  تعریف مشخصی داشته است که در واقع فعالیت قانونی آنها را تسهیل می نمایدواحزاب سیاسی می توانند برای اصلاح درمطابقت به قانون عمل نمایند.  دولت جمهوری اسلامی افغانستان مطابق به احکام قانون اساسی و سایر قوانین نافذه کشور ، فعالیت سیاسی ، هدفمند ورسالتمندانه احزاب و سازمان های سیاسی را تضمین نموده و از آنان حمایت میکند (ماده سی و پنجم قانون اساسی کشور دراین خصوص صراحت دارد امابند های دوم ، سوم و چهارم ماده سی وپنج قانون اساسی در این قسمت وضاحت داده است که در آن گفته شده احزاب و سازمان های سیاسی  اهداف  وتشکیلات نظامی و یا شبه نظامی نداشته باشند.).

قانون اساسی که میثاق ملی کشور است هیچگونه مانعی را برای تشکیل احزاب به وجود نمی آورد و در واقع راه را برای تشکیل احزاب کاملاً هموار کرده است.

تجمیع و جمع آوری مطالبات قانونی مردم و انعکاس خواست های مشروع و قانونی مردم به نظام؛ تشویق شهروندان برای شرکت در مدیریت های عمومی و ملی، تأثیرگذاری مؤثر بر فرآیند  تصمیم گیری، ایجاد تعادل و ثبات سیاسی، شفاف کردن عرصه سیاست و تقویت نظارت عمومی بر عملکرد دولت و پاسخگو بودن مسئولان، بالا بردن ضریب صحت تصمیم گیری های سیاسی و سیاست گذاری های راهبردی از جمله کارکرد احزاب به شمار می روند.

هر حزب و جریان سیاسی مرامنامه و اساسنامه دارد و حول محور اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ و هنر دارای ساختار ایدئولوژیکی محکمی می باشد

احزاب سیاسی پویا می توانند جامعه را به حرکت در آورند و احزابی که نتوانند صداقت واعتماد خود را در جامعه گسترش دهند محکوم به نابودی هستند.

در سطح جامعه باید”گفتمان محوری” را جایگزین “خشونت محوری” کرد وبایدمعتقدبراین بودکه گفتمان بین احزاب و جریانات سیاسی تنها راه برون رفت از تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی درکشوراست.

حالا که صف های سیاسی انتخابات آینده ریاست جمهوری رفته رفته در حال شکل گرفتن است. واحزاب درتلاش آنندتانامزدموردنظرشان را مشخص سازند.

همه باید با ترجیح منافع کشور بر منافع فردی به خاطر حل مشکلات وبرآورده شدن خواست مردم گام بردارد.

اماآنچه که مردم ازاحزاب تقاضا دارندتلاش صادقانه آنان درجهت پیشرفت وترقی کشوربدون درنظرداشت مسایلی که افغانستان را یک باردیگربه جنگ داخلی بکشانداست. مردم افغانستان درطی سال های گذشته قربانی های زیادی را متحمل شده اند تا حداقل به به رفاه وآسایش نسبی دست یابند ودریک فضای مملو ازصلح وبه دورازتضاد های قومی؛ سمتی ولسانی زندگی کنند.

پویا

ممکن است شما دوست داشته باشید