ګزارش

شهریان کابل: روز اگر برق نیست حد اقل از نور شبانه‌اش مستفید گردیم

    ازیک طرف شدت سردی هوا و ازجانب دیگر قیمتی موادتسخین کننده: چوب، زغال،  سنگ زغال، تیل وامثال آن مردم راآزارمی دهد وازطرفی هم بیکاری فقر وناداری  مردم را ناتوان ساخته  است. یگانه امید مردم این بود که درسرماه زمستان حداقل ازانرژی برق می توانند در روشن ساختن کلبه های فقیرانه شان ویاگرم نمودن آن استفاده نمایند. اما دیده می شود که بارسیدن فصل سرما وهجوم سردی هوا به کلبه های شان اکثر اوقات روز ویا شب ازانرژی برق نیز محروم گردیدند. دراین مورد خبرنگار روزنامه ملی انیس گفت وشنودی دارد بادوتن همشهریان کابل که فشرده آن خدمت مطالعه کنندگان روزنامه تقدیم می گردد:

شفیق

    ازیک طرف شدت سردی هوا و ازجانب دیگر قیمتی موادتسخین کننده: چوب، زغال،  سنگ زغال، تیل وامثال آن مردم راآزارمی دهد وازطرفی هم بیکاری فقر وناداری  مردم را ناتوان ساخته  است. یگانه امید مردم این بود که درسرماه زمستان حداقل ازانرژی برق می توانند در روشن ساختن کلبه های فقیرانه شان ویاگرم نمودن آن استفاده نمایند. اما دیده می شود که بارسیدن فصل سرما وهجوم سردی هوا به کلبه های شان اکثر اوقات روز ویا شب ازانرژی برق نیز محروم گردیدند. دراین مورد خبرنگار روزنامه ملی انیس گفت وشنودی دارد بادوتن همشهریان کابل که فشرده آن خدمت مطالعه کنندگان روزنامه تقدیم می گردد:

شاه لالا یک تن ازهمشهریان ماکه در پنجصدفامیلی مربوط ناحیه پانزدهم  سکونت دارد درمورد کمبود برق وپرچاوی های تنظیم شده چنین ابراز نظرمی نماید:

اززمانی که سردی هوا درشهر دامن پهن کرده است قیمت مواد تسخین، صعود کرده حتا به بلندترین نرخ خود رسیده است که توان خرید را ازمردم ربوده است. یگانه امید مردم موجودیت برق بودکه همانند ماه های قبل ممکن ادامه داشته باشد. اما دیده می شود که بابلند رفتن مواد تسخین کننده وشدت سردی هوا،  برق نیز ازمردم فرارکرده حتا اکثر اوقات دربیست وچهارساعت دیده نمی شود. مسئولین درین باره کمی باید توجه کنند، ازطرف روزاگر نمی باشد حد اقل شبانه باید برق جریان داشته باشد تامردم ما لقمه نانی را درروشنایی صرف کنند وبتوانند در تسخین کلبه های شان ازآن استفاده نمایند. عرضه خدمات وتسهیل مسئولیت ها به هموطنان، مکلفیت دولت است. امارت اسلامی باید درین باره توجه نماید. بارسیدن فصل سرما مشکلات مردم چند برابرشده است. انرژی برق اگرروزانه نظربه ضرورت، به دوایر دولتی سپرده می شود، حداقل درجریان شب پنجاه درصد به محل مسکونی سهم داده شود. به این ترتیب هم درکاروفعالیت اداره های دولتی سکتگی به وجود نمی آید وازجانب دیگر کلبه های فقیرانه مردم ازآن پرنورشده وممکن تسخین هم گردد.

 درمنطقه ما در۲۴ ساعت صرف دوساعت الی سه ساعت به وقفه برق می آید آن هم ازطرف شب ، ازساعت ۱۰ الی ۱۱ شب واز ۱۲ الی ۲ شب که اکثر شب  حتا ازآمدن ورفتن برق خبر نمی شویم. بهتراین است که بگوییم اصلاً برق نداریم. یگانه پایتخت کشوری است که درتاریکی مطلق به سرمی برد. اما درآمدن بل برق به مشترکین هرگز وقفۀ رونما نمی گردد. زمانی که بل برق را می بینید ومی خوانید اززمان جریان برق کرده دراوقات بی برقی پول صرفیه برق بیشترمحاسبه گردیده است. این معمای ناتفکیک فشار دیگری را برپیکر نحیف وناتوان مردم ما می گذارد، نمی دانم چه رمزی درین کار نهفته است.

ریاست برشنا می گوید: از زمان کم شدن برق وارداتی ازبکستان پرچاوی برق درشهر کابل زیاد گردیده است. بازهم درمنطقه مسکونی سه ساعت شب وسه ساعت ازطرف روز برق را برایشان دراوقات مختلف می رسانیم. همچنان ۱۰ ساعت برق را برای فابریکه ها اختصاص داده ایم . ۲۴ ساعت برای اداره های دولتی اختصاص داده شده است تادرفعالیت های روزمره آنان سکتگی رونمانگردد.

احمدبلال باشنده قصبه خانه سازی درموردکمبود برق وکم توجهی درباره زیرساخت های اقتصادی به خصوص ساختن بندهای انرژی برق درطول دودهۀ قبلی چنین ابراز نظر نموده است:

تایک ماه قبل انرژی برق کدام مشکلاتی را برای مردم مهیا نساخته بود. مردم ما حدس می زدنداگر سردی زمستان آنان را فشاردهد حداقل برق ۲۴ ساعته دارند. اگرزورشان به خرید موادسوخت نرسد حداقل می توانند باانرژی برق کنارآمده مشکلات سردی را مهارنمایند. ولی بدبختانه مدتیست که سردی هوا روح مردم رامی آزارد، خوردو کلان وپیروجوان توان مقاومت را دراین روزهای حساس ازدست داده اند. انرژی برق دراین روزها نیز منازل مسکونی را ترک کرده وبه فرارشباروزی ادامه می دهد. بنابراین کمبود انرژی برق زمان قبل ازیک ونیم دهه را به یادما زنده می سازد.

باید یادآورگردید وقایه که درتاریخ افغانستان به خصوص درخلال دودهه قبلی گذشته است بیاد بیاورم.

این حالت درحالی جریان دارد که بیشترازیک ونیم دهه قبل نظام فرسوده قبلی که دراثر اشغال امریکا به وجود آمده بود به اشاره آن بیشتراز۴۵ کشورجهان بخاطر بازسازی ویرانه های افغانستان کمک های اقتصادی خودرا به این کشور واریز نمودند. به قول ازرسانه ها میلیاردها دالردرین مدت به نام کمک به مردم افغانستان به حساب دولت انتقال گردید. ازین میان تقریباً یک میلیارد دالر به خاطر تنویر انرژی برق درافغانستان اختصاص یافت.

 درین خصوص ازمفکرین اقتصادی نظریه پردازان وتحلیلگران به شمول اراکین دولتی دعوت گردید. باهمین پول بخاطراحیای بند های برق درداخل افغانستان طرح های  معقولی ارائه گردید تا درین مورد کاربنیادی صورت بگیردکه کشورما ازاحتیاجی ومحرومیت ازانرژی برق خلاصی یابد. تادرآینده نه چندان دور از انرژی برق مردم ما به خود کفایی برسد وازجانب دیگر برای شهروندان ازیک سو اشتغالزایی به وجود بیاید، ده ها وصدها تن ازمردم بیکارما صاحب شغل ودرآمدی گردندکه میلیونهاتن ازهموطنان ما درخانواده ها زندگی راحت وآرامی را نصیب گردند.

اما نماینده خاص امریکا که همیشه زلت وجدان را به همراه خواهد داشت. طرح ها وپیشنهادهای مفکرین اقتصادی را نه پذیرفت برای اینکه  خاک درچشم مردم بپاشد، گفت: ما می خواهیم درظرف کمترازیک سال تمام افغانستان به خصوص کابل پایتخت کشور را ازانرژی برق تنویر بسازیم. مازمانی که غول اقتصادی جهان را باخود داریم چرابرای تنویر ساختن شهر وقت کشی نماییم . ساختن بندبرق حد اقل ده سال زمان کاردارد. اگر درمدت ده سال افغانستان به خصوص شهرکابل پایتخت افغانستان درتاریکی رهاگردد پس موجودیت غول اقتصادی دنیا یعنی امریکا زیر سوال خواهد رفت. بهتراین است با این پول اختصاص داده شده درکمترین زمان انرژی برق را ازکشور های همسایه به افغانستان واردمی کنیم.

هرگاه زمینه مساعد گردید به بنیان گذاری بندهای برق خواهیم پرداخت. حال که ما هستیم مردم افغانستان باید تشویش نداشته باشند. آیانمی دانید امروزدرجهان حرف اول را امریکاست که می زند. مابرگشت ناپذیریم.

این بودکه طرح ها ونظریه ها نقش برآب شد. پولی که اختصاص داده شده بود صرف انتقال برق ازکشور های همسایه گردید. بدین ترتیب بیشترازیک میلیارد دالرمصرف شد اما سویچ قطع و وصل انرژی برق دردست کشورهای همسایه نهاده شد. حتامی توانند ازاندکترین ملحوظات سیاسی مصرف یک میلیارد دالری مردم افغانستان را دریک ثانیه ضرب صفرنمایند. چنانکه رخداد های اندک آن رامی توانیم همین لحظه به چشم سرمشاهده نماییم.

 امریکا که نیت شوم اشغال را دردل داشت ازهمان ابتدانمی خواست درزیرساخت های افغانستان سرمایه گذاری نماید. این را قبل ازهمه می دانست این خاک هیچ گاه تابع اشغالگران نگردیده ودرآینده هم نخواهد شد. فردا و یا پس فردا این کشور را ترک خواهیم کرد. بنابرین نیت زشتی که داشت نخواست زیرساخت های اقتصادی کشورما پایه گذاری گردد وافغانستان بعدازشکست اشغال ومردم رنجدیده اش به پای خود ایستاده شوند.

امروزخوشبختانه شاهدیم  قدرت های که سنگ برگشت ناپذیری را برسینه می کوبیدند یکی پی دیگر درحال فرارشدندویادگار ننگین رابرجای گذاشتند. اما متأسفانه کمکهای میلیارد دالری که  ازطرف اکثریت کشورهای جهان برای مردم ما مهیا گردیده بود، سردمداران افغانستان نتوانستند ازآن به نفع مردم ویا کشورمااستفاده معقول نمایند. بل تاتوانستند به خود وخویشاوندان خود زراندوزی نموده وسرمایه ملی را به بیرون ازکشور، به غارت ببرند.

اسارت سخت است؛ چه درتخت پادشاهی باشد ویا سلول زندان، اختیاری دردستش نیست. بنابرین کلمه( هرکه نان دهد، فرمان دهد) این جا صدق می کند. استراتیژی که برای شان دیکته می شد این زمامداران فرمان به گوش، مجبور به اجرای آن بودند. بدین ترتیب تاآخرین روزخلع قدرت ویا فرار احمقانه ازمسئولیت، هیچ نوع کاربنیادینی را به افغانستان سروسامان داده نتوانستند. دراثر زندگی زلتبار و سیاه شان به مردم خودپشت کرده،  تاریخ کشور را ننگین ساختند. باید یادآورشد تاروزی که نسل حال وآینده کشور  تاریخ را ورق بزنند به این نوکران حلقه بگوش، جزنفرین حرف دیگری نخواهند فرستاد.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button