انیس کودک

خانه، جای توپ‌بازی نیست

والدین اكثر در تعیین حد و مرز برای كودكان مهارتی نداریم. زیاد صحبت می كنیم ، بسیار عاطفی برخورد می كنیم و نمی توانیم به طور واضح منظور خود را بیان كنیم.

کوهکن

والدین اكثر در تعیین حد و مرز برای كودكان مهارتی نداریم. زیاد صحبت می كنیم ، بسیار عاطفی برخورد می كنیم و نمی توانیم به طور واضح منظور خود را بیان كنیم.

در تربیت مؤثر ، وجود حد و مرز برای کودکان ضروری به نظر می رسد. اگر ما آنها را درست راهنمایی كنیم، فرزندان ما آماده پذیرش می شوند. چرا كه اساساً کودکان مایل اند والدین خود را خشنود سازند.

اگر می خواهید فرزندان تان گوش به فرمان باشند ، مثلاً اسباب بازی های شان را مرتب كنند یا به موقع به بستر خواب بروند و … ، بهتر است راهبرد های زیر را به كار گیرید.

 واضح و روشن صحبت كنید: والدین برای حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندان شان سربسته و مبهم صحبت می كنند ، می گویند « مؤدب باش، اذیت نكن ، شوخی نكن » . این راهنمایی ها برای هر كودكی معنی خاصی دارد. کودکان از ما می خواهند ، انتظارات خود را به طور روشن و واضح بیان كنیم. مثلاً در « كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتی از سرک عبور می كنیم دست مرا بگیر یا موقع غذا خوردن حرف نزن». این راهبرد  در واقع میزان پذیرش و حرف شنوی كودك تان را افزایش می دهد.

انتخاب های دیگر را به كودک پیشنهاد كنید: در بسیاری موارد می توانید به فرزندتان فرصت یك انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری  به كودك احساس قدرت و تسلط می دهد كه به تدریج مقاومت در برابر والدین را كاهش دهد. به طور مثال به او بگویید : « اکنون وقت حمام کردن است. می خواهی در فضای باز حمام کنی یا در خانه حمام كنی ؟ » « می خواهی نیم ساعت صبح ، نیم ساعت بعدازظهر ریاضی تمرین کنی ؟ یا یك ساعت صبح ؟ » به این گونه والدین بهتر و سریع تر
می توانند به كودك خود پیشنهاداتی بدهند. آنها انتخاب محدودی برای كودكان تعیین می كنند. اما می توانند تغییراتی در آن پدید آورند. به عبارتی دیگر این گونه انتخاب‌ها محدود ، اما تغییر پذیرند.

قاطع باشید : زمانی كه عدم پذیرش و سرپیچی رخ داده باشد و شاید كودك به خودش یا دیگران آسیب برساند. به موقعیت محدوده كننده قاطع نیاز داریم. یك محدودیت قاطع به كودك می گوید باید رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذیرد. مثلاً : « همین اکنون برو به اتاقت » ، « بس كن اسباب بازی هایت را هر طرف را پراگنده نکن » . البته این قاطعیت از طریق جدیت در چهره و صدا به خوبی نمایان می شود. همان طور كه نرمش بیش از حد والدین برای كودك مفید نیست ، رفتار خصمانه والدین نیز برای آنها مضر است. اما قاطعیت مرز بین نرمش بیش از حد و رفتار خصمانه است.

بر نقاط مثبت فرزندان تأكید كنید: کودکان بیشتر پذیرای فرمان های مثبت هستند تا منفی. به طور عموم بهتر است واضح و روشن به كودك بگویید باید چه كار كند . دستورات منفی مثل نرو، نریز ، نكن به كودك می گوید چه چیزی قابل قبول نیست ، اما رفتاری كه از او انتظار می رود را بیان نمی كند. والدین مستبد اغلب از فرمان های منفی استفاده می كنند، در حالی كه والدین موفق دریافته اند بیشتر باید از فرمان های مثبت استفاده كنند.

بی طرفی خودتان را اعلام كنید:

وقتی می گویید : « اکنون برو بخواب » ممكن است نیروی كشمكش شخصی بین او و شما ایجاد شود. روش بهتر این است كه دستورات را به حالت غیر شخصی بیان كنید. به طور مثال به او بگویید « ساعت 9 است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنید. در این حالت هر اعتراض و حس ناخوشایندی پدید بیاید، بین كودك و ساعت است ، نه بین او و شما. یا هنگامی كه به او می گویید«:  خانه جای توپ بازی نیست» او از این قاعده ناراحت می شود نه از شما .

توضیح دهید چرا محدودیت لازم است: مردم وقتی در مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند. اما در غیر این صورت آن را مستبدانه
می پندارند. بنابراین هنگامی كه برای اولین بار كودك را در موقعیت محدود كننده قرار دادید توضیح دهید چرا فرزندتان باید آن را بپذیرد. شناخت علت قواعد، باعث
می شود رفتار مناسب در كودك درونی شود. یعنی تمایلات درونی اش، او را مطیع قوانین خانواده
می سازد.

برای بیان علت قوانین به جای این كه از توضیحات طولانی ، كه کودکان را خسته می كند، استفاده كنید. به طور خلاصه ، دلیل یك دستور را بیان كنید. مثلاً : «دیگران را نزن ! چون بدن شان درد می گیرد»  یا « وقتی اسباب بازی را از دست کودکان دیگر می گیری ، آنها ناراحت می شوند، چون هنوز بازیشان تمام نشده است. «

چاره دیگری پیشنهاد كنید: هرگاه رفتار كودكی را محدود كردید، سعی كنید به یك فعالیت قابل قبول دیگر اشاره كنید. از این طریق شما مستبد به نظر نمی رسید و فرزندتان حس نمی كند كسی اختیارش را سلب كرده است و احساس محرومیت هم نمی كند. بنابراین می توانید بگویید : « پسرم نمی توانی قبل از غذا چاکلیت بخوری ، اما بعد از غذا می توانی شیرینی یا چاکلیت مورد علاقه ات را بخوری » با پیشنهاد چاره ی دیگر می توانید ، هنگامی كه احساس كودك شما قابل پذیرش است، او را تربیت كنید.

در تربیت كودكان ثابت قدم باشید: تعیین حد و مرز برای كودكان ، هنگامی مؤثر است كه این قوانین ثابت باشند. به عبارت دیگر، در هر خانه باید ضوابط خاصی حاكم باشد و والدین همواره به آن پایبند باشند و آن را تغییر ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، یك شب هشت و شب دیگر هشت و نیم  و شب بعد نُه باشد ، به جای همراهی ، مقاومت کودکان را در پیروی از این برنامه به دنبال خواهد داشت. سختی این روش در این است كه قوانین مهم و روزمره خانواده باید هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثیر گذار شوند.

رفتار ناپسند را تذكر دهید: مهم نیست بدرفتاری كودك چه باشد، ما باید برای او روشن كنیم كه رفتارش را ناپسند می دانیم و آن را قبول نداریم. بنابراین به جای این كه بگوییم « پسر بد» یعنی خودت را قبول نداریم، باید بگوییم « شوخی نكن » یعنی رفتارت را رد می كنیم.

احساسات و عواطف خود را كنترول كنید: بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامی كه والدین عصبانی هستند ، فرزندان خود را شدیداً تنبیه می كنند و بیشتر از قبل مورد آزار زبانی و بدنی قرار می دهند ، گاهی اوقات به جای خشونت و رفتار خصمانه باید آرامش خود را حفظ كنیم، نفس عمیق بكشیم و تا ده بشماریم . اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به كودكان ، اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید نمی توانیدآموزش را به طور مؤثر انجام دهید. مثلاً به جای این كه به كودك خود حمله كنید و حرف ناشایستی به او بزنید  بهتر است یك لحظه صبر كنید ، بعد با آرامش از او بپرسید « اینجا چه گپ است؟ » . همه ی كودكان به راهنمایی والدین برای شناخت رفتار پسندیده نیاز دارند. مهارت ما در ایجاد قوانین و محدودیتها ، همكاری بیشتری از جانب فرزندان برای ما به ارمغان می آورد.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button