سیاستمقالې او تبصرې

 تعامل با افغانستان، ثبات منطقه را تضمین می کند

پنجمين نشست (فارمت مسکو) به تاريخ 29 سپتامبر با حضور نمايندگان کشورهای چين، هند، ايران، پاکستان، تاجيکستان، ازبيکستان، ترکمنستان، قرغيزستان، قزاقستان و روسيه با حضور داشت وزير امور خارجه افغانستان و شماری از کشورهای ناظر با صحبت های رستم مينيخانوف، رئيس جمهور تاتارستان آغاز شد، اشتراک کنندگان هر يک به نوبه خود پيرامون اوضاع سياسی، اقتصادی و ايجاد (حکومت همه شمول) و به دستآوردهای امارت اسلامی نيز پرداختند.

پنجمين نشست (فارمت مسکو) به تاريخ 29 سپتامبر با حضور نمايندگان کشورهای چين، هند، ايران، پاکستان، تاجيکستان، ازبيکستان، ترکمنستان، قرغيزستان، قزاقستان و روسيه با حضور داشت وزير امور خارجه افغانستان و شماری از کشورهای ناظر با صحبت های رستم مينيخانوف، رئيس جمهور تاتارستان آغاز شد، اشتراک کنندگان هر يک به نوبه خود پيرامون اوضاع سياسی، اقتصادی و ايجاد (حکومت همه شمول) و به دستآوردهای امارت اسلامی نيز پرداختند.

اميرخان متقي سرپرست وزارت امور خارجه امارت اسلامي، علاوه به شمردن دستآوردهاي حکومت در دوسال گذشته خطاب به اشتراک کنندگان گفت: ما از همه کشورها به ويژه همسايه ها و کشورهاي منطقه مي خواهيم، چنانچه ما به ديگران در مورد حکومت داري، نسخه ارايه نمي کنيم، آنها هم به جاي ارايه نسخه در مورد حکومتداري در افغانستان با امارت اسلامي در هر بخش کار رسمي را شروع کنند.

وي تأکيد کرد که ما با در نظرداشت تاريخ، فرهنگ و به ويژه واقعيت هاي سياسي معاصر، بنياد حکومتي را در افغانستان گذاشتيم که در کنار حکومت داري موثر از مشروعيت ديني و ملي برخوردار است، آروز دارم که کشورهاي منطقه و جهان هم به اين واقعيت مهر تأييد بگذارند، وزير خارجه امارت اسلامي تصريح کرد که در 45 سال گذشته هيچ نسخه ي خارجي به اصطلاح تعريف ناشده (حکومت همه شمول) بحران افغانستان را نتوانسته حل کند.

در پايان اين نشست وزارت خارجه روسيه نيز بيانيه يي را صادر کرد که در قسمتي آن، از مقام هاي امارت اسلامي به خاطر مبارزه جدي شان با داعش، قدرداني شده است، اما از اين مقام ها نيز خواسته شده تا در برابر همه گروه هاي تروريستي، همين رويکرد را در پيش بگيرند.

هر چند قدرداني و ستايش از امارت اسلامي به خاطر مبارزه جدي شان در مقابل گروه داعش، خود اقرار بر امنيت، ثبات و استحکام پايه هاي نظام است، اما اين که بر ادامه مبارزه با ديگر گروه هاي تروريستي تاکيد شده، سوال برانگيز است.

زماني که يک حکومت در مبارزه خود عليه يک گروه موفق باشد و در تأمين امنيت، ثبات، مبارزه با زرع، توليد و ترافيک مواد مخدر، همچنان مبارزه عليه فساد اداري و … خوب بدرخشد و بارها از سوي کساني که در بيست سال پسين امنيت و ثبات سراسري در افغانستان را تأمين کرده نتوانستند، تقدير شوند، خود پاسخي بر همه پرسش هاست، مگر تأکيد بر ادامه مبارزه عليه ديگر گروه هاي تروريستي، که اصلاً هيچ گروهک ديگري در خاک افغانستان حضور ندارد، جفا در حق مردم افغانستان است، زيرا آرامش وامنيت کنوني افغانستان، ثمره تلاش هاي پيهم نيروهاي امنيتي و همکاري بي دريغ مردم اين کشور نسبت به نظام حاکم است و تاريخ اين را نيز ثابت ساخته که جنگ و قرباني دادن مردم افغانستان همواره به خاطر استقلال، آزادي و دفع تهاجم بيگانگان، به ويژه تحقق نظام اسلامي بوده که الحمدلله امروز به آرزوي خود رسيده اند و به هيچ کسي اجازه نمي دهند تا فضاي صلح و ثبات کشور را مختل سازد.

از اينرو مردم افغانستان از کشورهاي منطقه و جهان مي خواهند که در جاي پاي کشورهاي غربي پا نگذارند، بلکه افغانستان را منحيث، نقطه اتصال ميان کشورهاي آسياي ميانه و آسياي جنوبي، نه تنها که به رسميت بشناسند، بل سعي کنند تا همگرايي، همزيستي و بهزيستي منطقوي را تقويت و به مشترکات منطقوي نيز ارج گذارند، زيرا امروز پيشرفت و ترقي کشورهاي صنعتي جهان، همه بستگي به نفت، گاز و مواد خام معدني دارد که اين داشته هاي گران قيمت، امروز در منطقه ما چهره نمايي مي کند و توجهي کشورهاي صنعتي را به خود جلب کرده است.

از اينرو در شرايط کنوني که مضاعف ترين ديدگاه هاي کشورهاي صنعتي جهان به کشورهاي آسياي ميانه به لحاظ نفت، گاز و مواد خام معدني آنان دوخته شده است، تشکيل يک اتحاديه و يا هم سازمان منطقوي بيشتر از هر زمان ديگر متصور است.

هر چند سازمان شانگهاي، فارمت مسکو و شماري ديگر از سازمان ها در منطقه ما از قبل ايجاد شده، اما نظر به معضلات منطقوي و عدم هماهنگي شماري از کشورهاي منطقه، همچنان دست درازي استخبارات کشورهاي فرا منطقه به سرزمين پهناور آسيا که از لحاظ مواد خام، غني ترين سرزمين در شرايط کنوني محسوب مي شود، ايجاب مي کند که يک اتحاديه باالقوه منطقوي که منافع منطقه را از هر جهت تأمين کند، ضروري و محسوس است؛ زيرا اگر از نظر سياسي به درگيري هاي جهان نظري بيفگنيم، نقشه ي مناطق بحراني دنيا را با نقاط سوق الجيشي آن منطبق مي يابيم، نظر به اين مؤلفه ها گفته مي توانيم که نفت و گاز آسياي ميانه نه تنها که کالاي اقتصادي است، بلکه در قدم نخست کالاي استراتيژيک نظامي هم است و اين نفت است که چرخ صنعت و تکنالوژي مدرن را به حرکت در مي آورد و هم ماشين جنگي را به کا رمي اندازد. به گونه مثال نزاع و تنش هاي قدرت هاي جهان بر افريقاي مرکزي را مي توان نمونه بارز اين ادعا دانست.

گرچه افغانستان حداقل براي فعلاً نفت و گاز سرشار ندارد، ولي نزديکي اين کشور به منافع بزرگ نفت و گاز آسياي مرکزي، افغانستان را اهميت جيوپولتيک داده است که اين جايگاه استراتيژيک افغانستان است که در نيم قرن دو تهاجم ظالمانه را شاهد بوديم، اما اکنون که به ياري خداوند عزوجل امنيت سراسري را در کشور تجربه مي کنيم و تمام قلمرو افغانستان تحت يک نظام واحد اداره مي شود که اين ويژگي بلاشک تأثير مثبت خود در منطقه را هم دارد و سبب شد تا کشورهاي همسايه و منطقه با درک واقعيت ها از نماينده امارت اسلامي در نشست هاي منطقوي دعوت کنند که مي شود از نشست فارمت مسکو و نشست تحت نام (وحدت اسلامي) که عنقريب در تهران برگزار مي گردد، ياد کرد.

روي اين اساس نظر به ضرورت زمان، ايجاب مي کند تا کشورهاي منطقه به جاي تقليد از کشورهاي فرامنطقه، به مسايل اساسي و کليدي که همانا تعامل و نزديکي با امارت اسلامي است، بپردازند و در صدد تشکيل يک سازمان قوي منطقوي که منافع سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي را در منطقه تأمين کند، مبادرت ورزند.

احمد

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button