سیاست او دولتمقالې او تبصرې

   امریکا محور تمام شرارت ها

بعد از سال 2021 میلادی تا امروز در جهان معاصر تحولات زیاد نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رخ داده است که باید سیاستمداران، برنامه سازان سیاست های جهانی و قدرت های که در پی هژمونی و برتری موقت جهانی اند به این رویدادها توجه داشته باشند؛ زیرا اگر به تاریخ جهان نظر اندازیم، این کره خاکی و کلاسیک، شاهد تحولات بس بزرگ و قدرت های بی نظیر جهانی ومعجزه آسا بوده که نظر به شرایط و زمان جا برای دیگران خالی کرده اند، پس در این صورت کشورهای که خود را سردمدار جهان میدانند بپذیرند هر صعودی، نزولی در پی خواهد داشت.

بعد از سال 2021 میلادی تا امروز در جهان معاصر تحولات زیاد نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رخ داده است که باید سیاستمداران، برنامه سازان سیاست های جهانی و قدرت های که در پی هژمونی و برتری موقت جهانی اند به این رویدادها توجه داشته باشند؛ زیرا اگر به تاریخ جهان نظر اندازیم، این کره خاکی و کلاسیک، شاهد تحولات بس بزرگ و قدرت های بی نظیر جهانی ومعجزه آسا بوده که نظر به شرایط و زمان جا برای دیگران خالی کرده اند، پس در این صورت کشورهای که خود را سردمدار جهان میدانند بپذیرند هر صعودی، نزولی در پی خواهد داشت.بعد از شکست سنگین ایالات متحده امریکا از مردم پا برهنه افغانستان و زمین گیر شدن این کشور در جنگ اوکراین و نافرمانی کشورهای نفت خیز به ویژه عربستان سعودی، از رئیس جمهوری امریکا و …، جهان پی برد که امریکای امروز، امریکای پیش از سال 2021 میلادی نیست و در هر قضیه یی که دخیل شده، شکست را تجربه کرده است.روی این اساس اگر به پیشینه ی تاریخی امریکا نظر اندازیم، این کشور به باور اکثر کشورها و سیاست مداران واقعبین در جهان، به جنگ معتاد است و در تمامی قضایای خشونت و بحران های جهانی نه تنها دخیل بوده بلکه، مقصر نیز بوده است و تاریخ جهان نیز شاهد است که در 240 سال عمرش، فقط 16 سال در جنگ نبود، متباقی همه در جنگ بوده است.گفتنیست که ایالات متحده امریکا در هشتاد کشورجهان، بیش از 800 پایگاه نظامی دارد که بدون تردید امریکا محور تمام شرارت ها در جهان است، ایجاد بحران و تنش در نقاط مختلف جهان نیز جزء اصلی سیاست راهبردی ا ین کشور است و این مسأله بر همه هویدا است که امریکا برای حفظ هژمونی از دست رفته اش و به دلیل حفظ نظام تک قطبی در جهان در هر نقطه یی این کره خاکی که خواسته است، بحران و جنگ آفریده است.

از اینرو ایجاد بحران و تنش در نقاط مختلف جهان، برنامه و راهبردی است که از اتاق فکر استخبارات این کشور، طرح وعملی می گردد. این کشور نه تنها پس از جنگ دوم جهانی بود که برای سرنگونی بیش از 50 حکومت مختلف تلاش نموده بلکه در انتخابات حدود 30 کشور نیز مداخله مستقیم داشته و رهبران واقعی شماری از کشورها را که در مخالفت به استراتیژی امریکا بودند، توسط غول های رسانه یی خود ترور شخصیت کرده و حتی از صحنه سیاسی نیز خارج شان ساخته است، به همین ترتیب در قتل شماری زیادی از رهبران کشورها دست مستقیم داشته است.

با در نظر داشت این حقایق تاریخی، اکنون سیاستمداران جهان به این باور رسیده اند که همانند ده ها جنگ و فاجعه دیگر در نقاط جهان، در پشت فاجعه ی امروزی غزه وادامه جنگ و محاصره این شهر نیز دستان سیاه و مخوف این کشور وسازمان استخباراتی و امنیتی اش قرار دارد همانگونه که هنوز حدس و گمان های نزدیک به یقین در مورد دست داشتن دستگاه های استخباراتی و امنیتی امریکا در شکل دهی فاجعه یازدهم سپتمبر 2001 میلادی وجود دارد، تحلیلگران سیاسی، آغاز و ادامه ی جنگ کنونی غزه را نیز نتیجه ی دخالت ها و ترفندهای استخباراتی امریکا می پندارند، سفر رئیس جمهور امریکا و وزیر خارجه آن در روزهای نخست جنگ و فرستادن کشتی های طیاره بردار به مدیترانه و رفت و آمدهای شرکای استراتیژیک اش واعلان حمایت آهنین از رژیم صهیونیستی اسرائیل، گواه این حقیقت است.

به باور کارشناسان نظامی واقتصادی، هر چند جنگ نابرابر غزه و استعمال مخوف ترین سلاح ها و بمب ها، از همه بیشتر، صدمه بزرگ و فاجعه باری به مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین وارد می آورد، اما رژیم غاصب صهیونیستی و متحدانش به ویژه امریکا نیز صدمه های جدی اقتصادی، نظامی و سیاسی جبران ناپذیر را متقبل خواهند شد و بنابرین امریکا بداند که در پایان این جنگ، دیگر خاور میانه میدان تاخت و تاز آزادانه وبی درد سر رژیم صهیونیستی اسرائیل نخواهد بود و نا گفته نباید گذاشت که سرزمین های عربی نیز بستر آرام، سود جویی های بی رویه ی مالی وامنیتی امریکا و شرکایش نخواهد بود.

بنابرین از جو سیاسی و نظامی منطقه خاورمیانه، چنان استنباط می گردد که شاید این جنگ، دوستان و شرکای امریکا در این منطقه را به این باور برساند که دستیابی به توسعه و صلح را نه تنها به حمایت امریکا، بل به یاری شرکای جدیدی که تحولات مضاعف سیاسی، اقتصادی ونظامی را به نام خود در جهان رقم می زنند را در فضای امن تر بیازمایند.

روی این اساس امریکا بخواهد یا نخواهد نظم نوین جهانی ایجاد خواهد شد، این کشور بخواهد یا نخواهد از اثر سعی وتلاش کشورهای مانند روسیه، چین، جمهوری اسلامی ایران، برازیل، افریقایی جنوبی، کوریای شمالی و برخی کشورهای قدرتمند دیگر، مناسبات جدید و عادلانه تر اقتصادی در جهان شکل خواهد گرفت.

بناً آن روز نیز دور نخواهد بود که امریکا بعد از شکست ننگین اش از افغانستان، عنقریب در اوکراین و ان شاالله در غزه نیز شکست سیاسی و نظامی را یکجا با شرکایش تجربه خواهد کرد، ازاینرو گفته می توانیم که شاید پایان جنگ اوکراین وغزه، پایان اطاعت و دنباله روی کورکورانه اروپا از امریکا باشد و شاید با تحکیم مناسبات دوستانه میانه ایران – عربستان، ایالات متحد عربی – عمان و اردن و با تحکیم مناسبات اقتصادی اعراب با چین و روسیه، تاریخ خاور میانه نو از سر و مستقل از اداره ی امریکا رقم بخورد.

      احمد

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button