صفحه اصلی | eslah | گزارش | یادبود از بیست و سومین پاییز خاموشی عبدالقهار عاصی؛ عاصی، شاعـر عشـق و آزادی

یادبود از بیست و سومین پاییز خاموشی عبدالقهار عاصی؛ عاصی، شاعـر عشـق و آزادی

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
یادبود از بیست و سومین پاییز خاموشی عبدالقهار عاصی؛ عاصی، شاعـر عشـق و آزادی

به گرامیداشت از بیست و سومین سالروز شهادت و پاییز خاموشی عبدالقهار عاصی شاعر عشق و آزادی، اعجوبۀ بی‎بدیل نخلستان شعر و سخن معاصر، محفل بزرگ فرهنگی در پوهنتون کابل راه‌‎اندازی گردید. در محفل، روی آفریده‎های شعری، چکیده‎های فکری، درخشش هنرنمایی زنده‎یاد قهار عاصی که در عمر کم، کارهای فراخور را در عرصۀ شعر و سخن بذل نمود، از سوی اشتراک کنندگان مورد بحث وبررسی قرار گرفت و درباره سخنرانی کردند.

 آقای پوهنمل فضل احد احدی رئیس شورای عالی فرهنگی پوهنتون کابل واستاد پوهنڅي هنرها در مورد گفت: نام قهارعاصی در بحبوبۀ شعر و سخن معاصر افغانستان در دهۀ شصت به عنوان شاعر آلام و دردها جا گرفت، این نام برای آن شمار که به شعر می‎اندیشند، نام آشناست.

وی گفت: قهار عاصی از میان مردم برخاست، از مردم گفت و از مردم شنید. وی شاعری بود بسیار سرا و ناب آفرین که تصویرها و تشبیهات را از پدیده‎های ماحولش می‎گرفت، می‎سترد و به کارش می‎بست.

آری، عاصی شاعری بود که به گفتۀ خودش از زخم‎هایم سخن زده‎ام، نه از ستاره زاران فراز رودخانۀ یک شام فروردین، من از تنهاییم هنگامی‎که گریسته‎ام، سرود ساز کرده‎ام، من از بی سرانجامی مردمانی درد کشیده‎ام که عفریتی از چهار سوی پوست و گوشت‎شان را می‎درد، من از بیداد دستانی به فریاد آمده‎ام که بیچاره‌ترینان را در خاک می‎کشند و سر انجام من از خانقاهی گلوپاره می‎کنم که مظلوم است، هر روز شهید می‎شود تا عفریتی به مراد برسد و آرامش گیرد...

آقای فضل احد احدی افزود: قهارعاصی شاعر پر کار بود، کلامش پختگی خودش را داشت، در آغاز به سرودن دوبیتی‎هایی دست زد که آکنده از سلاست بود و موزونی خودش را داشت، به گونه‎ی که در یک دوبیتی چنین گفته است:

یک ـقریه و یک ستاره بالای  سرش

چوپان بچه یی و رمه یی دور و برش

شام است و کنار خرمنی   دخـترکی

افشانده به روی شانه گیـسوی ترش

پوهنیار حمیدالله فاروقی رئیس پوهنتون کابل در مورد خلاقیت‎هایی که عاصی در شعر و سخن به وجود آورد چنین توضیح داد: شهید عاصی طی سال‎هایی که به شعر پرداخت، توانست جایگاه بلند را در شعر معاصر احراز کند، دوبیتی‎ها، سروده‎ها و چکامه‎هایش چاشنی خودش را داشتند که نشانۀ بسیار بارز را چه در زبان و چه در محتوایی که ارائه می‎کرد با وضاحت می‎توانیم ببینیم.

شهید عاصی، با پشتکار، توانایی، و خلاقیتی که در شعر داشت، افزون بر آن که به سرایش‎های شعر کلاسیک پرداخت به سرودن شعرنو و اوزان نیمایی نیز دست زد، که با حلاوت دلپذیر همراه بود. قهار عاصی یکی از سیماهای تابناک و یکی از قامت‎های بلند شعر معاصر دری بود. وی در حوزۀ شعر دری به نگاه، زبان، سلیقه‎ی ویژه‎ی دست یافته بود و کارهای شایانی را در گسترۀ شعر انجام داد و گنجینۀ شعر امروز افغانستان را غنامندی قابل ملاحظه‎یی بخشید.

آقای مجیب خلوتگر به نمایندگی از انجمن ادبی خیرخانه مینه پیرامون این‎که قهار عاصی در شعر نیمایی تبحر داشت یا در غزل؟ چنین بیان کرد: صدای عاصی دلنشنین و اندیشه های عاصی چنان برگزیده و انسانی بودند که هیچگاهی دلهای علاقمند هنر و انسانیت، صدا و اندیشۀ او را به دست نسیان نمیسپارد.

عاصی در قلمرو قالب های نیمایی، قالب های سپید و شهر کلاسیک دری آفرینش های ستایش انگیزی دارد.

اما به گمان غالب درخشش و هنر نمایی عاصی بیشتر در گستره‎ی غزل و دوبیتی هایش بوده است. به یک غزل این سروده پرداز پردرد دیده می دوزیم و می بینیم که عاصی با تصویر پردازی چه زیبا بازتاب داده اند.

شب را گریستیم سحر را گریستیم

ما گام گام راه سفر را گریستیم

وقتی که می زدند سپیدار باغ را

ما یک به یک صدای تبر را گریستیم

دست و دهان بسته به فریاد آمدیم

یعنی تمام خون جگر را گریستیم

در سرزمین حادثه و داربست شعر

روز و شب سیاه هنر را گریستیم

بر آستان آتش و خاکستر مراد

آیینه دار و آیینه را گریستیم

باری ز مرگ و میر چو فارغ شدیم ما

ده و دیار خاک به سر را گریستیم

مضمون گریه کم نشد از دور و پیش ما

هر چند که بلا و بتر را گریستیم

وی گفت: عاصی هنوز از مطرح ترین شاعران معاصر زبان دری است و صدایش هنوز در رگ های دل و جان اهالی شعر و ادب جادوگرانه جاریست و دیو مرگ هنوز نتوانسته است او را خاموش سازد.

سروده ها و اشعار عاصی آیینه‎‎ی تمام نمای شخصیت، کمال فرهیختگی، همرزمی، او با جهانش در پهنای وسیع فرهنگ و ادب می باشد.

نجم العرفا آقای حیدری وجودی پیرامون نوگرایی در شعر، از سوی قهار عاصی چنین گفت: عاصی شاعری بود نوگرا و کلیشه شکن، اما در قالب های کهن نیز می سرود، او بر طبق عهدی که با خود بسته بود هر سال، یک کتاب شعر به چاپ می رساند، بیشترینه سروده ها و شعرهایش به مسایل کشور و عشق به وطن و مردم بود.

زنده یاد عاصی در ملیمۀ پنجشیر زاده شد، اما درس و تحصیل را در کابل به پایان رساند، شعرها و سروده هایش از کلیشه ها و چارچوب های پیش ساخته شاعران همطرازش بیرون می زند و به همین لحاظ کمتر می توان این شاعر را به قاعده های معمولی وفادار یافت.

وی افزود: روان نا آرام این شاعر، افزون بر شکل در محتوای شعر او نیز خود نمایی می کند، زنده یاد عاصی فطرتاً شاعری بود دردمند، صاحب موضع گیری و صراحت بیان، به همین خاطر، اغلب با مسایل کشور درگیر بود و کمتر اتفاقی در کشورش افتاد که عاصی از کنارش با سکوت گذشته باشد.

اما، او با این همه موضع گیری، روحیه تغزلی نیز داشت، از او شعر های عاشقانۀ لطیفی برجای مانده است، گاهی در شعرش آمیختگی زیبایی از لحن حماسی و تغزلی هم دیده می شود که ویژۀ خود اوست.

زنده یاد قهار عاصی تا فرجامین روزهای زندگی شش مجموعۀ شعری با نام های: «مقامۀ گل سوری»، لالایی برای ملیمه»، دیوان عاشقانۀ باغ»، «غزل من و غم من»، «تنها ولی همیشه»،  «از جزیرۀ خون»، و «از آتش از بریشم» را از خود برجا ماند.

گزینۀ «آغاز یک پایان» خاطرات اوست از جریان سال های 1371 و جنگ های داخلی و مجموعه سفرنامه او به ایران که تا حال چاپ نشده است.

چشم دوختن به گزینه های عاصی، بزرگی او را مجسم می سازد. قهار عاصی انسان بزرگ با دید وسیع بود، وی مردمش را دوست داشت به کشورش عشق می ورزید، از درد مردم میگفت و برای مردم می سرایید.

شاخص های بارز در شاعر عاصی عشق به میهن است.  در شعر عاصی، مهر میهن و ملتش را می توان با وضاحت خواند. او شاید با سرودن چنین اشعار کوشش به خرج می داد تا دریچۀ امید و خود باوری و یقین را در جامعۀ جنگ زدۀ خود بیدار نگهدارد.

علاقه و عشق عاصی به آزادی فراتر از مولفه های حماسی و میهن دوستی میباشد. عاصی با ابراز ستیز خود با بی خردی و پلیدی هم دریغ نکرد؛آزادگی را فرهنگ می پنداشت؛ باور و حتا اعتقادش تا بیکرانه ها بود.

تا دامن آفتاب برچنگ من است

با هر چه شب است و تیره گی جنگ من است

نی گفتن و خود سری که عیبش دانی

اوج هنر و کمال فرهنگ من است

پوهاند دکتور محمد حسین یمین استاد پوهنتون کابل در مورد اشعار عاصی چنین توضیح داد: سروده های عاصی، آکنده از لطف و مهر است، شعرهایش پرمهر، تا آزادی انسان، تا یک جامعه برتر و فکر می شود، سروده پردازی که حنجرۀ درد و دغدغه مردم و پاسدار ارزش های والای انسانی باشد، ماندگار خواهد ماند.

قهار عاصی چنان به وطن عشق میورزید که نتوانست از وطن دور بماند، در سفری که از روی ناگزیری و شدت جنگ های داخلی سال 1371 به ایران داشت، در آن دیار طاقت نیاورد، پس از دو، سه ماه به وطن برگشت تا با مردم و وطنش باشد، به گونه‎ی که در یک سروده اش می خوانیم که چنین از وطن و مردمش داد سخن زده است:

خیال من یقین مـن

جناب کفر و دین من

بهـشت هفتـمین من

دیار نازنـیـن مـن...

همین عشق به وطن و مردم سبب گردید تا عاصی ایران را رها کند، به وطن برگردد، در خدمت مردم و کشور قرار بگیرد.

اما با درد و دریغ که مرگ مجالش نداد و در ششم میزان سال 1373 هجری شمسی که مصادف با روزچهارشنبه بود، از اثر فیر راکت کور که از جنوب کابل شلیک شد جام شهادت نوشید و به ابدیت پیوست.

در این محفل که از سوی شورای عالی فرهنگی پوهنتون کابل وانجمن ادبی خیرخانه مینه راه اندازی گردیده بود. آقایان: احمد ضیا رفعت استاد پوهنتون کابل، استاد یامان حکمت، استاد خواجه محمد نیستانی، استاد پوهنځی زبان وادبیات پوهنتون کابل، پوهندوی نثاراحمد کوهستانی استاد پوهنځی زراعت، آقای رحمت الله بیگانه سخنرانی کرده، پیرامون بعدهای فکری، نوآوری های شعری و شاخص‌های بارزی که در شعر زنده یاد، قهار عاصی موجود است، توضیحات ارایه نمودند.
محفل با خوانش اشعار و دیکلمه سروده‌های زنده یاد عاصی توسط شاعران ودانشجویان پایان یافت.

گل علم ناصری

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha