صفحه اصلی | eslah | سرمقاله | انتحار حرام وکشتار شهروندان ناجایز است

انتحار حرام وکشتار شهروندان ناجایز است

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
انتحار حرام وکشتار شهروندان ناجایز است

شورای سرتاسری علمای افغانستان روز گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی نسبت به رویداد های خونبار روزهای اخیر اعلام موضع کرده وضمن محکومیت حملات اخیر گروه طالبان در شهر های مختلف واز جمله پایتخت که منجر به قتل وجرح صدها تن از شهروندان کشور گردید، دست زدن به انتحار را حرام دانستند. مولوی قیام الدین کشاف رییس این شورا فتوای نزدیک به دوهزار تن از علمای پاکستان مبنی بر تحریم انتحار در پاکستان را ناقص خواند. زیرا به باور وی این تعداد علمای پاکستان تنها انتحار در پاکستان را تحریم کرده اند. این نظر آقای کشاف به دیدگاه غالب در میان علمای پاکستان ارتباط می گیرد که تعدادی از این علما اعمال گروه های چون طالبان وشبکه ی حقانی را در پیشبرد جنگ در برابر دولت و مردم افغانستان را جهاد وانتحار را استشهاد ودست زدن به انتحار وانفجار به قصد کشتن گروهی شهروندان افغانستان را جایز میدانند.

    شورای سرتاسری علمای افغانستان میگوید  در اینکه انتحار حرام است حتا هیچ ضرورت به فتوا نمیباشد. زیرا به باور این شورا این از بدیهیات اصول ومبانی دین مقدس اسلام وشرع مبین است. دین اسلام کشتار و قتل حتا یک انسان را بی دلیل جایز نمیداند. قرآنکریم در این زمینه فرموده. ترجمه: « از این رو بر بنی اسراییل مقرر داشتیم که هر کس، کس دیگر را نه به قصاص، قتل کسی یا ارتکاب فسادی بر زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته باشد وهرکس که به او حیات بخشد چون کسی است که همه مردم را حیات بخشیده باشد وبه تحقیق پیامبران ما همراه با دلایل روشن بر آنها مبعوث شدند بازهم بسیاری از انها همچنان  بر روی زمین از حد خویش تجاوز میکردند. ( مایده 32). در آیه ی بعدی قرآنکریم می فرماید. ترجمه:« جزای کسانی که با خدا وپیامبرش جنگ میکنند ودر زمین به فساد میکوشند، آن است که کشته شوند، یا بر دار گردند یا دست ها وپاهای شان یکی از چپ و یکی از راست بریده شود یا از سر زمین خود تبعید شوند. اینها رسوایی شان در این جهان است ودر آخرت نیز به عذاب بزرگ گرفتار آیند.( مایده 33).

مطالعه سیره ی پیامبرعظیم الشأن اسلام، خلفای راشدین وبزرگان اصحاب  به هیچ صورت این موضوع را نشان نمیدهد که آن بزرگواران دستور به انتحار ویا انجام عملی داده باشد. وبر عکس مسلمانان را از دست زدن به یک چنین کار هایی بر حذر داشته اند.

     با این وصف از رهبران وپیشوایان گروه های چون طالبان وشبکه ی حقانی که خود را مدافعان حریم دین میدانند میتوان پرسید که آنان چه متمسکی برای این کار خود دارند. آنان چه دلیلی برای مشروعیت این اعمال وکردار دارند، که سالانه هزاران تن از شهروندان عادی را به قتل میرسانند وخانواده های زیادی را به گلیم غم وماتم 

 می نشانند وزنان را بیوه واطفال نازنین وطن را یتیم میسازند. طالبان وشبکه ی حقانی به افکار عمومی باید پاسخ دهند که چگونه ممکن است که عملی در پاکستان حرام ودر افغانستان حلال باشد. مسلمان کشی در افغانستان جایز است ودر پاکستان نه. آیا آنان فکر نمیکنند که در خدمت اهداف بیگانه گان قرار دارند. آیا آنان نمی اندیشند که ثمره این هم کنشگری ویرانی کشور خود ما وآبادانی کشور دیگران است. 

    آنچه که پس از قبول مسئوولیت حملات اخیر از آدرس طالبان در رسانه ها به نشر رسیده این است که آنان در واکنش به موضعگیری رییس جمهور ترامپ ودر پاسخ به فشار هایی است که بر این گروه ها وارد میگردد. اما این موضوع به هیچ صورت منطقی وبرابر با موازین شرع مبین وتعالیم دین مقدس اسلام نمیباشد. چنانکه مخالفت سیاسی با یک نظام سیاسی دلیل منطقی کشتار وقربانی کردن شهروندان وبرابر با موازین شریعت پیامبر ودین اسلام بوده نمی تواند. زیرا اگر هم لازم باشد تا با یک نظام مخالفت ویا از عملکرد یک حکومت انتقاد صورت بگیرد تنها راه جنگ  وخشونت ودست زدن به اعمال وکنش های تشدد طلبانه وخشونت ورزانه نمیباشد. طالبان وشبکه ی حقانی اگر حرف حسابی در نحوه اداره ی کشور وموضعی در خصوص حکومتداری دارند میتوانند از طریق فعالیت های سیاسی دور از خشونت وبی اینکه شهروندان را بکشند آن را مطرح نموده ودر  عرصه سیاست رقابت کنند. بهترین راه این است که طالبان و شبکه ی حقانی از کشتار مردم وخشونت وتشدد دست برداشته وبه روند صلح بپیوندند واز راه عملیه سیاسی اهداف خود را تعقیب کنند.  

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha