صفحه اصلی | eslah | مصاحبه | غلام نبی تنها ممثل و سینما گر: سینما نه تنها یک پدیده‌ی هنری ، بل زیر بنای اقتصادی نیز است

غلام نبی تنها ممثل و سینما گر: سینما نه تنها یک پدیده‌ی هنری ، بل زیر بنای اقتصادی نیز است

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
غلام نبی تنها ممثل و سینما گر: سینما نه تنها یک پدیده‌ی هنری ، بل زیر بنای اقتصادی نیز است

هنر؛ تلاشی برای تغییر جهان بیرونی به وسیله تصویر ، خیال ، تصور، طرح، رنگ ،نورو صداست و باپیام امید ، صلح ، انسان دوستی ، صداقت و معنویت ، زندگی بهتری را نوید میدهد و احساس هویت مشترک در جوامع انسانی را پدید مِی آورد . هنر؛ همزاد انسان است ، ازساختار قبیلوی تا دنیای مدرن امروزی ، پرستار روان آدمی در برابر ناخوشایندی ها و نا ملایمات روزگار بوده است ، هنر همواره زینت جامعه ها و ملت ها به شمار می رفته و منطبق با نیاز های زمان ، نقش تاریخی بزرگی در بهبود زندگی روانی واجتماعی، فرهنگ سازی و هویت اجتماعی انسان بازی کرده است ، به گفته ی ناصر خسرو بلخی " هنر ، زیور انسان است و انسان زیور کیهان ".

سرزمین ما ، با پیشینه ی بس دراز ، نقش مهمی درفرهنگ و تمدن اسلامی داشته و از کانون های اصلی تولید آثارهنری و ادبی فاخر ، در بلخ و هرات و غزنه ، به شمار می رفته است ، متاسفانه بحران های سیاسی و اجتماعی سده ها و سالهای گذشته ، انقطاع تاریخی بزرگی میان آن دوره های تاریخی شکوهمند ایجاد کرده است .

جامعه ی ما ، امروزه با بجران بزرگی دست و گریبان است ، بیشترین آمار فساد اداری ونیز ناامن ترین مکان برای زندگی ، کشورماست . باوجود این ، بدبختانه در دهه ی اخیر ، هنر ما نتوانست از بی مایه گی و آشفتگی و تقلید بی رویه ، خود را برهاند ودر متحول کردن ساختارهای سیاسی واجتماعی و آفرینشی و نگرش نو به حیات اجتماعی موثر افتد و امید از دست رفته را به میان آورد.

اما بعضاً کارهایی جسته و گریخته اینجا و آنجا در این عرصه ی هنر و آن عرصه ی دیگر با وجود امکانات کم و ناتوانی ها صورت گرفته و دست اندرکاران درپی کار و تلاش استند .

در بخش سینما هم برخی از چهره ها ، دراین عرصه با وصف نبود امکانات از نظر پولی و تخنیکی کارهای را زیر دست دارند و با دست شورانی در این عرصه شعله ی را که از سوی پیشکسوتان این هنر از دهه ها به اینسو فروزان شده بود نمیگذارند خاموش گردد .

از شما ر این راهیان هنر سینما ، یکی هم غلام نبی تنها یا " بلبل " سریال « بلبل » است که تقریباً هشت ، نه سال پبش با ارایه نقش کمیدی جایش را در دلها باز کرد و لبخندی را روی لبان بینندگان ایجاد نمود.

باآنکه این سریال " وقفه کمیکی " بود ، اما توانست با تمامی تلخی ها ، بیننده های تلویزیون را بخنداند و لحظه ی آنها را به دنیای دیگر ببرد.

آقای غلام نبی تنها ممثل نخبه ، هنر پیشۀ کارکشته و با فراست است ؛ آقای تنها را در اداره ملاقات کردم ، پس از مصافحه و احوالپرسی معمول ، از وی خواستم چیز ، چیزی در باره سینما و کارهای هنری شان برایم بگویند ،

وی در حالیکه دستهایم را بادستانش میفشرد از سر شوخی گفت " مصاحبه بدون پول ممنوع است ؛ زیرا امروز، مردم مفت گپ نمیزنند ، حتا سلام علیکی هم به پول شده است .

گفتم : ارزش صحبت های شما که در باره والایی هنر است به هیچ بهأ وزن نمیشود زیرا قدسیت وارزش هنر آنقدر بالاست که نمیشود به آن ارزش تعیین کرد .

آقای نبی تنها، دستم را رها کرد ، در گوشه کوچ قرار گرفت و گفت : بفرمایید من آماده استم هر سوالی که مینمایید آزاد استید .

پرسش: سینمای کشور ما از کدام سالها فعالیتش را در این راستا آغاز کرد ؟ وی چنین توضیح
داد :
صنعت سینما درافغانستان در سال 1334 هجری . خورشیدی از اوایل قرن بیستم وارد این کشور شد ، اما همواره فراز و فرود های سیاسی و اجتماعی از همان آغاز به سینما ی کشور ما مجال رشد را نداد .

به هر حال در آن سالها فلم های زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد ؛ امیر حبیب الله خان که درآن سالها امیر افغانستان بود ، برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ، اما تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده ی سلطنتی محدود ماند . عملاً این فناوری از دسترس عموم به دور بود .پس از آنکه شاه امان الله خان به اریکه ی سلطنت دست یافت، در سال 1302برای اولین بار پروژه سینمایی کشور را فعلیت رسانده و سامانه آن را که " فانوس جادویی " یا " جعبه جادویی" هم نامیده میشد ، وارد افغانستان نمود .

درهمین سالها برای نخستین بار یک فلم صامت در ولایت لغمان درمیان عموم مردم به نمایش درآمد ، اما اولین فلم افغانی با نام " عشق و دوستی "به کار گردانی لطیف رشیدی ساخته شد .

پس از رویکار آمدن محمد نادر شاه صنعت سینما وفلم سازی نظر به ملحوظاتی تعطیل گردید ، اما با دست یافتن محمد ظاهر شاه به سلطنت ، فضا برای ساختن فلم و صنعت سینما باز تر گردید ، به گونه ی که در این زمان اولین سینما درافغانستان به نام سینمای بهزاد بنا نهاده شد و فلم " عشق و دوستی " اولین فلم افغانی نیز در همین سالها ساخته شد که در لاهور فلمبرداری گردیده بود.

وی گفت : گرچه در اوایل سینمای افغانستان فقط شامل فلم های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فلم مستند ساخته میشد ، اما به طور کلی میتوان گفت، در افغانستان همواره سوژه فلم های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

پرسش: آقای تنها پدیده ی سینما از نظرشما چه نوع یک پدیده است؟

پاسخ: سینما یک پدیده عالی و انسانی است ، سینماگر واقعیت ها را ازطریق تصویر بازتاب میدهد و بیننده از راه تصویر به واقعیت ها راه می یابد ، وقایع را بهتر وخوبتر به تماشا می نشیند .

به باورآقای تنها : شهروندان ما به ویژه جوانان که بیشترین بخش جمعیت کشورما هستند ، بیش از هر امری به امید اجتماعی نیازدارند ، همه ی ما برای داشتن زندگی شاد و آرام ، به امید واری احتیاج داریم ، امید اجتماعی یعنی این باور ، که فردا میتواند بهتر از امروز باشد .

این باور را هنرمندان بیش ازهر طیف دیگر جامعه میتوانند ایجاد کنند ، که نتیجه امید اجتماعی ، اعتماد ملی و خود باوری است .

باور به این که جامعه افغانستان با استفاده ازتمامی ظرفیتهای خود میتواند ، نظام سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود را مدیریت کند از وابستگی به کشورهای خارجی و قدرت های بزرگ بیرون شود.

پرسش: آقای تنها چه راه هایی را برای تحقق اهداف هنری به ویژه اهداف هنر سینما صایب میدانید ؟

وی درحالیکه خیره ، خیره به سویم نگاه میکرد با ظرافت وبذله گویی مختص به خودش چنین بیان نمود: آدم را سوال پیچ، سوال پیچ کرده منگ میسازید ، ناگزیر استم به پاسخ اینطور ارایه کنم :

تلاش برای تولید آثار هنری فاخر و بومی باتوجه به نیازهای فرهنگی و اجتماعی .

آموزش و دانش افزایی هنرمندان و هم اندیشی در باره فعالیت های
هنری .

اطلاع رسانی رویداد های هنری افغانستان وجهان .

افزایش آگاهی عمومی در زمینه های هنری .

ایجاد نمایشگاه های هنری درمناسبت های ملی ، تاریخی و ...

توجه به نیازهای جامعه هنری افغانستان ، به ویژه سینما ، به دانش افزایی .

راه اندازی فستیوال های هنری در حدود توان و امکان .میدان دادن به هنرمندان مکتبی که عرصه ی سینما ، مدرسه ، مکتب و دانشگاه را دیده اند و دراین راه متقبل دشواری های فراوان گردیده اند.

آقای تنها ابراز امید واری کرد که: باهمکاری دست اندرکاران هنر سینما ، این هنر بتواند به اهداف یاد شده دست یابد و در ساختن جامعه ی بهتر و ارتقای ظرفیت های هنری و فرهنگی جامعه تلاش های شان را ادامه بدهند .

پرسش: همکاری مسوولان دولت را در این راستا چقدر حتمی و کار ساز میدانید ؟

پاسخ : همکاری مسوولان دولتی ، نهاد های مسوول و هنرمندان متعهد نه تنها شرط ، بل کارساز است ، امید وار استم صاحبان امور برای غنای هنر سینما رویکرد هایی را رویدست گیرند تا هنر سینمای کشورما ازحالت افتان و خیزان به حالت تحرک ، جهش و بالندگی رو آورد .

وی گفت : تلاش برای هنر متعهد ایجاب پیگیری های بیشتر را مینماید ، این پیگیری ها نیاز به همکاری مسوولان دولتی دارد ، تا هنرمندان را تشویق کنند وآنها را در راستای کارشان یاری رسانند .

به نظر وی: تشویق خوب ، ممد کارخوب است ، زمانی کارهای هنری تشویق گردید ، این امر به خودی خود میتواند اثرات بارز را از خود متبارز سازد .

آقای تنها گفت : می پذیریم که عصر ، عصر کمپیوتر است و کمپیوتر کارها را آسان ساخته است ، اما ارزش هنر ، حکایتگر هنر راستین یک ملت و یک کشور است چه این هنر درعرصه نقاشی باشد ، خطاطی ، رسامی ، آواز خوانی و یا هم سینما .

هنرمیتواند آسیب های اخلاقی جامعه مانند: فساد اداری ، ابتذال و بی اخلاقی را کاهش و مارا به سوی جامعه ی اخلاق محور ، برپایه میزان پابندی عملی مردم و مسوولان جامعه به ارزش های اخلاقی و اصول بنیادین تغییر مسیر دهد و جامعه را برای زندگی بهتر ممد و یاور شود .

پرسش: آقای تنهاازنظر شما سینمای کشورما رسالتش را تاچه اندازه در قبال مردم کشور انجام داده است ؟

پاسخ : هنر میتواند بهترین ابزار برای تقویت ارزش های اخلاقی و شگوفایی استعداد ها ، خلاقیت ، زندگی سالم و رسیدن به جامعه ی بهتر باشد .

متاسفانه دراین سالها ، از این زاویه به هنر توجه نشده است و هنر بیشتر خود را به عنوان وسیله ی برای تفریح ، سرگرمی و بطالت نشان داده است و ما نتوانستیم هنر متعالی ، فاخرو متناسب با نیاز های فرهنگی خودمان را تولید کنیم.

وی افزود: این امر برهنر سینما نیز بی تأثیر نماند ، به گونه یی که دراین پانزده سال میلیارد ها دالر صرف بخش های گوناگون گردید ، متاسفانه کار به درد بخوری در مجموع به هنر و به ویژه هنر سینما صورت نگرفت .

به نظر من این یک اشتباه بزرگ است ، زیرا هنر سینما میتواند همه واقعیت ها را به خوبی بازتاب دهد ، روند بهسازی ، بازسازی ، اعمار و انکشاف را در ذهن ها القاح نماید ، استفاده از ابزار هنر میتواند ممد خوبی برای پیشرفت باشد به ویژه سینما .

وی گفت : سینما رامیتوان به عنوان زیربنای اقتصاد تلقی کرد ، اما بازهم به این هنر کم پرداختی صورت گرفته و کاری که بایستی انجام میشد انجام نشده است .امید واریم مسوولان امور جداً متوجه این موضوع شوند ، سینمای کشور راکه از نیاز های روز است دست کم نگیرند ، در دوباره حرکت کردن سینما ، رشد و بالندگی آن کوشش های مستمر و بایسته را انجام دهند .

پرسش: آقای تنها پیام شما به حیث یک اکتریست ، ممثل ورزیده و سینماگر به شهروندان چیست و با کدام راه ها میشود زمینه را برای ارایه های بهتر هنری به ویژه هنر سینما فراهم ساخت ؟

پاسخ : پیام من به حیث یک راهرو هنر تمثیل ، تیاتر و سینما به هنر دوستان وآنهایی که به هنر ارج قایل استند ، اینست تا خوب بیندیشند ، زیرا اندیشه ی سالم رهنمودی برای تفکیک و تمییر درست است ،

سره را از ناسره جدا بسازند ، دقیق باشند و به مظاهر هنری ارزش قایل گردند.

وی میگوید : سینما یک پدیده ی هنری است ، این هنر مردم را در پی خودش با هنریتی که دارد میکشاند ، مردم را آگاهی میدهد و رویداد ها را چنانکه استند به گونه ی عاطفی و هنری بازتاب میدهد .

بناً آنچه از نیازهای اساسی جامعه و مردم است ، سینما درخود نهفته دارد و با ارایه های هنری ، عاطفی به پاسخ مردم میپردازد که آنها به آن ضرورت دارند و از نیاز های اساسی زندگی آنها محسوب میگردد.

گل علم ناصری

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha