صفحه اصلی | eslah | مقالات | در پیوند به روز جهانی همبستگی زنان: زندگی دشوار زنان افغانستان؛شکنجه، قتل، محرومیت و دادگاه‌های صحرایی، عمده ترین مشکلات زنان در افغانستان

در پیوند به روز جهانی همبستگی زنان: زندگی دشوار زنان افغانستان؛شکنجه، قتل، محرومیت و دادگاه‌های صحرایی، عمده ترین مشکلات زنان در افغانستان

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

افغانستان در حالی از روز جهانی همبسته گی زنان تجلیل میکند که هنوز افق برای یک زنده گی ایده‌آل برای زن افغانستان تاریک است و زنده گی آن ها با دشواری ها ومشکلات زیادی مواجه است. این از آن جهت نیست که عزم دولت بر تغییر ودگرگون ساختن وضعیت موجود در مورد زنده گی پر از مرارت زنان قرار نگرفته ویا تلاش هایی در این زمینه از سوی حکومت صورت نگرفته است. چون در جریان سال هایی که پس از ایجاد نظام جدید در کشور گذشته، دولت وشرکای بین المللی اش میلیون ها دالر را سالانه در راه آوردن تغییر در وضعیت حاکم بر زنده گی زن افغان به مصرف رسانده است.

    دولت کوشیده زمینه ی تعلیم وتحصیل، فرصت های شغلی وکار واز جمله کار در ادارات دولتی را برای زنان به وجود آورد. همین اکنون هزاران دختر در موسسات تعلیمی وتحصیلی مصروف فراگیری علوم ومعارف اند. وهزاران تن اززنان درادارات دولتی در سطوح مختلف شاغل اند وتعدادی قابل توجهی اززنان در سطح رهبری ادارات مصروف خدمتگذاری به کشور ومردم افغانستان اند. تعدادی از بانوان به عنوان نماینده گان مردم در شورای ملی ویا به عنوان سفرای کشور در ممالک خارجی ایفای وظیفه مینمایند.

    بخشی از زنان همین اکنون در  عرصۀ تشبثات اقتصادی فعال اند. این زنان یا تجارت را پیشه ی خود ساخته ومصروف داد وستد بازرگانی در هر دو عرصه ی داخلی وخارجی اند  ویا در دیگر عرصه ها چون صنعت، زراعت، هنر، تحصیلات وتعلیمات و...، سرمایه گذاری کرده اند. زنان زیادی اند که با استفاده از بستر های گسترده ی قانونی وفضای بازی که دولت برای شان فراهم ساخته بخشهای مهم اقتصادی را مدیریت میکنند ومصروف ارایه خدمات عمومی برای شهروندان در کشور اند.

    دولت برای رسیدن به اهداف تعیین شده وآوردن بهبود در زندهگی زن افغان قوانین ومقررات را به روز کرده و کوشیده که بستر قانونی را برای ایجاد تسهیلات لازم جهت رسیدن به وضعیت مطلوب وتغییر آن به نفع زن افغان فراهم آورد. یکی از این قوانین قانون منع خشونت در برابر زنان است که سالها است توشیح واجرایی شده وبر بنیاد آن څارنوالی های اختصاصی زنان ومحاکم رسیده‌گی به جرایم وتخلفات در برابر زنان ایجاد وتا اکنون به دوسیه های زیادی در این زمینه رسیده‌گی کرده، مجرمان، متخلفان ومتجاوزان به حقوق زنان را مطابق مفاد احکام این قانون  محکوم به مجازات کرده اند.

    اما همه ی داستان این نیست. این سکه روی دیگری نیز دارد. چالش ها ومشکلات فرا راه زنده‌گی زنان اندک نیست. مشکلاتی که سبب شده این همه دستاورد ها به چشم اندک بیاید. وتغییراتی که از آن ها نام گرفتیم پایدار ونهادینه نشود وخطر از بین رفتن ونابود شدن این دستاور ها را تهدید میکند. دستاورد های که به کمک وتوجه دولت ونظام فعلی به دست آورده اند با اندک تحولی در عرصه ی سیاسی از بین برود وزنان بار دیگر به زندان تنگ  وتاریک زنده گی مرارت بار گذشته دورۀ طالبان باز گردند.  

   عمده ترین تهدید در برابر حفاظت ونگهداشت دستاورد های زنان این است که تا اکنون نتوانسته ایم این تغییرات را که در پی آن هستیم به باور عمومی جامعه ی به شدت سنتی مان تبدیل کنیم. نتوانسته ایم باور اقشار مختلف جامعه ی مان را نسبت به حقوق مشروع وقانونی زنان تغییر دهیم. وبا بهتر بگوییم نتوانسته ایم که باور به نادرستی کنشگری جامعه ی به شدت سنتی خویش را نهادینه بسازیم وتوده ها واعضای جامعه ی خویش را نسبت به آنچه که به آن باور دارند وبا هزار ویک دلیل نادرست می باشد قناعت دهیم. واین باور را در آنان ایجاد کنیم که دست از کنش ومنش جاری خود بردارند.

    بلکه در عوض آنچه که ما در پی آنیم آنان آن را فراورده ی فرهنگ غرب وبیگانه با آموزه های دینی و شرعی خود میپندارند. نوع موضعگیری آنعده از نماینده گان مردم در شورای ملی که کسوت علمای دینی را به بر کرده اند در برابر قانون منع خشونت در برابر زنان آن زمان که غرض تصویب به پارلمان رفته بود این واقعیت را به اثبات میرساند. آنان برخی مواد این قانون را خلاف شریعت وآموزه های دینی قلمداد می کردند. و
میگفتند که این برخاسته از باور های فکری غرب است. در حالیکه اهل علم واشخاص آگاه به دین وشریعت میدانند که این مسایل پیش از اینکه فراورده فرهنگ غربی باشد بخشی از تعالیم دین مقدس اسلام وشریعت روشن پیامبر(ص) میباشد. این اسلام وشریعت بود که از زنده به گور کردن دختران جلو گیری کرده وکارنامه زرینی را در تاریخ بشری به نام خود به ثبت رساند. برای زنان حقوق اقتصادی قایل گردید وبا تاکید بر اینکه تحصیل وتعلیم بر مرد وزن فرض است حق فرهنگی زنان را به رسمیت شناخت و آنان حق میراث داد و... .

     این است که ما نتوانسته ایم از برخی مشکلات وتهدیدات نسبت به زنده گی زنان جلوگیری کنیم. هنوز دشواری ها ومشکلات فراوانی است که زنده گی زنان را به چالش کشیده وپیامد های ناگواری را متوجه زنده گی زنان کرده است.

جرایم وتعرضات

    جرایم وتعرضاتی مانند شکنجه، لت  وکوب، قتل، قطع اعضا وبیرون کردن از خانه و...، هنوز هم زنده گی زنان را به شدت تهدید میکند. آماری را که موسسات حمایت کننده زنان به شمول کمیسیون مستقل حقوق بشر از قربانیان این جرایم وتعرضات به حقوق زنان سالانه به نشر میرسانند زیاد تکاندهنده است. با گذشت هر سال نه تنها این آمار پایین نیامده بلکه همیشه در حال تزاید بوده است. همین چند ماه پیش بود که کمیسیون مستقل حقوق بشر از ازدیاد بیست وپنج در صدی خشونت ها در برابر زنان خبر داد. در سالی که پشت سر گذاشتیم رسانه ها از رویداد های خشونت باری گزارش کردند که بار ها دختران وزنانی در ولایات مختلف در دادگاه های صحرایی یا به قتل رسیده ویا هم مورد لت وکوب وشکنجه قرار گرفته اند. اخرین گزارش هایی که سرخط خبر رسانه ها شد قتل چندین دختر وزن در ولایات شمالی وضرب وشتم یک زن در ولایت تخار بود که موجی از واکنش ها را به وجود آورد.

تنگ شدن فضا برای زنان

    با گذشت زمان فضا برای فعالیت اجتماعی وکار وبار در ادارات تنگ وتنگتر شده رفته است. بار ها خبر هایی از بد رفتاری وتعرضات به هدف خواهشات جنسی در ادارات ونهاد های حکومتی به شمول نهادهای امنیتی ودفاعی به رسانه ها به نشر رسید. چنانکه گزارش هایی نیز به نشر رسید که بنا بر عواملی دختران و زنان از کار کردن در ادارات رسمی منصرف شده وکار خود را ترک کرده اند. همین دیروز بود که روز نامه ی اصلاح گزارش را به نشر رساند که از میزان زنان ودختران شاغل در رسانه ها نسبت به گذشته کاسته شده وآنان با تاثیر پذیری از برخی عوامل موجود در اجتماع دست از کار با رسانه ها کشیده وبه خانه های رفته اند. مجیب خلوتگر مسئوول «نی» یا دیدبان رسانه ها به روزنامه ی اصلاح گفت که از 2600 تن خبر نگار زن تنها 2000 تن شان به کار در رسانه ها ادامه داده اند. وششصد تن دیگر کار در رسانه را ترک گفته وبه خانه نشسته اند.

فقر وتنگدستی

    فقر بلای خانمان سوزی است که گریبان اقشار مختلف جامعه ی افغانی را گرفته ودر سالهای پسین دایما در حال افزایش بوده است. موج فزاینده ی فقر از آن ناشی شده که در سال های پسین نسبت به فرار سرمایه ها وکاهش سرمایه گذاری فرصت های شغلی به شدت کاهش یافته وبیکاری با گذشت هر روز توسعه پیدا کرده است. روند فرار سرمایه وکاهش سرمایه گذاری از زمانی آغاز شد که با آغاز 2014 وپس از خروج نیروها وموسسات جامعه ی
بین المللی، کمک ها به افغانستان به شدت کاهش یافت ونیز تبلیغات وسیعی که گویا اوضاع کشور به خرابی میرود وحتا دوام عمر دولت را برخی زیر سوال میبردند به راه افتاد و از میزان امید مردم به آینده کاسته شد.

    بیشترین آسیب ناشی از فقر متوجه زنده گی زنان گردید. زنان بیش از هر قشری از اقشار جامعه از میزان فزاینده ی فقر متاثر شدند. به ویژه زنان آن خانواده های که نان اوری جز زنان نداشتند. زیرا کاهش سرمایه گذاری که بیکاری را موجب شد از یک طرف واینکه زنان به هیچ صورت مشابه با مردان بوده نمیتوانند و نمی توانند در هر شرایطی کار کنند وهر نوع کاری را نمی توانند انجام دهند از طرف دیگر باعث شد خانواده هایی که نان اور شان زنان بودند نتوانستند کاری که مطابق شأن وبرابر با طاقت و توان شان باشند پیدا کرده ومنبع در آمد خود را از دست داده وجبرا به فقر کشیده شدند. واز سوی دیگر بنا به نوسان حاکم بر بازار وبالا رفتن قیمت ها توان اندک خرید که این خانواده ها در اختیار داشتند را به تحلیل برده وزنده گی را برای آنان به یک کابوس تبدیل کرد.

نتیجه

   برآیند آنچه گفته آمدیم این میشود که:

   دولت افغانستان وشرکای
بین المللی اش در سال های پسا طالبان زیاد تلاش کردند وبرنامه های اصلاحی زیادی را در دست اجرا گرفتند ومیلیون ها دالر را به هدف آوردن تغیییر مثبت در زنده گی زنان وامحای ناملایمات وناهنجاری ها از دامن زنده گی زن افغان هزینه کردند. خوشبختانه دستاورد هایی هم به دست آمد وتغییراتی را در سطوح مختلف جامعه میتوانیم مشاهده کنیم. اما این دستاورد ها شکننده بوده ونهادینه نشده است.

    آنچه را که ما در پی آنیم به باور عمومی تبدیل نشده است. هنوز معلومات نسبت به آنچه که دین ما و شریعت ما میگوید ناچیز است وبیشتر از دین وشرع این سنت ها است که بر اعضای جامعه ی ما حکومت میکند وملاک ومناط عمل در میان توده ها است. حتا برخی علمای دینی ما که در مسند ارشاد وهدایت خلق خدا قرار دارند برداشت درست  وصحیح از جایگاه وحقوق زنان ندارند. ودر مواقعی بر خلاف آنچه که شرع ودین دستور داده موضع میگیرند. موضعگیری شان ناشی از تسلط باور های سنتی بر افکار وعقاید شان است.

    شکنجه، قتل، فقر، محرومیت های اقتصادی ودادگاه های صحرایی، عمده ترین مشکلات زنان در میان جامعه ی افغانی است. عمده ترین عوامل این پدیده های ناگوار یکی حاکمیت سنت ها ودیگر معافیت از مجازاتی که قانون برای متجاوزان ومجرمان پیش بینی کرده می باشد.  ودوم کاهش سرمایه گذاری وفرار سرمایه ها از کشور است. کاهش سرمایه گذاری وفرار سرمایه ها زمانی صورت گرفت که قوای
 بین‌المللی وموسسات خارجی از کشور بیرون شده وکمک ها به افغانستان کاهش یافت وتبلیغات وسیعی به راه افتاد و باعث شد که میزان امید مردم نسبت به اینده آسیب ببیند ومردم نسبت به آینده امید خود را از دست بدهند وحتا برخی پیش بینی میکردند که نظام ودولت دوام نمی اورد.

عنابی

نظرات (1 نوشته شد)

avatar
داوود ناظری 07/03/2018 11:52:34
جناب عنابی درود بر شما
نوشته تان عمیق، آگاهی بخش و هدفمند بود
مجموعه نتایج: 1 | نمایش: 1 - 1

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha