صفحه اصلی | eslah | مقالات | پروسه‌ی کابل و آزمایش اراده و استقلالیت طالبان برای پیوستن به روند صلح

پروسه‌ی کابل و آزمایش اراده و استقلالیت طالبان برای پیوستن به روند صلح

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

حکومت افغانستان برای نخستین بار طرح مکتوبی به منظور گفتگو و مصالحه با گروه طالبان ارایه کرد. رییس جمهورغنی در دومین نشست پروسه‌ی کابل یک بسته‌ی پیشنهادی هفت ماده‌ای را روی میز گفتگوهای صلح با طالبان گذاشت که به رسمیت شناختن گروه طالبان به عنوان یک جریان سیاسی، بازنگری قانون اساسی، رهایی زندانیان طالبان از زندان‌های افغانستان و تلاش برای رفع تحریم‌های بین‎المللی از سران گروه طالبان از مهمترین پیشنهادهای حکومت افغانستان برای تسریع و تسهیل گفتگوهای صلح با طالبان بود. حکومت افغانستان با این طرح پیشنهادی در واقع اراده‌ و استقلالیت گروه طالبان برای مذاکره و مصالحه را به آزمایش گذاشت.

این طرح که از یکسو اراده‌ی حکومت افغانستان برای تأمین صلح در کشور را به نمایش می‌گذارد، از جانب دیگر نمونه‌ی تلاش حکومت برای ایجاد یک محوریت به رهبری حکومت و مردم افغانستان در زمینه‌ی تلاش‌های صلح است. حکومت افغانستان با استقبال از هر تلاش ملی و بین‌المللی برای تسهیل گفتگوهای صلح، همواره تأکید کرده است که روند صلح حکومت افغانستان با طالبان باید با مالکیت و رهبری حکومت و مردم این کشور باشد. پروسه‌ی کابل که به ابتکار حکومت افغانستان طرح‌ریزی شده است، در واقع تلاشی برای ایجاد چنین محوریتی است تا برخی کشورهایی که خود در منازعه‌ی چندین دهه‌ی افغانستان دخیل اند، پروسه‌ی صلح با طالبان را بیش از این به گروگان نگیرند. اما چنانی‌که معلوم است، طالبان تاهنوز در واکنش به بسته‌ی پیشنهادی حکومت افغانستان که در دومین نشست پروسه‌ی کابل مطرح شد، موضع‌گیری رسمی نداشته اند. ولی از محتوای مقاله‌ای که از آدرس این گروه به نشر رسیده، چنین استنباط می‌شود که آنان به نقشه‌ی راه صلح که از آدرس حکومت افغانستان در نشست پروسه‌ی کابل مطرح گردید، بی‌باوری نشان داده و هنوز آماده‌ی پیوستن به روند صلح نیستند. در این مقاله که برخی رسانه‌ها آنرا موضع‌گیری غیر رسمی طالبان در برابر نقشه‌ی راه صلح حکومت افغانستان خوانده اند، آمده که در این طرح پیشنهادی هیچگونه زمانبندی‌ای برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان که از خواست‌های اساسی گروه طالبان است، وجود ندارد و تا زمانی‌که نیروهای خارجی در افغانستان حضور داشته باشند، گفتگوهای صلح مفهومی ندارد. اما با آنهم حکومت افغانستان هنوز امیدوار است تا طالبان به این طرح بدون پیش‌شرط که به عنوان نقشه‌ی راه صلح مطرح شده، لبیک گفته، دست از خشونت‌ورزی و شورشگری بردارند و برای گفتگو و مصالحه خود شان را آماده کنند. دواخان مینه‌پال معاون سخنگوی رییس‌جمهور گفته است که طرح پیشنهادی و یا نقشه‌ی راه صلح که در نشست دوم پروسه‌ی کابل ارایه شد، بدون پیش‌شرط است و در صورت آغاز گفتگوهای صلح، حکومت آماده است روی زمانبندی برای خروج نیروهای خارجی از کشور نیز صحبت شود.

 با این‌حال حکومت افغانستان تأکید دارد که تلاش‌های صلح را بر مبنای نقشه‌ی راه که در پروسه‌ی کابل مطرح شد پی خواهد گرفت. قرار است سه نشست مهم دیگر در کشورهای ازبیکستان، عربستان سعودی و اندونیزیای پیرامون موضوع صلح افغانستان برگزار شود و حکومت افغانستان امیدوار است بتواند در این زمینه یک اجماع منطقه‌یی و جهانی ایجاد کند و در چارچوب آن گفتگوهای صلح با طالبان را به پیش ببرد. اما چند پرسش اساسی دراین زمینه مطرح می‌شود و آن اینکه آیا سرانجام گروه طالبان به این فراخوان حکومت افغانستان که از حمایت بین‌المللی نیز برخوردار است لبیک خواهد گفت؟ آیا طالبان اراده‌ای برای ختم این سناریوی خونین دارند و آیا این گروه از استقلالیت کامل برای مذاکره و گفتگوی واقعی به‌منظور پایان دادن به جنگ کنونی برخوردار اند؟. بسیاری از آگاهان و کسانی‌که بیش از یک‌ونیم دهه موضوعات صلح و جنگ افغانستان را دنبال می‌کنند به این باور اند که گروه طالبان هیچ‌گونه استقلالیتی برای پیگیری گفتگوهای صلح و ختم منازعه‌ی جاری ندارند. به باور این آگاهان، رهبران طالبان تا هنوز نتوانسته‌اند از کنترول و حصاری که حکومت، ارتش و استخبارات پاکستان برای آنان درست کرده، خود شان را بیرون کنند. به باور این آگاهان، در واقع این پاکستان است که تصمیم می‌گیرد طالبان بجنگند و یا به روند صلح بپیوندند. پاکستان بالای گروه طالبان و زیرمجموعه‌های آنان مانند شبکه‌ی حقانی سرمایه‌گذاری استراتژیک کرده و تأمین صلح و ثبات در  افغانستان را به ضرر منافع ملی و اهداف استراتژیک‌اش می‌داند. پاکستان هنوز از سیاست هندمحورش در افغانستان دست نکشیده است. پاکستانی‌ها فکر می‌کنند جز گروه طالبان، هر نظام دیگری که در افغانستان حاکم باشد، سیاست دوستی با هند را دنبال می‌کند و هندوستان با استفاده از قلمرو افغانستان می‌تواند به بی‌ثباتی پاکستان دامن بزند. پاکستان هند را متهم می‌کند که این کشور از طریق خاک افغانستان به جدایی‌طلبی و شورشگری در بلوچستان دامن می‌زند. پاکستان می‌خواهد رژیمی در افغانستان حاکم باشد که دشمنی استراتژیک با هند داشته باشد و به باور پاکستانی‌ها برگشت طالبان به قدرت می‌تواند این هدف اسلام‌آباد را تحقق ببخشد. این درحالی‌است که حکومت افغانستان همواره تأکید کرده که به هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد با استفاده از جغرافیای افغانستان در امور داخلی کشور دیگری مداخله کند. حکومت افغانستان همواره ادعاهای حکومت پاکستان مبنی بر استفاده‌ی هند از قلمرو افغانستان علیه پاکستان را رد کرده است. حکومت افغانستان همیشه گفته است در صورتی که پاکستان اسناد و مدارکی در این زمینه داشته باشد، به افغانستان و جامعه جهانی ارایه کند. با اینهمه پاکستانی‌ها حاضر نیستند کنترول طالبان را از دست داده و به رهبران این گروه اجازه دهند با حکومت افغانستان صلح کنند. بنابراین حکومت افغانستان و جامعه‌ی بین‌المللی همکار افغانستان باید در قدم نخست با پاکستان یک‌طرفه کند. جامعه‌ی جهانی و در رأس ایالات متحده‌ی امریکا اگر می‌خواهد افغانستان به صلح و ثبات دست‌یافته و به چهار دهه منازعه‌ی خونین این کشور نقطه‌ی پایان بگذارد، باید پاکستان را مجبور به همکاری صادقانه  در روند صلح افغانستان کند. بدون تشدید و دوام فشارهای بین‌المللی بر حامیان طالبان، این گروه حاضر به مصالحه نخواهد شد. بناً باید عقبه‌ی حمایتی طالبان ازمیان برده شود. پاکستان باید مجبور شود دست از حمایت استراتژیک گروه‌های ستیزه‌جو بردارد و به سیاست‌ هندمحورش در افغانستان پایان دهد.

روی‌همرفته زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که گویا طالبان در صورتی حاضر به مصالحه با حکومت افغانستان می‌شوند که قلمرو مشخصی از جغرافیای افغانستان در اختیار این گروه قرار داده شود. برخی رسانه‌های خارجی از قول یکی از رهبران طالبان گزارش داده اند که طالبان در  بدل گرفتن امتیازاتی مانند کنترول چند ولایت، گرفتن سهمیه‌ی پنجاه درصدی در حکومت، ایجاد اداره‌ی موقت و رفتن به طرف انتخابات، حاضر اند با حکومت افغانستان کنار بیایند. هرچند این موضوع دیدگاه رسمی طالبان را بازتاب نمی‌دهد، اما طرح چنین دیدگاه‌هایی بدون شک خطرناک و نگران کننده است. این موضوع پس از برگزاری دومین نشست پروسه‌ی کابل، از سوی برخی رسانه‌های خارجی به شدت دامن زده می‌شود. این موضوع می‌تواند یکی  از اهداف خطرناک حکومت و اداره‌ی استخبارات پاکستان باشد. برگشت طالبان به قدرت و کنترول جغرافیای مشخصی از خاک افغانستان توسط این گروه هدف استراتژیک پاکستان است. این موضوع می‌تواند افغانستان را روی کاغذ تجزیه کند و این کشور را برای رسیدن به یک نظام مطلوب، مقتدر و پایه‌دار برای همیشه محروم کند. این ایده می‌تواند مانع ساختن یک دولت مدرن در افغانستان شود. حکومت افغانستان و همکاران بین‌المللی آن باید این موضوع را جدی بگیرند. مخالفان مسلحی که می‌خواهند دست از خشونت و شورشگری برداشته و به جامعه‌ی افغانستان مدغم شوند، آغوش حکومت برای آنان باز گذاشته شده است.

حکومت افغانستان در بدل پیوستن مخالفان مسلح به روند صلح امتیازات مشخصی به آنان پیشنهاد کرده؛ امتیازاتی که در کنفرانس پروسه‌ی کابل پیشنهاد شد. طالبان می‌توانند از این فرصت استفاده کرده و در چارچوب نقشه‌ی راهی که از سوی حکومت افغانستان آماده شده، به روند صلح بپیوندند. درغیر آن همانگونه که پیش از این حکومت افغانستان اذعان داشته، صلح و ثبات این کشور باید در میدان نبرد جستجو گردد.

پاینده

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha