صفحه اصلی | eslah | مقالات | صلـح افغانسـتان چرا دست‌نیافتنی شده‌اسـت؟

صلـح افغانسـتان چرا دست‌نیافتنی شده‌اسـت؟

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

خبرگزاری اسوشیتدپرس به نقل از مقام‌های پنتاگون یا وزارت دفاع ایالات متحده‌ی امریکا گزارش داده است که قرار است شمار زیادی از سربازان امریکایی که از سال 2014 به اینسو در عراق مستقر بودند و علیه گروه داعش می‌جنگیدند،

به افغانستان منتقل شوند. بربنیاد معلومات وزارت دفاع امریکا، حدود 9هزار سرباز امریکایی برای نبرد با داعش به عراق فرستاده شده بودند. با این حال اسوشیتد پرس گزارش داده که ممکن حدود شصت درصد این سربازان همراه با سلاح و تجهیزات شان به افغانستان فرستاده شوند. این درحالی‌است که سال گذشته حکومت ایالات متحده‌ی امریکا تصمیم گرفت چهار هزار سرباز تازه نفس امریکایی را به میدان‌های نبرد افغانستان بفرستد. یک سال پیش شمار سربازان امریکایی در افغانستان به نُه‌هزار تن می‌رسید که با اعزام چهارهزار سرباز تازه‌نفس، شمار سربازان امریکایی در افغانستان به شمول سربازان سایر کشورهای عضو ناتو به پانزده هزار تن رسید. در صورت اعزام سربازان امریکایی از عراق به افغانستان، تعداد سربازان امریکایی و ناتو در این کشور در حدود بیست هزارتن خواهد رسید. حکومت عراق جنگ علیه داعش را تمام شده خوانده و از اینرو با حکومت ایالات متحده امریکا توافق کرده است تا شمار سربازان امریکایی در عراق کاهش یافته و به حداقل برسد. این نبشتار بیشتر روی این موضوع متمرکز است که حکومت عراق چگونه توانست داعش را شکست دهد و دامنه‌ی حاکمیت دولتی را تا دورترین نقاط این کشور بگستراند؛ درحالی‌که افغانستان و همکاران بین‌المللی آن دارند مرحله‌ی جدیدی از نبرد علیه هراس‌افگنان را آغاز می‌کنند. با افزایش شمار سربازان امریکایی در افغانستان و موضع‌گیری اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا مبنی بر بستن دروازه‌های صلح بر روی طالبان چنین می‌نماید که فاز تازه‌ای از نبرد علیه تروریستان در افغانستان دارد شکل می‌گیرد. روی‌همرفته حکومت افغانستان باید روی این موضوع تمرکز کند که دلیل موفقیت جنگ حکومت عراق علیه گروه تروریستی داعش در چه بوده و دلیل اینکه جنگ افغانستان به بن‌بست رسیده و روزنه‌ای برای پایان آن دیده نمی‌شود درچه است و این‌که آیا می‌توان از تجربه‌ی حکومت عراق در نبرد علیه هراس‌افگنان در افغانستان استفاده کرد یا خیر باید مورد توجه قرار گیرد.

ظهور و زوال داعش در عراق: داعش در سال 2014 در عراق اعلام خلافت کرد و در زمان اندکی توانست بخش‌های مهمی از خاک آن کشور را از کنترول حکومت بیرون کند. داعش همزمان بر مناطق مهم خاک سوریه نیز مسلط شد. ظهور داعش در عراق و سوریه پای بازیگران جهانی و منطقه‌ای را در خاور میانه باز کرد. نیروهای امریکایی که پس از فروپاشی حکومت صدام‌حسین در عراق و روی‌کار آمدن یک نظام جدید، آن کشور را ترک کردند، بار دیگر به هدف نبرد با داعش به عراق اعزام گردیدند. ملیشه‌های شیعه‌ی وابسته به حکومت ایران نیز به طرفداری حکومت عراق به نبرد رویاروی علیه داعش شتافتند. سرانجام پای روسیه نیز به نبرد داعش در خاور میانه کشیده شد. هرچند روسیه به طرفداری از حکومت بشار اسد که در حال فروپاشی به دست داعش و سایر مخالفان مسلح خود بود، وارد نبرد شد و نخستین مداخله‌ی نظامی فرامرزی این کشور را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق کلید زد؛ اما بسیاری از آگاهان به این باور اند که مداخله‌ی نظامی روسیه در سوریه و ازمیان برداشتن مواضع این گروه عامل تعیین کننده‌ای در نبرد جهانی علیه داعش بود. نیروی هوایی روسیه حملات کشنده‌ای را بر پایگاه‌ها و مواضع داعش در سوریه راه‌اندازی کرد و رهبران، منابع تسلیحاتی، نفتی و تدارکاتی داعش را ازمیان برد. درهم کوبیدن داعش در سوریه توسط نیروی هوایی روسیه، در واقع روی جبهه‌ی ضد داعش در عراق نیز تأثیر گذاشت و روحیه‌ی نیروهای حکومت عراق و موتلفین آنرا بالا برد. همزمان روسیه تهدید کرد دامنه‌ی حملات هوایی‌ علیه داعش را تا قلمرو عراق نیز گسترش خواهد داد که با استقبال حکومت عراق مواجه شد. عراق و سوریه پس از ظهور داعش در واقع جولانگاهی برای مداخله‌ی قدرت‌های بیرونی و میدانی برای جنگ نیابتی رقبای سنتی مبدل گشت. عراق به میدانی مبدل گشت که چندین نیروی متخاصم برای رسیدن به یک هدف مبارزه می‌کردند. نیروهای امریکایی از هوا و ملیشه‌های شیعه‌ی وابسته به دولت ایران از زمین در کنار نیروهای دولتی عراق شکست داعش را رقم زدند. اکنون اگر به برایند جبهه‌ی ضد داعش در عراق بنگریم، نتیجه همان چیزی است که حکومت عراق به دنبال آن بود و آن جز شکست داعش و گسترش قلمرو حاکمیت دولتی چیز دیگری نیست. حکومت عراق توانست از ظرفیت‌ها و امکانات قدرت‌های رقیب که با اهداف خاصی وارد نبرد علیه داعش شده بودند، به نفع خود استفاده نماید و با بسیج آن داعش را تا دورترین نقاط این کشور سرکوب نماید. اکنون حکومت عراق شکست داعش را اعلام کرده و پیروزی اش را جشن می‌گیرد. با شکست داعش در عراق، جنگ نیابتی قدرت‌های بیرونی و رقبای سنتی نیز در آن کشور پایان یافته و یکی پی دیگر دارند از خاک عراق بیرون می‌شوند. حکومت عراق در درازنای چهار سال نبرد خونین، هیچ جبهه‌ای را برای صلح با داعش باز نکرد و با تمام توان به شکستن و درهم کوبیدن جبهات این گروه پرداخت و درنهایت به پیروزی رسید. اما در  افغانستان با وجود اینکه میلیون‌ها دالر در روند گفتگوهای صلح هزینه شده و دروازه‌های صلح و آشتی به روی مخالفان مسلح باز است، بازهم جنگ دوام دارد و همه روزه خون ده‌ها سرباز و غیرنظامی به زمین می‌ریزد. افزون بر قربانی شدن مردم افغانستان، این جنگ ضربات سنگین اقتصادی را بر این کشور وارد کرده است. سرمایه‌ها فرار می‌کند، نیروی انسانی به ترک کشور فکر می‌کند، به زیربناها و دارایی‌عامه آسیب می‌رسد و مسیرهای پیشرفت و ترقی کشور سد گردیده است.  با این وصف پرسش اساسی این است که آیا ما بازهم شیوه‌ای که در شانزده سال اخیر تجربه شده و نتیجه‌ای در قبال نداشته با مخالفان مسلح برخورد کنیم یا رویکرد مان را تغییر دهیم؟ بدون شک این رویکرد باید تغییر کند. پس از حملات خونین تروریستی اخیر که بر کابل و شهرهای دیگر کشور صورت گرفت و مسوولیت آن را گروه طالبان به عهده گرفتند، دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده‌ی امریکا اعلام کرد که پس از این هیچ‌گونه صلح و گفتگویی با طالبان درکار نخواهد بود آنان باید سرکوب شوند.

رییس جمهورغنی نیز در واکنش به این حملات اعلام  کرد که دروازه‌های صلح را بر روی عاملان این رویدادها می‌بندد و تنها با کسانی گفتگو خواهد شد که دست از جنگ و خون‌ریزی بردارند و آماده‌ی گفتگوهای صلح باشند. رییس جمهورغنی همچنین تأکید ورزید که باید تفکیک کنیم که با چه کسانی می‌جنگیم و با چه کسانی صلح می‌کنیم و این رویکرد باید در عمل پیاده شود. هرچند دشوار است که مخالفان جنگ طلب و مخالفان صلح‌جو از همدیگر تفکیک شوند، اما درصورتی داوطلبان صلح در میان مخالفان مسلح افزایش خواهد یافت که حکومت در میدان‌های  نبرد دست بالا داشته باشد. صلح باید در میدان‌های نبرد جستجو گردد. این همان چیزی است که در عراق و سوریه تجربه شده و به نتیجه رسیده است. بدون استفاده از گزینه‌های نظامی، پایانی برای سناریوی خونین افغانستان متصور نخواهد بود. حکومت افغانستان با ایجاد همگرایی جهانی و منطقه‌ای می تواند در این نبرد پیروز شود. کشورهای منطقه که در واقع از اوضاع جاری افغانستان به نوعی احساس خطر می‌کنند باید حکومت افغانستان را برای غلبه بر این وضعیت همکاری کنند. این همکاری باید در چارچوب روابط دولت با دولت باشد. کشورهای منطقه باید به این نکته توجه کنند که نمی‌توانند از طریق شبکه‌سازی در میان مخالفان مسلح حکومت افغانستان، امنیت کشورهای شان را تأمین کنند. ثبات منطقه زمانی تأمین و تضمین خواهد شد که نظام با ثبات و نیرومندی در افغانستان شکل بگیرد و قادر به مهار تهدیدات امنیتی باشد. در ضمن کشورهای جهان و منطقه به ویژه کشورهای که از وضعیت موجود امنیتی افغانستان احساس خطر می‌کنند، باید به ازمیان بردن عوامل بیرونی جنگ افغانستان تمرکز بیشتر کند. بدون خشکانیدن ریشه‌ها و عقبه‌های حمایتی گروه‌های ستیزه‌جو در بیرون از خاک افغانستان، این جنگ به درازا خواهد کشید و برای سال‌های سال قربانی خواهد گرفت.

                          پاینده

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha