صفحه اصلی | eslah | مقالات | لباس داعش، پوشش مناسب برای تحرکات گروه‌های تروریستی دیگر

لباس داعش، پوشش مناسب برای تحرکات گروه‌های تروریستی دیگر

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

در یکی دو سال اخیر، حرف و حدیث‌ها در رابطه به کنش‌ها و فعالیت گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش در افغانستان بیشتر از گروه‌های دیگر بوده است. حملات تروریستی بر پیروان یک مذهب خاص، حملات هدفمند بر زیارتگاه‌ها، مساجد، تکایا و اجتماعات مردمی که بلافاصله گروه داعش مسوولیت آنرا به دوش گرفته، نام این گروه را بیشتر از پیش به خورد رسانه‌ها و افکار عمومی داده است.

برخی قدرت‌های منطقه‌ای مانند روسیه، ایران و چین نیز در بزرگنمایی موضوع حضور و فعالیت گروه داعش در افغانستان نقش بازی کرده‌اند و از احتمال تکرار سرنوشت عراق و سوریه در افغانستان هشدار داده‌اند. روسیه برای اینکه چگونگی روابط‌اش با طالبان را توجیه کند، همواره از افزایش تهدید گروه داعش در افغانستان و احتمال نفوذ این گروه به آسیای میانه هشدار داده است. روسیه حتا نبرد نیروهای امریکایی و ناتو علیه داعش در افغانستان را مشکوک خوانده و از احتمال نفوذ‌ دادن جنگجویان مربوط به گروه داعش به کشورهای آسیای میانه از طریق مرزهای شمالی افغانستان سخن گفته‌است. هرچند موضوع حضور و فعالیت داعش در افغانستان را نمی‌توان به طور قطعی انکار کرد؛ اما واقعیت‌های موجود این را می‌رساند که حضور و فعالیت داعش در افغانستان از سوی برخی کشورهای منطقه بزرگنمایی شده است. بی‌گمان تهدید داعش در افغانستان در حدی که تبلیغ می‌شود، نیست. افغانستان بستر مناسبی برای رشد تفکر داعشی نیست و این گروه نمی‌تواند همانند عراق و سوریه در این کشور بیخ بگیرد. واقعیت این است که در خاور میانه پیش از اینکه گروهی به نام دولت اسلامی یا داعش خلق گردد، بستر مناسبی برای خلق یک سناریوی خونین آماده شده بود. پس از حمله‌ی امریکا به عراق و خلع و اعدام صدام حسین، قدرت به گونه‌ی دراماتیک در انحصار شیعه‌ها به رهبری نوری المالکی قرار گرفت و جریان‌های مربوط به سنی‌ها به ویژه بعثی‌های طرفدار صدام حسین رییس جمهور پیشین خود شان را در یک انزوا و حقارت بی‌پیشینه یافتند که این حقارت بعدها در پوشش گروه دولت اسلامی متبلور شد و زمینه‌ی انتقام‌گیری و عقده‌گشایی را به میان آورد. البته کنش‌های استخباراتی قدرت‌های بیرونی و جنگ‌های نیابتی آنان در خاور میانه را نمی‌توان در این مسأله بی‌تأثیر دانست. به این معنا که آتش زیر خاکستر در زمین عراق از قبل وجود داشت و در واقع این دستگاه‌های استخبارات کشورهای قدرتمند جهانی بودند که این قوغ را پکه کردند و آتش آنان را تا سوریه و لیبی گسترش دادند. اما در افغانستان قطعاً چنین زمینه‌ای وجود ندارد. ایدیولوژی داعش در افغانستان نه بستر قومی دارد و نه هم مذهبی. این ایدیولوژی برخلاف تمامی ارزش‌های پذیرفته شده‌ی انسانی و مذهبی در افغانستان است و خلاف طبیعت نرم مذهبی مردم است. اکثر جنگجویانی که تا ایندم خود را در پوشش داعش متبلور ساخته اند و دست به فعالیت‌های تخریبی و تروریستی می‌زنند، جنگجویان مربوط به گروه‌های تروریستی دیگر اند که از چند دهه به اینسو در این منطقه فعالیت داشته اند. آگاهان مسایل امنیتی به این باور اند که این افراد از بدنه‌ی گروه های طالبان، شبکه‌ی حقانی، جریان‌های تندرو جهادی و گروه‌ها و احزاب افراطگرای فعال در پاکستان جدا شده و پرچم داعش را بلند کرده اند. امرالله صالح رییس پیشین اداره‌ی امنیت‌ملی افغانستان که دو روز پیش در یک نشست امنیتی در تهران سخن می‌گفت، یک بار دیگر تأکید کرد جنگجویان که در حال حاضر در پوشش گروه داعش علیه حکومت افغانستان می‌جنگند، مربوط به گروه طالبان و شبکه‌ی حقانی هستند. او گفت که هشتاد تا نود درصد جنگجویان که از آدرس داعش در افغانستان می‌جنگند از بدنه‌ی گروه طالبان و شبکه‌ی حقانی جدا شده اند. در همین‌حال دولت وزیری سخنگوی وزارت دفاع ملی نیز روز دو شنبه در صحبت با رسانه‌ها گفت تروریستانی که از آدرس گروه داعش دست به انتحار و انفجار می‌زنند و مردم ملکی، مساجد، تکایا و اجتماعات مردمی را هدف قرار می‌دهند، مربوط به شبکه‌ی حقانی هستند. با این وصف دیده می‌شود که جنگ افغانستان یک جنگ پیچیده‌ی استخباراتی و چند لایه است. گروه داعش دستاویز خوبی شده برای گروه‌های تروریستی‌ای که سال‌ها آتش جنگ و خشونت را در این کشور پکه کرده اند و هنوزهم به انواع مختلف از مردم قربانی می‌گیرد. گروه داعش که بیش از نود درصد قلمرو حاکمیتش را در خارو میانه از دست داده و هنوزهم زیر ضربات کوبنده‌ی نظامی قرار دارد، چگونه می‌تواند در افغانستان شبکه‌سازی کند و یک‌شبه این کشور را به پناهگاه امنی برای جنگجویانش مبدل سازد؟ مسوولیت‌پذیری گروه داعش پس از حملات خونین و هدفمند برجان غیرنظامیان در کابل و شهرهای دیگر، مشکوک و پرسش برانگیز است. این گروه در حالی‌که حتا در نقاط دور دست و کوهستانی افغانستان نتوانسته هیچ دست‌آوردی داشته باشد، چگونه می‌تواند در درون شهرها شبکه‌سازی کند و حملات پیچیده و زنجیره‌ای را سازماندهی و اجرا کند؟ غیرقابل تصور است که داعش بتواند چنین حملات پیچیده‌ای را در امن‌ترین نقاط کلان شهرهای افغانستان به شمول پایتخت سازماندهی و اجرا کند. قطعاً اینجا دست‌های دیگری است که کار می‌کند و گروه‌های دیگری است که در پوشش داعش دست به قتل و کشتار شهروندان افغانستان می‌زنند. اخیراً پاکستان به دلیل حمایت و پناه‌دادن به سران شبکه‌ی حقانی زیر فشارهای فزاینده‌ی ایالات متحده‌ی امریکا قرار گرفته است. حکومت پاکستان به دلیل عدم توجه به خواست‌های امریکا مبنی بر سرکوب شبکه‌ی حقانی و گروه طالبان افغانی در قلمروش، درحال از دست دادن نزدیک به دو ملیارد دالر کمک نظامی ایالات متحده‌ی امریکا است. حکومت امریکا به پاکستان هشدار داده در صورتی که به این خواست‌ها توجه نکند، زیر فشارها و تعزیرات بیشتر قرار خواهد گرفت و حتا ممکن است نام پاکستان در فهرست کشورهای حامی تروریزم گنجانیده شود. امریکا شبکه‌ی حقانی را مسوول کشتار ده‌ها سرباز امریکایی در افغانستان می‌داند و پاکستان را به دلیل حمایت از این گروه تحت فشار قرار داده است. با این وجود، حملات انتحاری و تروریستی‌ای که در این اواخر از آدرس داعش صورت می‌گیرد، اگر به طور مستقیم از نشانی شبکه‌ی حقانی صورت بگیرد، بدون شک فشارهای امریکا بر پاکستان را دوبرابر خواهد ساخت و حتا ممکن است عملیات پهپادهای امریکایی در خاک پاکستان بار دیگر ازسر گرفته شود. از سوی دیگر، معطوف کردن توجه حکومت افغانستان به داعش، بدون شک گروه‌های دیگر نظیر شبکه‌ی حقانی و طالبان را از محور توجه خارج می‌کند و زمینه را برای گسترش نفوذ و شبکه سازی این گروه‌ها که عاملان اصلی بی‌ثباتی و نظمی‌های امنیتی  در افغانستان اند، مساعد می‌سازد. این همان هدفی است که گروه‌های یاد شده و حامیان شان در بیرون از قلمرو افغانستان به دنبال آن هستند

پاینده

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha