صفحه اصلی | eslah | مقالات | روابط افغانستان و پاکستان و دیدگاه‌های متفاوت

روابط افغانستان و پاکستان و دیدگاه‌های متفاوت

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

با اعلام راهبرد جدید ایالات متحده امریکا در قبال افغانستان وجنوب آسیا، فشار ها بر پاکستان از این جهت که از گروه های تروریستی فعال در نبرد علیه قوای امنیتی ودفاعی افغانستان وقوای بین المللی مستقر در کشور ما در پوشش ماموریت حمایت قاطع، حمایت می نماید، به طور فزاینده‌ای ازیاد یافت. رییس جمهور ایالات متحده امریکا هنگام اعلام راهبرد جدید وهمچنان پس از آن بارها از اسلام آباد به سختی انتقادکرده وپاکستان را از بابت پناه دادن به گروه های تروریستی به شمول القاعده، داعش، طالبان و شبکه حقانی و ...، زیر باران ملامت گرفت. دونالدترامپ گفت: پاکستان میلیاردها دالر کمک از امریکا دریافت داشته و در عوض از گروه هایی حمایت وپشتیبانی نموده که سربازان امریکایی وافغان را هدف گرفته و به قتل می رسانند.

    دوام کمک ها به اسلام آباد مشروط به این گردیده که دولت پاکستان در مبارزه در برابر تروریزم از خود صداقت لازم نشان داده وبرای تحقق صلح در افغانستان با جامعة بین المللی و دولت افغانستان همکاری صادقانه نماید و تأکید شده که در صورت عدم همکاری صادقانه در این زمینه، نه تنها این کمک ها به کلی قطع می گردد بلکه قویاً محتمل است که پاکستان در فهرست کشورهای حامی تروریزم قرار داده شود و نهایتاً بر این کشور تحریم ها وضع گردد. امری که اذعان شده پاکستان به هیچ صورت تحمل وطاقت آن را ندارد. پاکستان در گذشته وهمین اکنون نیز شدیداً وابسته به این کمک ها می باشد. پاکستان درگام نخست اعتبار سیاسی خود را مرهون داشتن روابط با جهان  غرب بوده ویکی از شرکای خارج از ناتوی ایالات متحده امریکا محسوب می شده واز سوی دیگر مبالغ هنگفتی که سالانه به عنوان  کمک از ایالات متحده امریکا دریافت می دارد، نیازهای عمده برنامه ها وبودیجه سالانه خود را تأمین می کند. در صورتی که این کمک ها قطع شود دولت پاکستان به طرز بی سابقه ای خساره مند گردیده و مشکلات غیر قابل تحملی را در خصوص تمویل بودجه وتطبیق برنامه ها و پلان هایش متحمل می گردد. از این جا بوده که پاکستان علی العجاله دو رویکرد را به طور همزمان به منصه اجرا قرار داده.

     یکی این که سعی کرده مانورهای ایذایی گویا ترساندن غرب ویا هم یافتن بدیل برای روزی که قطع روابط غرب با این کشور جنبه عملی اختیار کند را آغاز کرد.

سفر مقامات دیپلماتیک این کشور به کشور های رقیب جهان غرب وا ز جمله فدراتیف روسیه، چین، ایران وترکیه و ...، ورایزنی وگفتگو در خصوص راهبرد جدید ایالات متحده امریکا در قبال افغانستان وجنوب آسیا و پیامدهای که همه این کشور ها را در یک خط منافع قرار می دهد؟ جزو این مانورها به حساب می آید.

    دوم این که مقامات در پاکستان سعی کردند جامعه بین المللی وافغانستان را در موقعیتی قرار دهد که می  توان از آن به مقام خوف ورجا تعبیر کرد. خوف از این که: فشار ها بر اسلام آباد ممکن این کشور را عکس العملی کرده واوضاع در افغانستان،  منطقه و ...، را خرابتر از پیش بسازد. ایراد بیانیه های تهدید آمیز واین که گروه های تروریستی مورد  اشاره این راهبرد علاوه بر پاکستان درمیان کشورهای دیگری چون روسیه، چین،  ایران و ...، نیز حامیانی برای خود دست و پا کرده ودر صورتی که از اندک تأثیر اسلام آباد بر این گروه ها بهره گرفته نشود وهمچنان بی اعتمادی وبد بینی نسبت به اسلام آباد دامن زده شود وبه تعبیر آن ها قربانی های اسلام‎آباد در مبارزه علیه تروریزم نادیده گرفته شود، امکان دارد وضعیت جنگی وخشونت ورزی تا سال ها ادامه یابد وهیچگاه افغانستان روی صلح را نبیند.

به این معنا که: مقامات در پاکستان برای از سرگیری گفتگو های صلح وهمکاری اسلام آباد با جامعه بین المللی وافغانستان در این زمینه سخن زده وگفته  اند که پاکستان حاضر است نقش مثبت خود را بازی کند . باری صدر اعظم این کشور گفته بود: این کشور حاضر است با افغانستان در قالب نشست سه جانبه، چهارجانبه وچند جانبه همکاری نماید واخیرا قرار شده بنا بر پیشنهاد وزیر خارجه  ودستگاه دیپلماسی این کشور نشست صلحی در "مسقط"، پایتخت کشور عمان برگزار شود. در این نشست علاوه بر افغانستان وپاکستان نماینده گانی از طالبان نیز حضور خواهند داشت.

 ایالات متحده امریکا وچین به حیث ناظر در این نشست حضور خواهند داشت . دولت افغانستان آماده گی نشان داده که در این نشست هیئتی را به ریاست معین وزارت امور خارجه اعزام نماید. حکمت خیل کرزی هیئت افغانستان را در این نشست رهبری خواهد کرد.

     از جانب دیگر هیئتی از عالیترین مقامات نظامی واستخباراتی پاکستان به افغانستان سفر کرده وبا مقامات عالی رتبه کشور ما واز جمله رئیس جمهور دیدار وگفتگو نموده وتغییر سیاست اسلام آباد وهمکاری صادقانه با افغانستان در مبارزه علیه تروریزم وتلاش برای از سرگیری گفتگوهای صلح وجستجوی راه های رسیدن به ثبات وامنیت در افغانستان را وعده سپردند. این هیئت از رئیس جمهور غنی دعوت نمود که به اسلام آباد سفر نماید و ریئس جمهور این دعوت راپذیرفت. اما گفت در  موقع مناسب به پاکستان سفر می نماید. این گپ وگفت ها کوشش وتلاش برای احیای دوباره واز سرگیری روابط با پاکستان تلقی شده وگفته میشود که ممکن است دوکشور بتوانند مشکلات موجوده را حل نموده وروابط بین دو کشور به حالت عادی بر گردد.

    دیدگاه های متفاوت در زمینه روابط پاکستان:

    این همه باعث گردیده که از سر گیری روابط با پاکستان به یک بحث دامنه داری میان آگاهان مسایل منطقوی وبین المللی، تحلیلگران سیاسی واصحاب رسانه ها مبدل شود. بحثی که در این حد محصور نمانده  وهمه شهروندان کشور را با خود درگیر کرده است. دیدگاه های متفاوت،  بین نفی واثبات ویا هم مشروط حول این مبحث مطرح میگردد. مبنای این مبحث بی نتیجه گی گفتگو ها وتلاش ها در خصوص روابط با پاکستان در گذشته بوده است. از میان دیدگاه های متفاوت، طرح  دو دیدگاه را در اینجا بسنده می دانیم.

    یکی اینکه دولت افغانستان باید راه احتیاط را در پیش گرفته ودر خصوص گرم شدن روابط با پاکستان از حزم واحتیاط کارگیرد. مبنای این دیدگاه را عدم اعتماد بالای پاکستان  می سازد. طرفداران این دیدگاه معتقد اند که پاکستان همیشه  از چال، نیرنگ و فریب در روابط خود با دیگران کار  می گیرد.

 به باور این تعداد از تحلیلگران پاکستان هیچگاه در صدد آوردن تغییر در سیاست های خود نبوده وهنوز هم به دنبال عمق استراتیژیک در افغانستان است. اینکه می گویند در  سیاست خود تغییر آورده و پس ازین متفاوت از گذشته با دولت افغانستان وارد تعامل خواهد شد و دراقدام علیه گروه های چون  طالبان و شبکه حقانی و القاعده و ، تردیدی ندارد وآماده است تا تمام پناهگاه ها  و مراکز این گروه ها را در خاک پاکستان ببندد وروابط جدیدی را با کابل در پیش بگیرد که بر بنیاد تعامل دولت با دولت بوده و بر اساس احترام متقابل استوار گردد، دروغی بیش نبوده وهدف از آن خلاصی این کشور از زیر فشار جامعۀ بین المللی  می باشد. والا ممکن نیست یک شبه سیاست، استراتیژی وروش اسلام آباد تغییر کند وبا افغانستان همکار شود.

به باور این عده، دولت افغانستان نباید ذوق زده شود وخود را به ترفند پاکستان  گرفتار سازد. بلکه با مقداری تأمل بگذارد که فشار ها بر این کشور ازین هم بیشتر شود و انزوای که امروز پاکستان در آن گیر کرده، گسترده تر شود و آنگاه است که می توان مطمین بود که پاکستان آماده همکاری با افغانستان وجامعۀ جهانی گردد.

    دوم اینکه دولت افغانستان فرصت پیش آمده را غنیمت شمرده و باید بیشترین بهره را از آن ببرد. تحلیگرانی این باور را ارائه میدارند معتقد اند این پاکستان بود که به افغانستان  مراجعه کرد وجامعه بین المللی درحال حاضر از موضع افغانستان حمایت کرده وحمایت هم می کنند . معلوم نیست که پس ازین چه تحولات دیگری در راه است ومعلوم هم نیست که دنیا تا به کی به این موضع خود میماند. این عده باور دارند که تغییر وتحول در مورد متغیر های سیاسی به ویژه در جهان امروز یک اصل است . چنانکه اقدام وبهره گیری از شرایط ومتغیر های سیاسی در زمان ووقت مناسب ومساعد آن یک اصل  است. والبته که این تحلیلگران مخالف کارگیری حزم واحتیاط نمی باشند.

به باور این ها دولت باید با پخته گی وبرنامه ریزی درست و دقیق و به کارگیری دیپلوماسی فعال وپخته ازین فرصت بهترین بهره را بگیرد. به باور این تعداد، دولت افغانستان همانگونه که توانست شرایط واوضاع را به سود خود بچرخاند؛ این توانایی را هم دارد که از شرایط واوضاع موجود به نفع صلح و ثبات کشور بهره بگیرد. به ویژه که افغانستان در این میدان تنها نیست.  لازم است تا دولت لابیهای خودرا در منطقه و مجامع بینالمللی نگهدارد.

فرصتهای ناشی از تحولات جدید:

      باری رئیس جمهور کشور گفت، تحولات در سطح بین المللی ونیز منطقه فرصتهای نوی را به وجود آورده که میتوان با استفاده از آن به سود صلح و ثبات در منطقه بهره گرفت.

اجماع نظری که از لا بلای گفتمان جاری در هر دو سطح سیاست بینالمللی ومنطقوی به وضوح مشاهده میشود، میتواند یکی از آن فرصتها باشد. نماینده ویژه سازمان مللمتحد در صحبتهای خود در نشست مقامات ارشد (سام) در کابل و نیز در نوشتهی که در یکی از روز نامه های کابل به نشر رسید نیز ازین فرصت یاد کرد. او اظهارات کشور های چون روسیه، چین وحتا اسلامآباد را حول ضرورت رسیدن به یک نتیجهی قابل قبول در روابط و مناسبات کشورهای منطقه وتحقق صلح وثبات وامحای وحشت و دهشت نشانههای خوبی ازین فرصت تازه دانسته تأکید کرد که کشورهای مختلف منطقه وجهان باید منافع خودرا باز تعریف کنند و مشخص بسازند که بر بنیاد آن در یک راه حل جامع منطقوی مدنظر قرار گرفته و همه بتواند به یک نتیجه در این خصوص برسند که هم صلح وثبات تأمین شود وافغانستان به ثبات وامنیت برسد وهم منافع این کشور ها آسیب نبیند. این شبیه رسیدن به اشتراک منافع میباشد.

چنانکه میتواند التزام همه را در زمینه مقابله مشترک در برابر خطر تروریزم وتهدید مشترکی که متوجه هم ساخته است به عنوان یک ضرورت و الزام مطرح ونماد ببخشد.

تروریزم تهدیدی برای همه:

     در این که تروریزم تهدیدی علیه همه است، ظاهراً تردید ویا اختلاف نظری موجود نیست. چیزی که هست در تعریف از تروریزم وهم تعیین مصادیق آن تضارب افکار واندیشه‌ها را سبب شده. این تضارب افکار محصول نوع نگاه هر یک از کشورهای در مورد گروهها ودستهجاتی اند که می توانند مصادیق تروریزم باشند و نیز پیوندی که از منظر خود، بین عملکرد وکنشگری این گروهها و منافع خود میبینند.

از همین جاست که لازم است یک تعریف واحد از تروریزم به دست آید و بر بنیاد آن درک واحد از خطرات وتهدیدهای تروریستی ایجاد شود. نباید تروریزم را به خوب و بد تقسیم کنیم. این میتواند معیاری را به دست ما بدهد که ما در قبال کشور های دیگر سیاست مان را مشخص کنیم. ما میتوانیم با پاکستان به یک دید مشترک برسیم. میتوانیم منافع مان را تعریف کنیم و راههای همکاری با همدیگر در زمینه دست یابی هر دو جانب به منافع خویش را شناسایی و جستجو نماییم.

    افغانستان در تعامل خود با پاکستان میتواند ازین الگو استفاده کند. سیاست یک پدیده ایستا نمیباشد. بلکه پدیده سیال وتغییر پذیر است. اینکه گفته شده: «در سیاست دوستان دایمی و دشمنان دایمی وجود ندارد.» گواه راستین همین موضوع است، ما میتوانیم با پاکستان به نتیجه برسیم.

ریاضت وخود داری از گپ وگفت با پاکستان  ممکن است فرصتهای پیش آمده را خاکستر کند و با تغییری که ممکن است در سیاست بینالمللی پدیدار گردد، امکان دارد این فرصت دیگر نصیب ما نشود.

عنابی

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha