صفحه اصلی | eslah | مقالات | حسین خط و نشان است، نه یاس و حرمان

حسین خط و نشان است، نه یاس و حرمان

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

قیام امام حسین حماسه ناتکرار تاریخ بشری، برنامه حیات ودرسنامه زیست انسانیست . حسین درچارچوب کوچک مذاهب تفسیر نمی گردد. حسین طلایه دار رستگاری وتبلور آمال برین بشریت است تا ابدیت تاریخ .

حسین  کیست؟

کیست این حسین که تاریخ بدیلش را ندارد و میراث سترگی را از حیات و مرگ خویش به یادگار گذاشته است.

- حسین پرورده دست پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد( ص) است.

- حسین آنست که رسول خدا در باره اش می گوید:‌ ای خدا من حسین را دوست دارم . توهم اورا دوست داشته باش. (صحیح بخاری)

- حسین آنست که دروقت ادای نماز برشانه های پیامبر بالا می شد و پیامبر تا زمانی که او ازپشتش پایان نمی شد سجده را طولانی می کرد.
(صحیح بخاری)

- حسین کسیست که پیامبر خدا از او چنین یاد می کند: من از حسینم و حسین ازمنست.(ترمذی)

- حسین آنست که حضرت عمر (رض)  این حدیث را درباره اش از پیامبر خدا نقل می کند:

حسن و حسین سید شباب اهل جنت اند

- دریک روایت اسلامی می خوانیم : حسین درکودکی با  دیدن شتر های دیگران خطاب به پیامبر گفت:دیگران شتر دارند و ما نداریم. پیامبر گفت: به شانه های من بالا شو من شتر توهستم. زمانی که به شانه های پیامبر بود گفت:‌شترهای  دیگران صدا می کشند و عفو می گویند . پیامبر  با تقلید صدای شتر گفت:‌عفو. دراین لحظه حضرت جبرئیل آمد و گفت:‌ خدایت سلام می گوید و بعد از سلام می گوید : اگر یک بار دیگر عفو بگویی ، گناهی برای عالمیان باقی نمی ماند.

 حسن و حسین دو گوشواره عرش اند.

- حسین آنست که کارنامه اش برای کافر و مسلمان ، الگو و راهگشاست:اگر مسلمان نیستید وبه روزآخرت باور ندارید ، زیر بار ذلت نروید .

- حسین آزاده ی است که می گوید: من به ذل تسلیم نمی شوم.

- حسین آنست که برای انسان و ارزشهای انسانی و برای دفاع از حقوق مظلومان و محرومان در برابر بیداد می ایستد وجان ومال و خانمانش را ایثار می کند.

- این ارجمندیست که درمنبر ها وخطبه های نماز جمعه  اهل سنت وجماعت به گونه سایر برادران مسلمان، درکنار پیامبر و ابوبکر وعمر وعثمان وعلی و فاطمه و حمزه وعباس از حسن وحسین باعنوان سیدشباب اهل جنت یاد می شود.

قیام حسین

- قیام حسین  خط راستین حیات و حسین خود نشان این راهست.

- حسین و قیام حسین رمز وحدت مسلمین است. امام احمد حنبل در دفاع از قیام حسین ملعون بودن یزید را فتوی داد و امام اعظم ابو حنیفه از قیام حسین برعلیه استبداد و بیداد حمایت کرد.

- حسین مظلوم نیست که قیام حسین کوس رسوایی و نفرین ظالمان را از بام زمان به صدا درآورد و این نفرت تا ابدیت و تا دروازه های قیامت همچنان طنین  انداز است.

- قیام حسین درس است . درسنامه انسانیت و پاسداری از ارزشهای والای انسانی واسلامی.

چند درس را از کارنامه و قیام حسین به خوانش می گیریم:

1- طرد زمامدار فاسد

حسین در برابر یزید قیام می کند. یزید نماد فساد، انحراف از اسلام و انسانیت و تبلوردنائت و جهالت است. حسین در برابر یزید قیام می کند و بر می تابد که زمامدار فاسد ارچند نام اسلامی هم داشته باشد ، پذیرفتنی نیست.

 فساد مصیبت است و زمامدار فاسد جامعه  را یکسر به تباهی می کشد.قران خدا را باور داری، اما زمامدار فاسد در راه فساد خلاف آن عمل می کند. قانون خوب داری ، اما زمامدارفاسد در موردی آنرا عملی نمی کند . حسین  این دستور اسلام را می داند که ملک با کفر برجا می ماند اما با ظلم نه.

درکلام آفریدگار آمده است که خداوند با قدرت و نظام سیاسی صالح ، مانع کاری می شود که با قران نمی شود. زیرا برای کج اندیشان وبدطینتان هرچند قرآن بخوانی و موعظه کنی اصلاح نمی شوند. اما زمامدار و نظام صالح می تواند مانع آنها شود.

برخلاف این امر نظام های فاسدو زمامدار فاسد همراه باخود شمار دیگر و افراد سالم رانیز به فساد غرق می کند.

حسین در برابر ظالم و فاسد قد علم می کند واین درس را به گوش زمان و زمین زمزمه می کند که فاسد و ظالم را طرد کنید.درسی که امروز بیش ازهرزمانی به آن نیاز داریم که تا گلو در فسادغرق هستیم.

2- حمایت از مظلومان

 قیام حسین، حرکتیست در راستای حمایت از محرومان و مظلومان.

حسین اگر برای خودامتیاز می خواست می توانست با ظالم کنار آید . همه چیز برایش میسر بود. اما حسین نجات بشریت و انسانیت ومغضوبان زمین را مدنظر دارد و این آرمان را با هیچ چیز معامله نمی کند. این قیام همعنان و همگام با حرکت پیامبران است که نجات بشریت و ستم دیده ها را هدف قرار داده اند.

حسین این حدیث جدش را بیاد دارد :کسانی که ازگفتن حق لب می بندند، شیطان های گنگ اند.

این حرکت حسین بر می تابد که سازش بر مدار منافع شخصی و کنار آمدن با ظالم و فاسد ، انحراف از راهست و به سرمنزل مقصود نمی رسد.

3-  قیام اصلاحی

قیام حسین ، قیام اصلاحیست . توطئه نیست ، برهم زدن نیست می خواهد انحراف را بزداید و اصلاحات را حاکم سازد.

4- امر به معروف

قیام حسین ، حرکتیست در راستای امر به معروف ونهی از منکر. درکلام آفریدگار می خوانیم : خداوند بنی اسرائیل را که امر به معروف نمی کردند ،به زبان داود و عیسی ملعون خوانده است.

این دستور دین است که می گوید:‌اگر منکری رادیدی با دست مانع شو ، اگر نمی توانستی با زبان منع کن واخرین راه بددیدن در دل است واین ضعیف ترین ایمان است.

حضرت سعدی در سایه همین دساتیر است که می گوید:‌

اگر بینی که نابینا و چاه است        اگر خاموش بنشینی گناه است.

حال توجه کنید اگر ما نهی از  منکر نمی کنیم و با منکر بخاطر منافع خود کنار می آییم و آنرا تشویق می کنیم ، دیگر خود قضاوت کنید که درکجا قرار داریم و ما کی هستیم.

5- آزادگی

آزادگی درس دیگریست که امام حسین به جامعه انسانی هدیه می کند. حسین گفت :‌ هرگز به ذلت تسلیم نمی شوم.

از ثبات پا بیابان طلب طی می شود

بگذرد گر ازسرت صد تیغ خون ایستاده باش

 اگر تسلیم ذلت می شد ، همه امکانات و زندگی مرفه در اختیارش بود. این درس دیگریست از حسین که علامه اقبال چنین تلقینش می کند:

آدم از بی خبری بندگی آدم کرد

گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی از خوی غلامی زسگان کمتر است

من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

6- ایثار

ایثار، قربانی  و ایستادگی تا سرحد جان ، درس دیگرحسین است. حسین می توانست محاسبه کند و چون امروزیان استدلال کند ، مقابله ممکن نبود . اما حسین چنان نمی کند. در همیشه تاریخ هیچگاهی مظلومان در موازنه هموزن و همطراز زورمندان وظالمان نبوده ا ند. اشغالگران همیشه باساز وبرگ بیشتر هجوم می آورند. ایثارگران برحقانیت و باور خویش اتکا دارند وبا اراده استوار قدعلم می کنند. این اراده وایثار است که سد ها را می شکندو تاریخ ها را دیگر گون می سازد.

راهیان صراط مستقیم و منادیان حق و عدالت اگر شکست هم بخورند ، پیروز اند. این درس حسین است.

حسین در برابر یزید شکست خورد و با جمله یارانش شهید شد، اما امروز این حسین است که نعش بیداد یزید را درچهار راه زمان  تا ابدیت هستی به نفرین کشیده است وعالمیان ندای پیروزی اورا زمزمه می  کنند.

ایستادن ، تسلیم نشدن وایثار درس ماندگار حسین است که مسلمانان راستین وانسانهای عدالت گستر انرا بن مایه حیات خویش ساخته  و با ان به جاودانگی رسیده اند.

حسین رمز وحدت

بزرگترین پروردگان پیامبر بزرگوار اسلام اهل بیت و یاران نزدیک وصحابه جلیل القدراست. خلفای راشیدین و اصحاب بزرگوار پیامبر درنهایت صمیمیت و محبت با اهل بیت زیستند، با هم وصلت کردندکه درتداوم تاریخ همه عضو یک خانواده شدند.

پیامبر بزرگوار اسلام با عایشه  دختر ابوبکر صدیق و حفصه دختر حضرت عثمان ازدواج کرد.

حضرت عثمان با دو دختر پیامبر زینب و بعد ازوفات او با رقیه ازدواج نمود

حضرت عمر با دختر حضرت علی، ام گلثوم ازدواج نمود

ام فروه مادر امام جعفر صادق کواسه  حضرت ابوبکر صدیق بود. امام صادق خود را از دو طرف فرزند ابوبکر می دانست . چه مادر وپدر ام فروه هر دو ازنواسه های ابوبکر صدیق بودند.

صمیمیت و محبت اهل بیت و صحابه تا انجا بود که بیشتر فرزندان اهل بیت، اسمای صحابه وخلفای راشده را داشتند:

 ابوبکر فرزند علی بن ابی طالب

ابوبکر فرزند حسن بن علی بن ابی طالب

عمر بن حسن

عمر بن حسین

عمر و عثمان فرزندان علی بن حسین بن علی

عایشه بنت جعفر صادق

عایشه بنت موسی کاظم

عایشه بنت امام رضا

عایشه بنت امام جواد.

آنگاه که امام حسین شهید شد؛ امام احمد حنبل فتوای ملعون بودن یزید را صادر کرد و امام اعظم ابوحنیفه تا اخر عمر از اهل بیت حمایت نمود.

درکنار این موارد که نشان محبت ویگانگی صحابه واهل بیت است ، ازدواج های فراوان بین اهل بیت و اصحاب صورت گرفت.

  بااینهمه پیوندو گره و محبت ، دشمنان توانستند از دوگانگی شیعه وسنی سخن بگویند و فضا را چنان بار اوردند که ما خود یگانگی ها را نگفتیم و از دوگانگی ها و بیگانگی ها سخن اوردیم و این مبحث را چاق شد   که سخن را به تکفیر رسانندو گروه های تکفیری ایجاد شدکه تا امروز ادامه دارد. دراین میان آنچه قربانی شد اسلام است و آنچه حاصل آمد بد نامی مسلمانان.

اساسی ترین رسالت اسلامی ما درشرایط حاضر درک، باور  و نمایش این وحدت است تا همه دسایس دشمنان دین بی اثر گردد. سخن شرقی می تواند  جمعبست همه نگفته ها باشد و ما را آگاه تر سازد.

تو خبر نی و همه سوی تو اندر دبل است

تو خبر نی و  همه بهر تو کند و کپل است

تو خبر نی و جدل از سببت بر دول

تو خبر نی و همه بهر تو اندر جدل است

به کجا داد زنم پیش که فریاد کنم

تا تو را باخبر از حیله صیادکنم    (میرزا عصمت الله شرقی سمنگانی)

دکتور شمس الحق آریانفر

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha