صفحه اصلی | eslah | مقالات | پيشينۀ پربار فرهنگي سرزمين افغانستان

پيشينۀ پربار فرهنگي سرزمين افغانستان

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

افغانستان را پژوهند گان، نقطه مذاب گفته اند . به اين معني كه فرهنگ هاي مختلف دراين خطه ذوب گرديده وبه گونۀ نوين، با امتزاج فرهنگ هاي بومي بارورگشته است. افغانستان ازلحاظ موقعيت جغرافيايي اش به عنوان قلب آسيا درآسيای مركزي درمحلي قرارگرفته كه بزرگترين مدنيت هاي جهاني درآن هستي يافته است. ديرين شناسان، به اين باور اند كه براي نخستين باركشت گياه درشمال افغانستان ويا نقاط همجوار آن صورت گرفته است .

اسب ، شتر بلخي، بزوحشي ، گراز وحشي  وبوف الوي وحشي كه به گونه غژگاو ها امروز وجود 

دارند، همه دراين سرزمين اهلي  گرديده اند.

  بادرنظر داشت  اين پارينگي  است كه در رابطه  به آسياي  مركزي  وافغانستان دانشمندان گفته اند :

اگر آسياي مركزي را نبايد يكي ازمراكز عروج انسان دانست، ولي حداقل  مي توان آن را يكي  ازنواحي  كه در ادوار بسيار قديم انسان درآن مي زيسته، به شمارآورد)  (۱)

باستانشناسان عمربقاياي انسان هاي جاوا وپيكن را يك ملیون سال قبل وانسان هاي نئاندرتال  وها يدلبرگ  را از ۴۰۰ تا ۵۰ هزار سال پيش از امروز دانسته  اند . كشف بقاياي نئاندر تال  درغار تيشك  تاش درجنوب ازبیكستان ودرهمسايگي  افغانستان ، نشان ميدهد كه پيشينۀ مراحل  زيست انساني درين خطه تاكدام روزگاران ميرسد .(۲)

درافغانستان نمود هاي مادي ازهمه مراحل زيست انساني ازعهد حجر تا امروز به صورت  مشخص وجود  دارد كه به اين  اساس ، خود  موزیمی است  درجهان ودرجامعه  بشري .

تسلسل منظم فرهنگي را درافغانستان  ازپيشينه  هاي  دور تا امروز به روشني مي شود  شناسايي كرد .

عهد حجر :  به استناد آثار مادي ومواضع باستاني درافغانستان، مراحل  زيست انساني در دوره  هاي  مختلف حجربه روشني شناسايي گرديده است.

۱- دورۀ پارينه سنگي: دانشمندان اين دورۀ  را به سه مرحله تقسيم نموده اند :

پارينه گي  سنگي  زيرين : تحقيقات  باستانشناسي در دشت  ناور ولایت غزني  شواهد اين دوره  رامشخص  ساخته است ، هر چند برخي  پژوهند گان  درزمينه  ترديد دارند :

۲-پارينه سنگي  ميانه : دانشمندان  چون دوپري  Dupree  ، مك  بورني Mcburny ،  وينوگرادف Vinigradov ، درافغانستان ، اطلاعات  زيادي  را درين  زمينه  ارائه داشته اند.

درسال ۱۹۵۰ ازكناره هاي  آمو دريا ، سرپيكاني  بدست آمد . در۱۹۵۴ كارلتن كُن امريكايي، قره كمر را حفاري نمود وبه استناد  ارزيابي  چقماق  ها ، استخوان حيوانات خاكستر  وزغال  بدست آمدۀ  اين غار را مربوط  به عصر پارينه سنگي  ميانه وعمر آنرا  از ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پيش تعيين نمود.

ايتالیایی ها در هزار سم  سمنگان  اين مرحله را شناسايي كردند  وقدامت آنرا از ۴۰ تا۱۲ هزار سال قبل دانستند. به  همينگونه  در دره‌كر بدخشان  نخستين  جمجمه انسان  پارينه  سنگي  ميانه بدست آمد  كه آثار  آنرا  از ۳۰۳۰۰تا ۱۹۰۰ سال قبل تخمين زده اند .  باآنكه  داوس  Davis بعداز مطالعه اين تحقيقات  وپژوهش ها ، تنها قدامت دره كر را تائيد ميكند . (۳)

پارينه سنگي  زبرين: اين دوره در هزار گوسفند  ودره كر بدخشان  درقره كمر  باقدامت  ۱۰ هزار سال  و اق كپروك با قدامت ۱۶ هزار سال پيش شناسايي گرديده  است . لوي  دوپري بامطالعه تراشه  ها، تيغه  ها وتراشه  هاي تيز  كننده  در اق‌كپروك، عمر آنرا  ۲۰ هزار سال  قبل مي داند .

۲- ميان سنگي: آثار اين دوره درغار  قره كمر، غار مار و غار اسپ و درآق كپروك بدست  آمده است. كشف بقاياي گوسفند وحشي، غزال، روبا وپرنده گان نشان ميدهد كه هنوز  امرار معاش ازطريق شكار بوده است وحركتي  وجود داشته بسوي يك اقتصاد توليدي .

۳- نوسنگي: دراين مرحله، افزار سنگي رشد نمود، كشاورزي آغاز گرديد وجهت نگهداري حبوبات، انسان به سفال سازي دست يازيد .(۴) به اساس  اين دستاورد ها بود  كه اين دوره را ( انقلاب  نوسنگي) نام نهاده اند . باستانشناسان  شوروي  به اين  باور اند كه  زرع  گندم در ۱۶تا۴ هزار سال  ق.م . دركناره هاي آمو درشمال افغانستان صورت گرفته  و از آنجا به منديگگ رفته است. آثار  اين دوره  توسط لويي دوپري  امريكايي  درآق  كپروك  بلخ  ، چنار  گنجشكان تخار ، دره كر  وهزارگوسفند  بدخشان شناسايي گرديده  است.

عهد بونز: رشد كشاورزي ، ايجاد سفال هاي منقوش، ساختن خانه ها ازخشت خام وايجاد پيكره هاي سفالين كه نماد  ايزدان  باروري  بودند  ازمشخصات اين  دوره  است . مناطق  دشلي تپه وشورتوغي درتخار، لايه هاي زيرين مند يگگ،  سيد قلعه  وطبقات بالايي آق  كپروك، قره كمر  و دره كر، نمودهاي  اين فرهنگ  است كه  عمر آنرا  تا ۲۰۰۰ ق . م تعيين كرده  اند .(5)

عهد آهن: مواضع عصر آهن افغانستان درقزل تپه بلخ ، طلاتپه جوزجان، شهر سوخته  سيستان، منديگگ  ودموراسي قندهار  شناسايي گرديده است.

فرهنگ عهد آفتاب پرستي: يگانه معبدآفتاب پرستي افغانستان  دركوتل خيرخانه  كابل كشف گرديد كه مجسمه سوريا رب النوع آفتاب ازآنجا بدست آمد. آثاري مربوط به اين مدنيت  ازبغاز كوي  آسياي صغير نيز  بدست آمده كه  باستانشناسان قدامت آنرا به هزاره  دوم پيوند مي ز نند . (6)

فرهنگ ويدايي :  مترجم سرود هاي ريگ ويدا به زبان دري ، جلال نائبی  مي نویسد  ( ريگ ويدا براي ما ايرانيان  ازسه نظر درخور اهميت  است: يكي  بستگي  به تاريخ  جهان  و دو ديگر تعلقش به تاريخ هندوستان وسه ديگر ارتباطش به تاريخ وفرهنگ وتمدن  ايران  باستان ): (7)

مورخ بزرگ هند داكتر تاراچند مي نويسد :( دوتير ه آريايي- هندوآريايي  پيش از آنكه ازموطن اصلي ازهم جدا شوند، مدت طويلي دركنار  هم زيستند و واحد يك فرهنگ  ومذهب  هندو ايراني  بودند . واگر نتوان به تما م جزئيات آن پي برد ، قسمتي  ازآنرا  مي توان  از طريق مقايسه ودا، هابا، اوستا. مشخص ساخت. (8)

دانشمندان  به اين باور اند كه  بخشي  ازپارينه ترين  سرود هاي ويدي يعني (ريگ ويدا) دربلخ سروده  شده وتوسط آريائيان مهاجر به هند رفته است  و به اینگونه ملت  ماشريك  اين ميراث  بزرگ  است كه درهزاره دوم قبل ازميلاد پيوند مي خورد  .

فرهنگ  اوستايي: زردشت راعده‌ای از دانشمندان به هزاره اول  ق.م . پيوند مي دهند؛   درحالي كه استاد پورد اود  به استناد قول خسانتوس درقرن ۵ قبل ازميلاد  كه زردشت  را ۶ هزار سال قبل ازخويش  دانسته است و ارسطو كه زردشت راه  هزار سال پيش ازجنگ يونان وترياس مي داند، عقيده  دارد  كه زردشت هزارسال پيش  از امروز زيست  داشته است (9) . به هر حال، آئين  زردشت در بلخ بالنده گرديد كه آتشكده هاي  بلخ و سرخ كوتل يادگار آن عظمت است. از معابد زر دشتي عهد هخامنشيان ( معبد غلامان ) در زابل است كه  در۱۳۴۵ توسط ايتالیایی ها حفريات گرديد وپيوند  آن با فرهنگ  اوستايي مشخص گرديد .

فرهنگ گريك و باختري: نمود مشخص اين فرهنگ كه از امتزاج هنر يونان  وباختر ايجاد گرديده  است ، شهر آي‌خانم  است كه درمقاطع درياي كوكچه وآمو در ولايت تخار موقعيت دارد .

گريك و بوديك: اين فرهنگ ازپيوند  هنريوناني و بودايي  بوجود آمد. نمود  آنرا درمجسمه  ها و كله هاي بودا بخوبي مي شود  مشاهده كرد . تيكر ها وخم هاي بدست آمده  ازقره بايي  درشهر تالقان  توسط فرانسوي  ها ، بيانگر اين امر است.

فرهنگ  بودايي: هر چند  آئين بوديزم درنيپال بوجود آمد، اما در افغانستان رشد كرد و از اينجا به جنوب شرق آسيا رسيد، تا آنجا  كه عجايب هفتگانه عالم  بودايي  را درافغانستان دانسته  اند. تخت رستم، حوزه  بزرگ  گندهارا، تپه سردارغزني، معبد هده، معبد گلدار لوگر،  معبد نوبهار  بلخ ، معابد بگرام، كاپيسا وكابل  نشانه‌هایی اند  ازعظمت فرهنگ بودايي درافغانستان  .

فرهنگ ساساني: در دره مهر نگار منطقه روي دوآب ولايت سمنگان در زاويه كوهي، قلعه  سنگيي وجود دارد كه بنام قصر دختر نوشيروان مشهور است . در ديواره اين قلعه  نقاشي  هايی وجود  دارد  كه دانشمندان  آنرا  ازهنر عهد  ساساني  دانسته اند.

فرهنگ عهد اسلامي: باترويج اسلام درافغانستان اگر مظاهر فرهنگ بودايي منسوخ شد ، نمود هايی از فرهنگ اسلامي  بالنده گرديد. مساجد، معابد، وآبده ها با تزئينات وهنر اسلامي  آراسته  گرديد ، ازآن شمار است  برخي آثار  تاريخي دوره اسلامي  كه به عنوان  ميراث  ارجمند آن دوره  تاهنوز برجاست .

۱- مسجد حج پياده يانه گنبد كه درسه كيلومتري جنوب بلخ واقع است .  اين مسجد  درعهد سامانيان  درقرن ۹ هجري ساخته شده است.

۲-مقبره سلطان محمود غزنوي: كه درشهر غزني  واقع است ودرقرن ۱۱ ميلادي ساخته شده است .

۳-قلعه بست: قصر زمستاني شاهان غزنوي  بود كه درقرن ۱۴توسط چنگيز آتش زده شد .

۴-مينارهاي غزني: كه  دوآبده آن  به قرن  ۱ميلادي تعلق دارد .

۵-زيارت بابا خانم: كه درجوزجان موقعيت دارد ودرقرن ۱۲ درعهد غزنويان اعمار گرديده است.

۶-مينار جام: دريكي  از دره هاي غور  به ارتفاع  ۶۶ متر در زمان سلطان غياث الدين  غوري  درسده ۱۲ ساخته  شده است .

۷-مسجدجامع هرات: درعهد سلطان  غياث الدين  (۱۲۰۲ميلادي ) اعمار شد. قبر آن  نيز در زير گنبد شكالي آن قرار  دارد . در  زمان تيموريان تزئيناتي  برآن  افزود گرديد.

۸-مصلاي هر ات:  طرح مصلاي هرات را ملكه گوهر شاد ريخت  وخود از آن  نظارت مي كرد .

۹-گازرگاه شريف: اين مقبره كه  هنر عهد  تيموريان است  درزمان  شاهرخ ميرزا ساخته شده
است .

۱۰- قلعه اختيار الدين : اين قلعه  كه خاطراتي از روزگار چنگيز  وتيموررا به ياد  دارد ، مدت يكصد سال قرارگاه امپراطوري تيموريان بود .

۱۱-روضه حضرت علي  (رض): مقبره حضرت علي دربلخ  بشكل  امروزي آن ميراث  دوره تيموريان است.

۱۲-مقبره خواجه ابو نصر پارسا: آرامگاه عارف بزرگ ابونصر (۱۴۶۰ ميلادي) همچنان ازآبدات عصر تيموريان است.

۱۳-چهل زينه  قندهار: توسط شهزاده  فيروزبخت  وبه امر بابر ساخته شد كتيبه مبني برتاريخ  ساختمان  وشرح  فتوحات بابر درآن جا وجود  دارد .

۱۴-زيارت احمدشاه  بابا وميرويس بابا  درقندهار  ومقبره  تيمورشاه ازبناهاي ديگر اند که از دوره هاي  پسين باقيمانده اند.

۱۵-قصرباغ بالا ، دارالامان، ومسجد شاه دوشمشيره ازبناهاي عصر امان الله خان است كه نمودي ازفرهنگ تركي  را به  نمايش ميگذارد  (۹)

آنچه گفته آمديم  به صورت  فشرده  تداوم يك خط  فرهنگي را از ۵۰ هزار  سال قبل تا امروز  به نمايش  مي گذارد .

دکتور شمس الحق آریان‌فر

نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha