صفحه اصلی | anis | فرهنگ و هنر | استاد قاسم افغان، پدر موسیقی افغانستان

استاد قاسم افغان، پدر موسیقی افغانستان

بروز شده
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
استاد قاسم افغان، پدر موسیقی افغانستان

موسیقی به هرنوا و صدای گفته می شود، که شنیدنی، احساس برانگیز و خوشایند باشد. پس موسیقی هنری است که در آن احساسات، شور و هیجان بوسیله اصوات که مهمترین عوامل آن صدا وریتم است بیان و باز گو می شود، و به همین خاطر آن را به غذای روح تشبیه نموده اند، به قول شاعر که میگوید:

  آواز خوش و جمال نیـکو

     این هر دو غذای روح باشد

پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده اند؛ «موسیقی عبارت از معرفت الحال و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود می باشد.» موسیقی هنری است که با استفاده از گزینش اصوات ویژه و ترکیب آنها به یکدیگر، با استفاده از اصول و قوانین خود بیان مقصود می کند و شور احساس می آفریند، به همان اندازه که در شعر و ادبیات واژه ها نقش اصلی و تعین کننده را دارند،  ودر نقاشی خط و رنگ، در موسیقی نیز اصوات استند که نقش بیان کننده را به عهده دارند. منابع تولید اصوات موسیقی آلات وحنجره انسان است ؛ هنر موسیقی در کشور ما بر حسب شرایط فرهنگی ، جغرافیایی زادگاه خود انواع واقسام زیاد دارد وهر قوم وتباری از مردم ساکن در این سر زمین موسیقی والات ویژه موسیقی خود را داشته و دارند و هنرمندان، آواز خوانان و نوازندگان محلی و در سطح ملی زیادی را ترتیب و پرورش داده و به جامعه تقدیم کرده اند، که یکی ازین چهره های تابناک و همیشه ماندگار درتارک موسیقی کشور ما بدون شک استاد قاسم افغان ایت که در همة عرصه های دانش موسیقی از توانایی هایی ویژه، یی برخوردار بود، چنانکه در سردان راگ تهمری، خیال، غزل، مردانه و همه انواع آهنگ های فولکلوری از همه استادان معاصر خویش پیشی گرفته بود به همین خاطر لقب پدر موسیقی افغانستان راکسب و بخود اختصاص داد. استاد قاسم از آن چهره های هنری است که اندیشه های آزادی خواهانه خویش را در قالب آهنگ های میهنی و حماسی با آواز گیرایش به گوش مردم میرساند، فرزند نواب ستارجر است که در سال 1262 هـ.ش درکوچه خواجه خوردک کابل دیده به جهان گشود.

پدرش یکی از سه تارنواز برجسته ایالت کشمیر بود که در سال 1348 هـ.ش بنابر دعوت امیر محمد اعظم خان پادشاه افغانستان باعده یی از هنرمندان دیگر از شهرهای لاهور، ملتان و دهلی وارد افغانستان گردیده و در همین جامسکن گزین شد.

قاسم، هنوز خیلی کوچک بود که رموز و فنون دانش، هنر موسیقی را نزد پدر آموخت و پس برای فراگیری بیشتر آن نزد استاد قربانعلی پدر استادنتو و استاد پیاراخان هندی که از هند به کابل آمده بود به شاگردی پرداخت، ضمناً استاد برای آموزش بیدل شناسی، غزلیات و اشعار عارفانه دست شاگردی به جانب شادروان عبدالعلی مستغنی و عبدالحق بیتاب دراز نموده و از منحصر استادان دیگری بهره ها برد که همه یی اینها در شگوفایی حیات هنری اونقش برازنده یی داشتند چنانکه خودش نیز در زمزمه هایش درین مورد می سرود:

ناله از نی گریه از ابربهار آموختم
من زهر صاحب خردیک شمة کار آموختم

استاد قاسم درسن 21 سالگی به دربار امیر عبدالرحمن خان راه یافت و در نخستین محفل چنان مورد دلچسپی پادشاه قرار گرفت که شاه فرمان داد تا ماهانه مبلغ دوصد روپیه کابلی که در آن زمان مبلغ هنگفتی بود از بودجه وزارت دربار به وی اهدا گردد. پس از آنکه امیر حبیب الله خان برسند شاهی افغانستان تکیه زد بازهم بحیث بهترین آواز خوان عالی مقام دربارشاه برگزیده شد و از مقام و حیثیت خوبی برخور دار گردید و نظر به رشادت های که از خود نشان داد از جانب امیر موصوف لقب پرافتخار استادی به وی اعطا گردید. بهمین ترتیب زمانیکه شاه امان الله خان به سلطنت رسید بازهم به عنوان بهترین آواز خوان

یا مطرب دربار برگزیده شد و درسی وطن دوستی، استقلال خواهی و حتا سیاست را از شاه جوان آموخت و چکیده اندیشه های آزادی خواهانه خویشرا در قالب آهنگ های زیبای حماسی و میهنی به گوش مردم میرساند.

قرار قصه های بزرگان، هنگامیکه پیرامون استرداد و استقلال افغانستان مذاکرات داغی در شهرهای کابل، لندن و دهلی در جریان بوده و نماینده فوق العاده بریتانیا «سرهنری دوبس» برای مذاکرات به افغانستان آمده بود از طرف شاه به حضور پذیرفته شد، برای پذیرایی وی محفل برشگوهی در قصرهای دولتی برگزار گردیده و از استاد قاسم خواستند که در آن محافل اشتراک و نغمه سرایی کند، دریکی از محافل زمانیکه استاد و دسته هنرمندان و نوازندگانش شروع به نواختن میکنند، نماینده بریتانیه با چشمان کبودش بجانب استاد مینگرید و استاد هم بجانب او دیده می دوزد و با صدای زیبا ورسایش این بیت را که ثبت تاریخ شده است می خواند.

 میزند چشم کبود توبه مژگان ناخــن
ترسم ای شوخ میان من و توجنگ شود
این بیت سرهنری دربس راکه با کمال صراحت به فارسی دری سخن میزد خوشش نمیاید و شکل یک حادثه ناگوار دپیلوماتیک را به خود میگیرد و مذاکرات به سردی میگراید. در محفل دیگری بازهم اورا مورد خطاب قرار داده می سراید.

مکتـب ماست جای استقلال
 سبـق ماهــوای   استقلال
این آهنگ استاد طرف استقبال شایان حاضرین قرار میگیرد، که در حقیقت پیام استقلال افغانستان برای نخستین بار از حنجره یک هنرمند طنین انداز گردیده و بالآخره استرداد استقلال کشور توسط نماینده انگلیس تایید می شود. فردای آن روز شاه امان الله خان استاد قاسم را به حضور می پذیرد و در برابر همة اراکین دولتی، که آنجا حضور دارند استاد را در آغوش پرمهرش می فشار دوسند اعطای نشان زمردی بنام «مسرت» را به او میدهد و میگوید: «در کنار چپ نامت کلمه با شکوه افغان را من نیز اضافه می کنم که سمبول هویت و افتخار باشندگان این سرزمین است و از همان روز به بعد همه او را بنام استاد قاسم افغان می شناسند. او در همه عرصه های موسیقی از توانایی و استعداد خاص برخور دار بود و شاگردان زیادی را تربیت نمود و نیز آهنگ های محلی وطن ما را در چوکات مقامات موسیقی تنظیم نموده و آنها را معرفی کرد که ازینرو استاد را بنیان گذارمکتب موسیقی افغانی و پدر موسیقی افغانستان می شناسند. بالآخره استاد در سال 1335 هـ.ش در کابل داعی اجل را لبیگ گفت و در شهدای صالحین بخاک سپرده شد روحش شاد و یادش گرامی باد... ¾